بیست و پنج استاد دانشگاه، وکیل و قاضی برجسته از سراسر دنیا در نامه‌ای سرگشاده خطاب به محمدجواد لاریجانی، رئیس شورای عالی حقوق بشر در جمهوری اسلامی، خواستار اذعان وی به آزار و سرکوب بهائیان ایران و اقدام برای بهبود وضعیت این اقلیت دینی شده‌اند.

آنان در این نامه، که در روزنامه تایمز بریتانیا نیز چاپ شده است، توجه وی را به وب سایت موسوم به «خانۀ اسناد بهائی‌ستیزی در ایران» جلب کرده‌اند که به تازگی توسط جامعۀ جهانی بهائی راه‌اندازی شده و مدارک و شواهد آزار و سرکوب بهائیان در دهه‎های گذشته را ارائه می‌دهد.

این نامه از آقای لاریجانی می‌خواهد ضمن مطالعه محتوای وب سایت، در اظهارات خود و سایر مقامات ایرانی مبنی بر انکار تبعیض علیه بهائیان ایران را بازنگری کند. نامه اشاره می‌کند که مدارک و اسناد موجود در وب سایت، خلاف آن اظهارات را ثابت می‌کند .

نامه همچنین نمونه‌هایی از آزار و سرکوب متکی به مدارک منعکس در وب سایت را نقل می‌کند که شامل موارد متعددی از نقض حقوق بشر، از جمله اعدام، زندان، سرکوب اقتصادی، تخریب و خشونت، و نفرت‌پراکنی است.

 امضا کنندگان نامه با نقل بخشی از قانون اساسی که می‌گوید «دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و مسلمانان‏ موظفند نسبت‏ به‏ افراد غیرمسلمان‏ با اخلاق‏ حسنه‏ و قسط و عدل‏ اسلامی‏ عمل‏ نمایند و حقوق‏ انسانی آنان‏ را رعایت‏ کنند» پرسیده‌اند: «منع هزاران جوان از تحصیل در دانشگاه چگونه می‌تواند عادلانه باشد؟ محروم نگاه داشتن کل یک جامعه از مشارکت در حیات اقتصادی کشورشان چه نشانی از عدل اسلامی دارد؟»

امضا کنندگان در ادامه نامه پرسیده اند: «در جایی که افراد بی‌گناه خودسرانه دستگیر، شکنجه و سال‌های طولانی زندانی می‌شوند و یا قربانیان جرائم حق قانونی برای دادخواهی ندارند، و متخلفان مصون از مجازات‌اند، چگونه می‌توان تصور کرد حقوق انسانی رعایت می‌شود؟»

نهادهای مدافع حقوق بشر و دولت ایالات متحده بارها اقدامات جمهوری اسلامی در سرکوب و آزار اقلیت‌های دینی و قومی را محکوم کرده و خواستار پایان این رفتارها شدند.

به گزارش صدای آمریکا؛ در آخرین واکنشها، مایک پنس معاون ریاست جمهوری آمریکا حمله به معتقدان دینی در جهان امروز را «مایه دل شکستگی» خواند و گفت که حمایت و پیشبرد آزادی دینی، اولویت سیاست خارجی دولت ترامپ است.

مقاله قبلیحمایت ‎پرویز پرستویی از ‎پژمان جمشیدی؛ قرار بود با هم بخندیم نه به هم!
مقاله بعدیمادر سام رجبی فعال‌ محیط‌ زیست: پسر من جاسوس نیست؛ در بی‌خبری مطلق هستیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.