طبق طرح بلند پروازانهٔ وزیر خارجه اسرائیل محوری از خلیج فارس تا اقیانوس اطلس گسترش خواهد یافت، اما آیا قادر به تحقق آن خواهد بود؟

یائیر لپید وزیر خارجهٔ اسرائيل، در سفر ماه گذشته به مراکش بدنبال عادی سازی روابط اورشلیم و رباط که سال گذشته صورت گرفت، ضمن سخنرانی در هتل کازابلانکا چشم انداز ائتلافی را مطرح کرد که در سایهٔ آن امید به آینده و رفاه به منطقه راه خواهد یافت.

لپید در گفتگو با خبرنگاران گفت «در اساس، آنچه اینجا در حال ایجاد آن هستیم، و آنچه در ماههای گذشته در حال ایجاد بودیم، تشکیل یک محور سیاسی است.»

طبق طرح بلند پروازانهٔ وزیر خارجه اسرائیل محوری از خلیج فارس تا اقیانوس اطلس گسترش خواهد یافت، اما آیا قادر به تحقق آن خواهد بود؟

یائیر لپید وزیر خارجهٔ اسرائيل، در سفر ماه گذشته به مراکش بدنبال عادی سازی روابط اورشلیم و رباط که سال گذشته صورت گرفت، ضمن سخنرانی در هتل کازابلانکا چشم انداز ائتلافی را مطرح کرد که در سایهٔ آن امید به آینده و رفاه به منطقه راه خواهد یافت.

لپید در گفتگو با خبرنگاران گفت «در اساس، آنچه اینجا در حال ایجاد آن هستیم، و آنچه در ماههای گذشته در حال ایجاد بودیم، تشکیل یک محور سیاسی است.»

«محور اتحادی را مجسم کنید شامل اسرائیل، مراکش، مصر، و اردن، و از برخی جهات می تواند همچنین قبرس، یونان، بحرین، و امارات متحد عربی را هم می توان به آن افزود – یعنی تمامی ملت هایی که از نقطه نظر مذهبی معتدل اند و امکانات بالقوهٔ نامحدود اقتصادی دارند… اتحاد زندگی در مقابل اتحاد مرگ جمهوری اسلامی و فرستادگانش.»

تایمز اسرائیل نوشت؛ این سخنان در طول سفر لپید در مراکش توجه زیادی بخود نکشید، و یکشنبهٔ گذشته نیز وقتی موضوع را دوباره با همتایان یونانی و قبرسی خود مطرح کرد، همچنان علی السویّه ماند.

لپید گفت اتحاد سه گانه «بخش کلیدی موضوعی بزرگتر است. یک اتحاد معتدل، عملگرا، و آینده نگر. گروه رو به رشدی از کشورها که در راستای دیدگاههای مشترک با هم همکاری می کنند. از امارات متحد عربی و بحرین در خلیج فارس، تا مراکش در آفریقای شمالی، مصر و اردن در خاورمیانه، قبرس و یونان در مدیترانه، و دیگر کشوری که در طول زمان به این حلقه خواهند پیوست.

یک «اتحاد زندگی» که از خلیج فارس تا اقیانوس اطلس گسترش یاید، اساس چشم انداز لپید برای منطقه را تشکیل می دهد: مرحله بعدی روند توافق های ابراهیم که اسرائيل – و خود وزیر خارجه – امیدوار به راهبری آن اند.

مقاله قبلیحکم جلب مهدی هاشمی صادر شد
مقاله بعدیجزئیات دستگیری یکی از خطرناک‌ترین رهبران حوثی‌‬ها
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.