چرا سازمان « عفو بین الملل » سال ۲۰‍۱۸را، « سال شرمساری جمهوری اسلامی » نامیده است؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
84

درون پرونده پر حجم و آکنده از جرم های سنگین سران بدنهاد حاکمیت استبدادی ملاهای اشغالگر در ایران، انواع موارد خجالت آور و شرم آفرینی، که ایشان در کهندیار ایرانیان مرتکب گشته و به انجام رسانیده اند ثبت گردیده است. چرا که در مدت چهل سال و هفت ماه کامل، که از آغاز گشتن شرمساری ها و ننگ آفرینی های این قوم پلید و رژیم خودکامه آخوندی در ایران اهورائی ما می گذرد؛ در طول تمامی این چهار دهه ی عذاب آور و آزار دهنده، دلایل و موارد گوناگونی، از نابخردی های متمادی آنها، و شکل گرفتن کردارهای ناپسند و خشم آور و ضد بشری ایشان، و نیز تمامی اقداماتی که خواسته و ناخواسته در دیار عزیز ما نموده اند؛ که در این رهگذر، موجبات بروز ناملایماتی بی شمار، بر تمامیت زندگی کلیه مردم کشورمان گشته اند. در رذالت و پستی شان کم ترین تردیدی وجود ندارد. از اینرو، و از آنجائی که طبیعت پست آخوندی ایشان، در ظاهر امر ضد زن جلوه می نماید؛ ولی در باطن منفورشان، به خاطر سر سپردگی و اعتیاد و علاقه وافرشان به جنبه های شهوت پرستانه جسم و روان کثیف و اهریمنی شان، نیازمندترین موجودات مذکر هستی به زنان جهان نیز محسوب می شوند. پستی های بی شرمانه شان در این زمینه در حدی است؛ که حتی از اناث(جنس ماده ) در داخل حیوانات اهلی و وحشی هم نمی گذرند. و این امر درون فتواهائی که مراجع تقلید آنان در توضیح المسایل خویش(رساله های ایشان) به این موضوع پرداخته اند کتمان کردنی نیست!

اینها فقط جهت حفظ کردن شرایط ظاهری این قضیه، با ظلم های بی شماری که نسبت به زنان مظلوم ایرانی روا داشته و می دارند؛ در امر مخالفت شان با آنچه که مربوط به زندگانی زنان ایرانی، به خصوص مساله حجاب ایشان می باشد؛ به شدت هر چه تمام تر، و با خباثت هر چه بیشتر، باعث عدم آرامش در میان زنان جامعه ایرانی می شوند. هر چه که جلوتر هم بروند؛ حجم اشتباهات مکرر و دایمی شان، درون پرونده قطور عملکردهای نابخردانه آنان، به ویژه در باره زنان ایرانی، افزون تر و شرم آورتر هم خواهند شد!

تاکید ارزشمند سازمان « عفو بین الملل » ، بر عملکردهای جمهوری ننگین اسلامی در سال ۲۰۱۸ میلادی، به عنوان شرم آورترین سال حیات ننگین این رژیم جهنمی در ایران، قابل تمجید و درک نمودنی است. البته که از نخستین دقایق حضور اشغالگرانه حاکمیت ملا و آخوند در کهندیار ایرانیان میهن پرست، این رذالت پیشگان، از انجام دادن هرگونه ناروائی نسبت به بیش از نیمی از جمعیت ایرانزمین، کوتاهی نکرده اند؛ و دهه ها نیز می گذرد، که مادران بدبخت ایرانزمین را، در سوگ فرزندان عزیز خود نشانده اند؛ و همسران شریفی را، که شوهران ایشان، یا در زندان های مخوف رژیم بیدادگر آخوندی اسیر بوده و هستند؛ و یا آنان را به دلایلی ناروا، مانند جنگ و اعدام های بی جا و غیر قانونی شان، و یا کشته شدن کسانی که در لباس پلیس و سایر نظامیان حکومتی، هنگام ستیزه با مخالفان جمهوری ننگین اسلامی کشته شده و می شوند؛ از دست داده و در عزای شوهران خویش و پدر فرزندان شان به سر می برند. به بدترین شرایط ممکن دچار کرده اند فراوان می باشند. ولی در سال گذشته ( ۲۰۱۸ میلادی )، که تعداد زیادی از مردان ایرانی، در برون از مرزهای کشور خویش، ناخواسته و به فرمان اربابان حکومتی خود، موقع حملات زمینی و هوائی مبارزان با پدید آورندگان تروریسم بین المللی، درون پایگاه های محل استقرار نیروهای حاکمیت تروریست پرور و وحشی رژیم ویرانگر ملاها، مورد حمله دیگران مبارزان واقع شده و جان باخته اند. به نسبت، تعدادشان بیش از بقیه آنانی است؛ که به دلایل برشمرده در بالا، از حیطه هستی خویش ساقط گردیده اند. احتمالا بر این اساس نیز، سازمان بین المللی « حقوق بش » تاکید خود بر روی سال ۲۰۱۸ ، به عنوان شرم آورترین سال حاکمیت آخوندی در ایران مطرح نموده است !

ارگان های بین المللی حقوق بشری، روز یکشنبه ۲۱ مهرماه سال جاری، بیانیه ای را از سوی ۱۷ زن زندانی در ایران منتشر کرده اند؛ که امضاء کنندگان این بیانیه، اعتراض خود را، نسبت به « ستم بر زنان » و « رفتارهای غیر انسانی و بی عدالتی » نسبت به آنان بر شمرده اند!

در این بیانیه به بازداشت خانم فرنگیس مظلوم مادر سهیل عربی، و راحله اصل احمدی، مادر صبا کرد افشاری اشاره شده و آمده است؛ که امضاء کنندگان این بیانیه که خودشان هم در زندان رژیم به سر می برند. از سرکوب شدن « مردان و زنان آزاده » توسط ایادی رژیم انتقاد کرده اند؛ و به طور خاص به رنج مادرانی پرداخته اند؛ که هدف این سرکوب ها قرار گرفته اند!

در این بیانیه همچنین، به « گابریلا گیسو » دختر پنج ساله نازنین زاغری نیز اشاره شده، که در نهایت به ناچار ایران را ترک کرد؛ تا پس از سه سال و هشت ماه دور بودن از مادر خود، نزد پدرش بازگردد و با او زندگی بکند. این امر در شرایطی انجام شد؛ که مسؤلان جمهوری پلید آخوندی، به طور ضمنی آزادی او را، « مشروط » به نتیجه مذاکره و معامله شان با دولت بریتانیا نموده بودند!

آنچه که در برداشت از نتیجه چنین مواردی به نظر میرسد. و آنچه که در این میان کاملا نادیده گرفته می شود. انسان ها، حقوق آنها، عدالت اجتماعی و موضوع مهمی به عنوان « حقیقت » است. که نزد تازی تباران خودکامه، کم ترین معنائی از اعراب را ندارد!

هفده زن زندانی امضاء کننده این بیانیه، جمهوری اسلامی را یک حکومت « زن ستیز » توصیف کرده، و در بیانیه خودشان نوشته اند: « در تمامی این سال ها، جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی بوده، که جهت استقرار آزادی و عدالت برخاسته اند. » !

در این بیانیه همچنین اشاره شده است: که تنها در چند ماه گذشته، فرنگیس مظلوم به رغم بیماری، به جرم دفاع از پسر زندانی اش « سهیل عربی » بازداشت شده، مادر علیرضا شیرمحمدی به جرم نداشتن هشتاد میلیون تومان وثیقه، فرزند خود را در زندان از دست داد. راحله اصل احمدی به جرم درخواست آزادی فرزند خود صبا کرد افشاری بازداشت شده است؛ و موارد متعدد دیگری از این دست. در بیانیه هفده زن زندانی همچنین اشاره شده است؛ که زنان بسیاری هستند که فرزندان خود را درون زندان های رژیم به دنیا آورده و بزرگ کرده اند. مادرانی نیز هستند؛ که حتی از دیدن جسد بی جان فرزندان کشته شده شان به دست جلادان خامنه ای در شکنجه گاه های این ددمنشان، و دانستن محل دفن فرزندان خود محروم گشته اند!

این بیانیه را یاسمن آریائی، مریم اکبری منفرد، سیما انتصاری، ارس امیری، مرضیه امیری، لیلا حسین زاده، نازنین زاغری، زهرا زهتابچی، آتنا دائمی، فاطمه ضیائی، منیره عربشاهی، نگین قدمیان، صبا کرد افشاری، ندا ناجی، نرگس محمدی، فرشته محمدی، سپیده مرادی و چند تن زن زندانی دیگر تنظیم نموده و امضاء و منتشر کرده اند!

امضاء کنندگان این بیانیه، از فعالان حقوق زنان، فعالان مدنی و سیاسی می باشند؛ که در رساندن پیام مظلومیت همراه با رشادت کامل زنان ایرانی، به چنین امر مهمی اقدام نموده اند!

در ماه بهمن سال گذشته، « سازمان عفو بین الملل » در گزارش مبسوطی سال ۲۰۱۸ را سال شرم جمهوری اسلامی نامید و اعلام کرد؛ که در این سال، بیش از هفت هزار تن، اعم از شرکت کنندگان در تظاهرات، دانشجویان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق زنان، فعالان محیط زیست، فعالان کارگری و فعالان حقوق قومی و اقلیت های مذهبی در ایران بازداشت شده و در زندان های مخوف جمهوری اسلامی به سر می برند!

به همین مناسبت وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا چندی پیش، سرکوب شدید فعالان حقوق زنان در ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی را، به شدت محکوم کرده و خواستار آن شد؛ که آزار و اذیت و زندانی کردن زنانی، که تنها حقوق اولیه و بنیادین خود را مطالبه می کنند پایان یابد!

امید که برای یک بار هم که شده، سرانجام « میخ آهنین بر سنگ » فرو برود. تا این زنان دربند و ستمدیده ایرانی، از اسارت درون شکنجه گاه های رژیم منحط آخوندی و آسیب دیدن از سوی دژخیمان این حاکمیت اهریمنی رهائی یابند. تا باری دیگر طعم شیرین آزادی را در زندگی خویش تجربه نمایند!

محترم مومنی

مطلب قبلیهفتم آبان برابر با بیست و نهم اکتبر گرامیداشت حقوق بشر فرخنده باد! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیدر صورت کنار گذاشتن نظام سهمیه ای از قانون اساسی، لبنان تجزیه خواهد شد، انتخاب با لبنانی هاست؛ بقلم دکتر کاوه احمدی علی آبادی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید


2 − یک =