چرا اسلامگرایان امروز بدتر از جاهلان صدر اسلام اند؟ تبدیل میلیون ها انسان به مشتی حیوان!

0
187

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

واقعیت این است که بخش بزرگی از مشکلات جهان اسلام بدین سبب است که آنچه امروز تحت عنوان اسلام انجام می شود، نه تنها اسلامی نیست، که درست ضد اسلامی است که پیامبر اسلام ترویج می کرد و محمد اصلاً برای زدودن آن ها مبعوث شده بود. جالب تر آن که، این که اسلام در دورانی که آخرالزمان -توسط بسیاری از ادیان خوانده می شود، چنان از اصل اش فاصله می گیرد که حتی از شرک صدر اسلام از حقیقت اش دورتر است، در همان روایت متواتر مسلمانان نیز آمده است.

وضعیت جامعه در صدر اسلام وضعیت نوزاد بیماری بود که برای رفع بیماری های متعددش، نسخه ای به اسم “اسلام” صادر می شود و برای رشد و بلوغ اش، “تکامل تدریجی جامعه طی تاریخ”. آن جامعه بدوی به بیماری برده داری مبتلا بود. پس اسلام نسخه آزادسازی بردگان را برای بهبود وضعیت اش صادر می کند. به بردگان تجاوز می شد و حتی به تن فروشی برای کسب درآمد اربابان شان وادار می شدند، و اسلام گفت که آنان غلامان و کنیزکان تان هستند که باید چون فرزندان تان تربیت شان کنید و اگر به نکاح تان درآمدند به عقدشان درآورید. آن جامعه مبتلا به کشتار ده به یک، یعنی انتقام بود، پس نسخه شریعت اسلام با عنوان یک در مقابل یک (قصاص) برایش پیچیده می شود. زنان در آن جامعه مردسالار، حقوقی نداشتند و مرد هر خانواده در حقیقت خود قانون زن بود، اسلام قانون ارث را برای حقوق زنان در یک جامعه قبیله ای صادر می کند و مردان را از زیر پا گذاشتن اش برحذر می دارد. آن جامعه بی سواد و نادان بود و حتی طرز ادای درست دعا و نیایش را نمی دانست، پس تکلیف نماز برایش تجویز شد تا هر روز آن را تکرار کنند و از یاد نبرند. آن جامعه نوزادان را به سبب فقر و جهل زنده به گور می کرد، اسلام گفت که آن جنایت است و خداوند روزی شان را می دهد. آن جامعه از افراط و تفریط در همه زمینه ها رنج می برد و اسلام راه اعتدال و میانه را برای مردم توصیه نمود. از افراط حجاب در قبایل بدوی اطراف مکه و مدینه که نقاب می زدند و همه جایشان را می پوشاندند، و از تفریط که زنان متمول مکه و مدینه، تن فروشی می کردند و اسلام راه میانه حجب و حیا و به خصوص “پاکدامنی” را تجویز کرد و تأکید ورزید که از درون قلب ها تنها خداوند خبر دارد تا به مسلمانان ناآگاه برساند که آن را نباید به ظواهرش فرو کاهند و به زور تحمیل کنند. آن جامعه نابالغ تنها با زور به چیزی تن می داد و اسلام برایشان توضیح داد که هر آنچه دینی است، اجباری نیست (لا إِکراهَ فِی الدّین).

حال ما با جوامعی روبرو هستیم که نه تنها در بسیاری از زمینه ها مبتلا بدان بیماری ها نیست که دیگر حتی نوزاد نیز نیست و بالغ و پخته شده است. به سبب تکامل تاریخی جوامع و به خاطر رشد و گسترش علم و دانش و معرفت در همه زمینه ها. به عبارتی، جامعه صدر اسلام از دو طریق: یکی “تکامل تاریخی” و دوم “اسلام” بر مشکلات، بیماری ها و نابالغی اش چیره شد که اگر حالا بخواهیم حتی عیناً جامعه صدر اسلام را امروز بازآفرینی کنیم، موجب پسرفت شده ایم، چون آن بخشی را که بر اثر تکامل تاریخی در طول این ۱۴۰۰ سال بهبود یافته و پیشرفت کرده، به عقب برگردانده ایم و نارسایی ها و معضلات آن جامعه نیز دوباره پدیدار خواهند شد، و درست مثل این خواهد بود که انسانی سالم را لنگ کنیم و سپس به او عصا دهیم تا به کمکش راه رود یا انسانی بالغ را به کودکی نابالغ برگردانیم تا داروهایی دوران کودکی به دردش بخورد!! جامعه امروز ما دیگر چون جامعه بدوی صدر اسلام مبتلا به برده داری نیست که نیاز باشد نسخه شرعی برای کنیز و غلام برایش صادر شود و جاری باشد و اگر چنین کنیم درست مثل این است که فردی را به عمد بیمار کنیم و بعد به او دارویی دهیم تا شاید دوباره خوب شود! که اتفاقاً این دقیقاً یکی از دلایلی است که اسلام گرایان دوران ما، زاینده مشکلاتی برای ما و خودشان هستند و نه برطرف کننده شان. در آن جامعه عشیره ای صدر اسلام، زنان شاغل نبودند و قانون ارث شرع اسلام برای چنان جامعه ای بود، نه جوامع روستایی (که در جامعه روستایی زنان نان آوران اصلی خانواده اند) و جوامع شهری امروزین که زنان شاغل بسیار دارد، و اگر بخواهید قوانین آن جامعه قبیله ای را به این جوامع متکامل امروزین تعمیم دهید، نه تنها مشکلی را حل نمی کنید که بر مشکلات خواهید افزود. به همین علت، آن قانون ارث برای صدر اسلام عدالت بود و نه برای جامعه امروز. و به همین سبب است که خداوند می فرماید برای هر قومی و امتی شریعتی مقرر داشتیم، چون شرایط هر جامعه ای با جامعه دیگر فرق می کند. و باز به همین خاطر شریعت هر قومی با قومی دیگر فرق می کند، اما “حقیقت دین” ثابت و جاودانه است. در جامعه متوحش و جاهلی صدر اسلام، نوزادان خود را با دستان خود زنده به گور می کنند، اما اینک جامعه بشری چنان بلوغ عاطفی یافته که حتی از دیدن سر بریدن یک حیوان دچار ناراحتی می شود و این نشانه تکامل و بلوغ جامعه است که اگر بخواهیم رسوم صدر اسلام را در جوامع امروز پیاده کنیم، یعنی آن توحش و بربریت را به زندگی متمدن امروز تحمیل کرده ایم و هم موجب فاجعه می شویم و هم درست نقض غرض اسلام عمل کرده ایم. جامعه امروز باسواد و حتی تحصیل کرده است و نیاز نیست چند واژه عربی را مدام در هر روز تکرار کنیم، چون بی سواد نیستیم که از یاد ببریم و نباید در حد تکرار همان ها در جا بزنیم و از یک انسان پرورش یافته در جامعه متکامل امروز بیش از جامعه بدوی دیروز انتظار می رود. به همین خاطر است که بسیاری از فقها و مجتهدان اسلام در امروز، اشخاصی بسته و با افکار فسیلی هستند (نشسته چند جلد کتاب درباره بسم الله نوشته، بعد در قرن بیست و یکم -بی تعارف مثل گوسفند زندگی می کند!)، در حالی که در گذشته در زمره واقعاً عالمان زمان خود بودند و به رشد و گسترش علم و معرفت زمان شان کمک می کردند، نه تکرار آموخته های گذشتگان، تحت عنوان معارف اسلامی یا حتی فلسفه اسلامی. دعا و نیایش نیز چون باید در اوج صمیمت با خداوند از کنه وجود برخیزد، باید به زبان دل و مادری هر شخص باشد، نه به زبان عربی و به شکلی طوطی وار، و عرب به زبان عربی و دیگران به زبان خودشان و به همین دلیل است که قرآن به صراحت می گوید که وحی برای هر قومی به زبان همان قوم نازل شده است. جامعه بی مسئولیت صدر اسلام، فرزندانی را به دنیا می آورد، که بار مسئولیت بزرگ کردن اش را برعهده نمی گرفت و به سبب جهل، بسیاری از راه های جلوگیری از بارداری را نیز نمی دانست، به همین سبب برای لذت و نیاز جنسی فرزند می آورد، اما مسئولیت نمی پذیرفت و بدین سبب اسلام مانع شان شد، اما جامعه مسئولیت پذیر امروز می خواهد حتی فرزندآوری نیز با قبول مسئولیت و آگاهانه باشد و راه های جلوگیری از بارداری را نیز بلد است و از این سبب، جلوگیری از بارداری و فرزندآوری مسئولانه از خصایص نیک جامعه متکامل امروز است.

و در نهایت در جامعه بدوی چون قانون و شریعت وجود نداشت، نظام پاداش و تنبیه گزینشی بود و عمدتاً شامل اشخاص مستضعف و طبقات فرودست جامعه می شد، اما متمولین و فرادستان، خود را از قاعده مستثنی می ساختند، اسلام حکم کرد که شریعت را هیچ کس حتی پیامبر نمی تواند باطل کند (یعنی پیامبر نیز چون پیامبر است، نمی تواند خود را مستثنی سازد) و قانون برای همه برابر است. پس توصیه اسلام برای عدم ابطال شریعت اسلام برای جاودانه بودن آن و صدق اش برای تمام دوران ها نبود (و به همین خاطر قرآن به صراحت شریعت هر قومی را با قومی دیگر متفاوت اعلام می کند) بلکه برای این بود که در جامعه صدر اسلام در همان دوران، شریعت (قانون) اصطلاحاً “گزینشی” اعمال نشود و حتی بخشش را والاتر از اعمال حدود شرعی و قصاص شمرد تا برساند که هدف از پایبندی به شریعت، مجازات نیست، بلکه جلوگیری از تبعیض است. اگر به شریعت اسلام نگاه کنید بسیار به شریعت یهود شبیه است و هر دو با تعالیم مسیحی فاصله بسیاری دارند، چون هر دو جامعه یهودی و جامعه صدر اسلام، جوامعی قبیله ای بودند و جامعه دوران عیسی مسیح، جامعه ای متکامل تر و روستایی بود. و خلاصه ما بسیاری از نواقص جامعه بدوی صدر اسلام -که پیامبر برای تکامل شان آمده بود، چون صدر اسلام را مقدّس ساختیم، تصور می کنیم که اگر همان شرایط را بازتولید بکنیم، اسلامی کرده ایم، که بنا به دلایلی که در بالا ذکر شد، دقیقاً برعکس، اسلام مشخصاً برای زدودن شان از جامعه بدوی، و تکامل و بلوغ جامعه نوزادوار صدر اسلام، به جوامع متکامل امروزین آمده است. آن با وجود داشتن برچسب اسلام، اسلامی نیست و این با وجود فقدان برچسب اسلام، حقیقتاً اسلامی است.

پاره ای از موارد نیز هست که آنقدر مو به مو با رفتارهای جاهلان و مسلمانان صدر اسلام همخوانی دارد که نیاز به توضیح و تحلیل و تأویل نیست. مثل خوردن جگر دشمنان. همگان می دانند این رفتاری بوده که مشرکان (هند جگرخوار) نسبت به مسلمان (حمزه عمومی پیامبر) انجام دادند و مسلمانان نه تنها انجام ندادند که حتی به عنوان قصاص نیز مقابله به مثل نکردند. اما حالا اسلام گرایان تندرو در سوریه اعضای بدن دشمنان شان را می خورند تا به خیال خود به توصیه اسلام از آنان زهرچشم بگیرند!! پیامبر اسلام مدام خود را زیبا (حتی موهایش را بلند می کرد و با روغن خرما زینت می داد، و امروز جوانان را به خاطر موهای بلد نکوهش و حتی دستگیر می کنند!) و تمیز (با وضوء، غسل و استحمام مداوم) و خوشبو (با عطرهایی که در آن زمان خوشبو شناخته می شد) می ساخت. به قیافه همین سلفی ها، بنیادگرایان و اسلام گرایان امروز نگاه کنید. زیبایی طلب شان، زن حامله یکدفعه آن ها را ببیند، سقط جنین می کند و بچه ای که هنوز زبان باز نکرده تا تفاوت های فرهنگی را بفهمد (که از پیشداوری ها متأثر شده باشد)، به محض دیدن شان می ترسد و حتی چنان شوک زده می گردد که بعضاً به گریه می افتد!

در یک کلام: محمد با نسخه ای که ۱۴۰۰ سال پیش برای جامعه بدوی آن دوران پیچید، مشتی حیوان را “انسان” ساخت و اسلام گرایان امروز با نسخه ای که برای جامعه متکامل امروز می پیچند می خواهند میلیون ها انسان را به مشتی حیوان بدل کنند. این است دلیل آن که اینک آنچه اسلام گرایان، اسلام می خوانند حتی از مشرکان صدر اسلام از حقیقت اسلام دورتر است.

 

مطلب قبلیهمکاری دو ستاره سیاه پوست در کمدی «فانتوم سیاه»
مطلب بعدینمادهای بارز بت پرستی در هزاره ی سوم!
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.