اینکه فناوری بتواند ابتلای قریب الوقوع به بیماری را به اطلاع فرد برساند اتفاق مهمی است که زندگی انسانها را دگرگون خواهد کرد. این خلاصه مطلب خواندنی از نشریه «نیوساینتیست» است.

 این نشریه علمی در گزارشی می نویسد: بدون شک آنفلوآنزا یکی از چالشهای بزرگ علم پزشکی به حساب می آید و حتما شما هم آرزو می کنید که فناوری نوینی ارایه شود و این بیماری را پیش از ابتلا هشدار دهد. اکنون دانشمندان بر روی فناوری پوشیدنی کار می کنند که این قابلیت را دارد یعنی به فرد می گوید که تا ابتلا به آنفلوآنزا و احتمالا بیماریهای دیگر فاصله ای ندارید. این کار صرفا از طریق ردیابی سیگنالهای طبیعی منتشر شده از طرف بدن صورت می گیرد.

نیوساینتیست ادامه می دهد: این نوآوری در دانشگاه استنفورد ارایه می شود جایی که مایکل اسنایدر با همکاری تنی چند از دیگر محققان این دانشگاه بر روی آن کار می کنند. او برای اینکه نشان دهد فناوری مورد نظرش اثرگذار است از مدتها پیش یعنی حدود یک سال پیش مجموعه ای متشکل از ۷ حسگر پیشرفته را به بدنش متصل کرده تا کارکرد آنها را مورد ارزیابی قرار دهد.

به نوشته این نشریه، اگرچه اسنایدر به ظاهر اوضاع و احوال مساعدی داشت و همه چیز به نظر عادی می رسید اما حسگرهایی که وی آنها را به نوعی پوشیده بود علائم غیرعادی و عجیبی را نشان می دادند. این دانشمند احساس خوبی داشت اما ضربان قلبش سریعتر از حالت عادی بود، دمای پوستش افزایش یافته بود و سطح اکسیژن خونش نیز افت کرده بود. این موارد همگی از احتمال ابتلای وی به نوعی بیماری حکایت داشت. او در ادامه با مصرف چند دارو، به وضعیت عادی بازگشت.

نیوساینتیست در ادامه می آورد: حالا این محققان ایده جالب توجهی را دنبال می کنند. آنها فکر می کنند که ساعتهای مچی هوشمند قابلیت آن را دارند که ابتلا به بیماری را پیش از وقوع این وضعیت به فرد گوشزد کنند تا او هرچه سریعتر اقدامی برای جلوگیری از مبتلا شدن انجام دهد، یعنی دقیقا همان فرآیندی که برای اسنایدر هم روی داد.

به گزارش مهر؛ به نوشته این نشریه، آزمایشاتی به مدت دو سال و با حضور ۴۰ داوطلب انجام شده که نشان می دهد ساعتهای مچی هوشمندی که با ضریب دقت بالایی ضربان قلب و افزایش دمای پوست را نشان می دهند می توانند به عنوان ابزاری کاربردی برای ارایه هشدارهای لازم به افراد در آستانه ابتلا مورد استفاده قرار گیرند زیرا این دستگاههای کوچک دارای همان حسگرهایی هستند که اسنایدر به خود متصل کرده بود. بدین ترتیب می توان گفت این روزها ابزاری کاربردی اما با قابلیت کمتر شناخته شده در اختیار داریم یعنی ساعتهای مچی هوشمند.

مقاله قبلیمل‌گیبسون به روزهای اوج سینما بازگشت
مقاله بعدیادامه تلاش‌ها برای یافتن پنج آتش‌نشان مفقود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.