اولین حضور ‌یک ‌زن‌ ایرانی در رینگ رسمی‌بوکس‌ با اولین‌ پیروزی همراه شد. صدف خادم، نخستین بوکس باز زن ایرانی که در یک مسابقۀ رسمی شرکت کرد شنبه شب ١٣ آوریل/ ٢٤ فروردین، در شهر بندری «روآیان» در غرب فرانسه بر حریف فرانسوی خود، اَن شوون، پیروز شد.

وی این پیروزی را به همۀ زنان ایران اهدا کرد و به آنان توصیه کرد برای دست یافتن به اهداف خود پشتکار داشته باشند. صدف خادم در سخنان کوتاهی از حریف خود، اَن شوون، تمجید کرد و گفت «این مسابقه دو پیروز داشته است؛ هر دوی ما پیروز شدیم». اَن شوون نیز پیش از آنکه هیئت داوران نتیجۀ مسابقه را اعلام کند، دست صدف خادم را گرفت و به نشان پیروزی او بلند کرد.

مسابقه میان صدف خادم و اَن شوون در سه راند برگزار شد و در پایان وی با کسب امتیاز بر حریف خود پیروز گردید. مربیگری صدف خادم در این مسابقه را مهیار منشی پور، قهرمان پیشین مسابقات جهانی بوکس برعهده داشت. برگزاری این مسابقه به همت او که اینک مشاور فنی وزارت ورزش فرانسه است انجام گرفت.

با این که حریف فرانسوی بود، اما‌ صدف خادم در میان تماشاچیان فرانسوی طرفداران زیادی داشت که او را در ‌تمامی ۶ دقیقه مسابقه تشویق کردند.

صدف خادم در‌حالی که راند اول را با استرس شروع کرد و ضربان پیاپی از حریف با تجربه‌تر خود دریافت کرد اما در ۲ راند بعدی با پیدا کردن خود در رینگ بوکس و همچنین توصیه‌های فنی مهیار منشی‌پور مربی خود توانست آن شوون را زیر ضربات بی‌توقف هوک خود قرار دهد.

پس از اعلام پیروزی، صدف خادم نتوانست جلو اشک‌های خود را بگیرد.

او پس از پایان بازی داور و حریف خود را در آغوش کشید و در نهایت این پیروزی را «به تمام مردان و زنانی که جانشان را برای دفاع از ایران فدا کرده‌اند» تقدیم کرد. صدف خادم‌ افزود: “این قدم اول بود”.

مجری برنامه نیز پیش از اعلام رای داوران این مبارزه را تلاشی برای آزادی زنان و برابری حقوق زنان و مردان خواند.

در ادامه شهردار روآیان نیز با حضور در روی رینگ این پیروزی را به مهیار منشی‌پور و صدف خادم تبریک گفت.

صدف خادم به همراه مربی‌اش طی روزهای آتی فرانسه را به مقصد ایران ترک خواهند کرد.

موفقیت دوچندان خادم

صدف خادم، پیش از آغاز مسابقه به یک پیروزی بزرگ دست یافته بود و آن شرکت در چنین مسابقه‌ای بود. نام او این چنین به عنوان نخستین زن ایرانی که در یک مسابقۀ رسمی بوکس شرکت کرده است، ثبت می‌شود. پیروزی در این مسابقه، موفقیت او را دو چندان کرد.

صدف خادم دختر ٢٤ ساله ایست که نگاهی پخته به جهان و ورزش مورد علاقۀ خود دارد و رینگ بوکس را آئینۀ  میدان زندگی می داند و می گوید «ضرباتی که در رینگ بوکس بسوی من می‌آید، همانند دشواری‌های روزمرۀ زندگی است، باید از فرود آمدن آنها جلوگیری کنم. اما اگر هم ضربه‌ای خوردم، نباید کنار بکشم، نباید رها کنم». او اینک امیدوار است که «این مسابقه سدی را بشکند و آغازی باشد برای آنچه بسیاری از زنان در ایران از سال‌ها پیش در انتظار آن هستند».

صدف خادم ورزش را با شنا شروع کرده، سپس به بسکتبال کشیده شده و هنگامی که دستکش بوکس به دست کرده، دیگر از درآوردن آن ناتوان مانده است. او که ۵ سال پیش ١٠٧ کیلو وزن داشته، به یُمن بوکس امروز اندامی باریک و روحیه‌ای ورزشکار دارد و هر چند هر ورزشکاری برای بُرد به میدان می‌رود، اما برای او که از رینگ بوکس محروم بوده، حضور در یک رقابت رسمی نخستین بُرد او به حساب می‌آید.

به گزارش رادیو فرانسه؛ مسابقۀ میان صدف خادم و اَن شوون در روزهای پیش از برگزاری، بسیار مورد توجۀ رسانه‌های فرانسوی و بین‌المللی قرار گرفت و از یک کانال تخصصی و سه کانال منطقه‌ای تلویزیون بطور مستقم پخش شد.


مقاله قبلیاینجا “چشم ساهارا” است
مقاله بعدیجلوگیری مصر از ارسال نفت توسط جمهوری اسلامی از کانال سوئز به سوریه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.