فرشید یداللهی و رضا انتصاری، دو درویشی که چندی پیش از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شدند با انتشار پیامی، نوروز را به ملت ایران و دراویش گنابادی تبریک گفتند.

این دو درویش با اظهار اینکه «امیدواریم نفرت‌ها به دوستی و جهالت به معرفت و ستم به عدالت مبدل گردد» نوشته‌اند: کاش پرده جهالت پاره می‌شد و منیت و انانیت از وجودمان رخت بر می‌بست تا به جای جنگ و دشمنی، مهر و محبت در دل‌هایمان خانه می‌کرد.»

به گزارش مجذوبان نور، متن پیام این دو درویش به شرح زیر است:

هو

۱۲۱

دی شد و بهمن گذشت، فصل بهاران رسید

جلوه گلشن به باغ، همچو نگاران رسید

سال نو را به مرشد و مربیمان حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) و تمام عزیزان ایمانی و به همه اسیران و دوستان آزاده که به خاطر احقاق حقوق مردم به بند و زندان گرفتار شده‌اند تبریک عرض می‌نماییم و از خداوند منان سلامتی و بهروزی و سعادت همه ایرانیان را آرزومندیم.

زنهار مزن تیر ستم بر دل درویش کان تیر ستم تیغ و سنان بر جگر آرد

چندی پیش دشمنان آزادی، در حرکتی خودسرانه ما را از زندانی به زندان دیگر تبعید کردند، شاید بدین گمان که اگر از برادرانمان در زندان اوین جدایمان کنند، ما راه سکوت پیشه می‌کنیم، غافل از آنکه مکتب درویشی خرمنی از آتش است و هر درویشی شعله‌ای که هر کجا که فرود آید، خرمنی از نور به ارمغان آرد.

نمی‌دانند که درویشان وجودی واحدند و دل‌ها و جان‌هاشان یکی ست و راه و منش آن‌ها بر صراط آزادگی و انسانیت استوار است. بی‌خبرند که پیام این شعله‌ها، مرگ و نیستی نیست، که نور و روشنایی صلح و آشتی، عدالت و آزادگی و تعقل و معرفت است و غافلند کارکن حقیقی جز پرودگار نیست و اوست که قادر است که آتش سختی‌ها و رنج‌های ظاهری به عنایتش گلستان کند.

چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم؟ رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم

کاش پرده جهالت پاره می‌شد و منیت و انانیت از وجودمان رخت بر می‌بست تا به جای جنگ و دشمنی، مهر و محبت در دل‌هایمان خانه می‌کرد. آن روز دیگر دوستان جاهلمان ما را به جرم عشق و اعتقاد به یزدان پاک متهم نمی‌کردند و در سرزمین زردشت و محمد و علی برادری و شفقت به هم نوع جایی برای مرگ و نفرت نمی‌گذاشت.

از همهٔ برادران و خواهران ایمانی و تمام کسانی که در این راه دشوار ما را یاری نمودند و بار دیگر اتحاد و همدلی خود را به نمایش گذاشتند و سپاسگزاری کرده و رنج‌های که متحمل شدند موجب خوشنودی حضرت حق و مولای خویش شده باشد. به امید سالی که نفرت‌ها به دوستی و جهالت به معرفت و ستم به عدالت مبدل گردد.

فرشید یداللهی – رضا انتصاری

دراویش تبعید شده به زندان رجایی شهر

مقاله قبلیبدلیل افزایش جمعیت در ایران؛ زایمان در تمام بیمارستان‌های استان اردبیل رایگان شد!
مقاله بعدیکوین اسپیسی چرچیل می‌شود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.