Nowrooz96به نام پروردگار طبیعت و به یاد آفریدگار هستی، آن که بشر را برای زجر کشیدن نیافرید و عزت خود را به مخلوق برترش ودیعه داد، آغاز سال جدید شمسی است، زندگی دوباره گل و گیاه و درخت است، بهار آمد و نوید مجدد برای زیبایی های حیات داد، براستی که گردش تقویم چه فایده ای دارد، اگر انسان به راحتی و خوشحالی نرسد.
نمی دانیم به هموطنانمان در این وفور بحران های روحی و جسمی که دامنشان را گرفته، تبریک بگوییم و یا طلب عفو و بخشش از خداوند بزرگ کنیم، آنگاه که اکثریت قریب به اتفاق مردم در عسر و حرج قرار دارند، خندیدن و شادی کردن بی اعتنایی به درد و غم هم میهنان است، خدای من دست افشانی و پایکوبی در روز عید با دیدن آمار و ارقام حیرت بار و خفت انگیز و وحشت آفرین، نمک بر زخم ملتی ست که از زمین و زمان سختی ها و گرفتاری ها بر او باریده و نفسش را بریده، خدای من کجا شد آن وعده های کریمانه ات؟ که به پیامبرانت در خصوص کمک به خلقت دادی، ما تشنگان الطاف توییم، ای که غریبان عصر را یاوری، ای کی ضعیفان ایام را دستگیری، امروز روز بلای فرزندان زمین است، بیشترین نفوس از این هفت میلیارد انسان کره خاکی گرسنگان و نیازمندان و مشکل داران و بیمارانند، به چه رویی شربت و شیرینی بخوریم، در حالی که:
“بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند،
چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار”
بدین وسیله از دادرس جهان پادشاه کون و مکان، ذات اقدس کبریایی مسئلت دارم، که ریشه ظلم و تبعیض و فساد را از کشورمان بکند و رعیت مستحق ترحم و تفقد ایران عزیز را نوروزی حقیقی و واقعی و تمام عیار دهد و ابرهای نگرانی و ناهنجاری را از فضای دنیا دور کند و اعتماد به تقویم جاری را در دلها محکم گرداند، روزگار وامصیبتا را از عصر معاصر بزداید و لبخند و طراوت را بر لب های همنوعانمان نقش دهد
با تشکر.
سید حسین کاظمینی بروجردی
نوروز 1396، تهران، ایران

مقاله قبلیدراگون به زمین بازگشت
مقاله بعدیدونالد ترامپ در بیانیه‌ای نوروز را به ایرانیان تبریک گفت
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.