پیام زندانی سیاسی علی معزی به ۲ فرزندش و یاران آنها که در زندانی موسوم به لیبرتی در عراق محبوس می باشند و بیش از ۵۰ روز است که در اعتصاب غذا بسر می برند.

این پیام برای انتشار در اختیار رسانه ها   قرار داده شده است .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

 

به نام پروردگار برتر،

فرزندان مجاهدم هجرت ، فروغ ،

ساير بستگان و دوستان و اشرفيان برشما باد درود

بیش از يكماه از اعتصاب غذاي شما در شرايطي دشوارو طاقت فرسا مي گذرد

دربرابرپايداري پرشكوه، خلق حماسه ها و اراده خلل ناپذيرتان جز فرود آوردن سر تعظيم چه مي توان گفت

شما سرمايه هاي شرف و وارث خون و پيام يك صد هزار شهداي مجاهد و مبارز معاصر هستيد

سلاح شما عزم استوار و ايمان راسخ شما است

بنابر اين كيد و مكر و زد و بند دشمنان دون در مصاف با اين پايداري و مقاومت سوخته خواهد شد

ما زندانيانسیاسی وجمع كثيري محبان و حاميان شما دست در دست يكديگر زير سايه و چتر مقاومت آن قلب تپنده است كه بايكديگر پيوند ميخوريم ، تجديد حيات مي كنيم و تكثير مي شويم .

شب را شما شكستيد هان اي طلايه داران

معناي آفتابيد هان اي وجودتان روز

اگر اين ايستادگي و پايداريها نبود چه چيز قابل اعتناي ديگري مي توانست بيانگر شرف و… باشد .خداوندا صبر و پايداري از آن اين پويدگان صديق راهت و ضمانت پيروزي حتمي از آن توست زيرا كه تو خود قوام و دوام اين راه را بر عهده گرفته اي و گفته اي

هذا صراط علي المستقيم و اعلام داشته اي كه كان حق علينا نصرالامومنين پس عليك نصر المجاهدين

بار الهي بر توباد ياري موحدان و مجاهدانت،

پيروز و سرفراز باشيد

علی معزی

زندانی سیاسی محبوس در ندامتگاه کرج

مهر ماه ۱۳۹۲

مقاله قبلیبیانیه روحانی آزادیخواه به مناسبت عید غدیر
مقاله بعدیمناظره «تئوریسین یارانه ای احمدی نژاد» و یک اقتصاددان منتقد در تلویزیون، در آستانه درگیری فیزیکی قرار گرفت!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.