63 تن از زندانیان سیاسی بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج با نوشتن پیامی به خانواده‌ مرحوم افشین اسانلو، درگذشت این زندانی سیاسی را تسلیت گفتند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازاختیار کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ متن پیام به شرح زیر است:

“خانواده محترم اسانلو .باسلام .افشین اسانلو مظلومانه و در سکوت مارا ترک کرد.با مرگ او همه ما داغدار از دست دادن عزیزی شدیم که جهان را زیباتر و مردمانش را خوشبخت می خواست. ستاره عمر این فعال کارگری در حالی خاموش شد که قلب مهربانش دیگر تاب تحمل فشارها، محدودیتها و رفتارهای غیر قانونی را نداشت .

بدین وسیله ما زندانیان سالن ۱۲زندان رجای شهر در گذشت دوست و همبندیمان را به شما و همه عزیزان تسلیت گفته و یادش را گرامی میداریم.”

افشین اسانلو، ۴۲ ساله، فعال کارگری، برادر منصور اسانلو و از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در سال ۱۳۸۸ به اتهام تبانی و اجتماع به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

او سال گذشته از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج برای سپری کردن باقی مدت محکومیتش منتقل شد. مرحوم اسانلو اسفند ماه امسال با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود از زندان آزاد شود اما غروب پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه در بیمارستان رجایی شهر کرج به علت “سکته قلبی” فوت کرد و روز دوشنبه ۳ تیرماه در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

اسامی زندانیان امضاء کننده پیام تسلیت به خانواده افشین اسانلو:

بهروز علی‌توکلی، محمد سیف زاده، کیوان رحیمیان، کامران رحیمیان، جمالدین خانجانی، فوادخانجانی ،نویدخانجانی، وحید تیز فهم، ایقان شهیدی، عفیف نعیمی، عادل نعیمی، شاهین نگاری، ریاض سبحانی، سعید رضایی، شاهرخ طائف، افشین حرتیان، عزیز الله سمندری، رامین زیبایی، امان الله مستقیم ، فواد مقدم، فرهمند سنایی، فرهاد صدقی، فرهاد فهندژ، فواد فهندژ، سیامک صدری، کامران مرتضایی،سعید ماسوری، محمدعلی منصوری، حمید رضا فراهانی،افشین بایمانی، فرزاد مددزاده، کورش زیاری، محمود بادوام، رمضان سعیدی، لقمان مرادی، زانیار مرادی، احمد تمویی، بهمن احمدامویی، رسول بداقی، محمد امیر خیزی، رضا شریفی، جمشید صادق الحسینی، جعفر اقدامی، مسعود باستانی، مصطفی نیلی، کریم عزیزمعروف، امیرحسین فدایی، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی، دیدار رئوفی، خالد حردانی، شاهرخ زمانی، هوشنگ رضایی، رحیم الیاسی، احمد زیدابادی، مهدی تحققی، حسن آشتیانی، عمر فقیه پور، خالد فریدونی، ابراهیم حسین پور، حجت حاتمی، ایرج حاتمی و حمیدرضابرهانی.

مقاله قبلیفروش میلیاردی آثار هنری در تهران؛ سپهری با 700 میلیون تومان رکورد شکست
مقاله بعدیفرمان مرگ در سینما صادر شد..!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.