در تاریخ پر فراز و نشیب ایران عزیز و در وادی مقدس عشق و عاشقی و در مکتب عالی فقر و عرفان به کرّات و تواتر شاهد مجاهدات و مناقشات فراوان با منکران این عوالم بوده و هستیم.

چه بسیار سربداران و عیّاران و عین‌القضات‌ها و حلاج‌ها و نسیمی‌ها و مشتاقعلیشاه‌ها را که به دار حقد و جهالت کشیدند و چه بسیار زنده‌زنده پوست از کالبدشان کندند و سنگسار نمودند تا چندصباحی را بی‌دغدغه سر به آخور مادیات فرو برند.

گویا جناب حافظ علیه‌الرحمه از عواقب اینگونه عاشقی بود که به عشّاق هشدار و ابراز فرموده و خود نیز از آن بی‌نصیب نبوده که فرمود:

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

یا جناب مولانا فرمود:

حلاج‌وشانیم  که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشقِ خداییم

و نیز علاّمه طباطبایی سرودند:

چه فرهادها مُرده در کوه‌ها                                                        چه حلاج‌ها رفته بر دارها
ولی رادمردان و وارستگان                                                          نبازند هرگز به مُردارها

کوتاه کلام، دل غمین است و جان حزین، نه شور تسلّی در سر است و نه نوای دلداری دادن.
زانوی غم در سینه فرو برده‌ایم و اسیران بلاییم و به هجران گلچهره‌ی فریبایمان مبتلا.
با اینهمه اندوه قریب چهار ماه است که از هر طیفی چه با استدلالات حقوقی و چه تمناهای اعاده رسیدگی سعی وافر و جدّ بلیغ در جلوگیری از بروز فاجعه‌ای نمودند که یا به حکم تقدیر و یا از سر عناد و لجاجت، بیگناه‌برادرمان شهید شیرمحمد یاور ثلاث که جرم و گناهش تنها عاشقی و دلدادگی بود در سحرگاهی تلخ بدون حضور خانواده و هیچ آشنا و یاری لیکن با حسِ حضور معشوقش که برایش لحظات فرح‌بخشی بود به دار بی‌عدالتی آویخته شد تا بار دیگر رسم عاشقی و ثبات قدم را برای اهل حال و مردمان آینده به‌خوبی ترسیم نماید و با سرودِ «سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ ما را ز سر بریده می‌ترسانی» به سوی شهیدان پیشقدمش شهید وحید بنانی و سردار شهید محمّد راجی بپیوندد تا برای همیشه و ابدالاباد در نزد ملیک مقتدر متنعم و سرمست باشند.

ما فقرای نعمت‌اللهی سلطانعلیشاهی خرم‌آباد لرستان این ضایعه و فقدان که نصیب ما شده و صد البته برای آن شهید، جشن و شادمانی است را به محضر مبارک حضرت پیر بزرگوار و خانواده‌ی داغدیده‌ی یاورثلاث و سایر خواهران و برادران سوگوارش تسلیّت و تعزیّت عرض نموده و از خدای مهربان سلامتی و طول عمر مولای معظّم را مسئلت می‌نماییم.

شهید مقاوم و والامقام شیرمحمد یاور ثلاث روحت شاد است و یادت گرامی.

از روح پاکت التماس دعا داریم.

منبع؛ مجذوبان نور

مقاله قبلیبیانیه هتر نوئرت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درمورد اعدام محمد ثلاث، درویش ایرانی
مقاله بعدیعلی کریمی به دادسرا احضار شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.