به گزارش اعتماد ملی متن پیام تسلیت خانواده مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در پی جان باختن یکی از دراویش – جانباز محمد راجی –  در زندان به شرح ذیل است:
انا لله و انا الیه راجعون
خبر جان‌باختن جانباز سرافراز و فرمانده گردان مالک اشتر محمد راجی، از دراویش بازداشت شده در یکی از بازداشتگاه‌های تهران موجب تأثر و تأسف فراوان گردید. می‌دانیم که سلسله‌های تصوف همواره از سیاست دوری می‌جستند و به مردمانی آرام شهره بودند اما عده‌ای در پرتو اندیشه فرقه‌ای و با حمایت مراکز قدرت از سال ۱۳۸۴ به بعد به بدترین شكل ممکن با اهل تصوف برخورد فیزیکی کردند و در این مسیر دست لباس شخصی‌ها – افراد غیر مسئولی که این روزها به نمادی تغییر ناپذیر تبدیل شده‌اند- را در اعمال هرگونه خشونتی علیه دراویش باز گذاشتند.
تخریب حسینه و سالن اجتماعات دراویش در قم، بروجرد و اصفهان سرآغاز این خشونت سیستماتیک بود که نتیجه تأسف بار آن را در حادثه اخیر شاهد بودیم.
خشونت از سوی هر کس صورت پذیرد محکوم است و در ارتباط با حادثه اخیر باید مسئولیت حکومت در حفظ جان و حقوق شهروندان و علل و عوامل این بحران که ریشه در سرکوب سیستماتیک بیش از یک دهه دراویش دارد مورد توجه قرار گیرد.
این‌روزها تعداد بسیاری از دراویش بدون رعایت تشریفات قانونی در زندان قرار گرفته‌اند و اخبار ناگواری از نحوه نگهداری آنان به گوش می‌رسد. جان‌باختن زندانیان در زندان‌ها از جمله مرحوم دکتر سید امامی و محمد راجی فاجعه‌ای‌ست که مقامات قضایی، امنیتی و پلیسی باید در قبال آن پاسخگو باشند. امیدواریم مقامات مربوطه با پذیرش مسئولیت و پیش از آنکه فاجعه‌ی دیگری رخ دهد بازداشت شدگان اخیر به ویژه زنان دربند را آزاد کند.
این ضایعه تأسف بار را به خانواده محترم راجی، مردم شریف الیگودرز و ازنا و یاران و همراهان آن عزیز از دست رفته تسلیت عرض می‌کنیم و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران الهی و برای خانواده و دیگر عزیزان صبر مسئلت می‌کنیم.

خانواده مهدی کروبی

مقاله قبلیجرج کلونی بازیگر نقش اول سریالش را انتخاب کرد
مقاله بعدیکاربران ایرانی در جستجوی “سوفیا لورن” اول شدند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.