پیام تبریک کشیش زندانی بهنام ایرانی به مناسبت عید باستانی نوروز و ادامه یافتن دستگیریها ، فشارها و اذیت و آزارها علیه مسحیان فارسی زبان جهت ارسال به مراجع مذهبی بین المللی و سازمان های حقوق بشری اطلاع افکار عمومی در اختیار رسانه ها  قرار داده شده است .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران متن پیام به قرار زیر می باشد :

بنام خداوند

با سپاس بیکران به حضور پروردگار کیهان که هستی بخشی در ذات اوست و هستی می بخشد و در این هستی شگفت انگیز هر انسان کاوشگری را به ستایش و تمجید خود برمی انگیزد .

عید نوروز باستانی ایران زمین را به همه مسیحیان و بالاخص مسیحیان فارسی زبان در اقصی نقاط این کره خاکی تبریک می گویم و آرزومندم که سال جدید ایرانی سالی مبارک برای همه ما باشد و خداوند گشایشی را برای رهایی کلیسای فارسی زبان ایران از محدودیتها، فشارها و بگیر و ببندهای امنیتی حکم مهیا بسازد.

چقدر زیباست که می توانیم رستاخیز دگرباره طبیعت را جشن بگیریم و در حیاتی که در پس مرگ زمستانی شکوفا شده است شادمان باشیم. پس می توان امید داشت که در پس رنجها و محرومیتها ، حقارتها و ….که بر ما مسیحیان کلیسای ایران وارد می آید طلوع دیگرباره آسایش و حق برخورداری بی دغدغه از حداقل حقوق شهروندی انسانی را که نوع رابطه با خداوند است شاهد باشیم.

یکبار دیگر همچون گذشته و بنا بر عادتی دیرینه حکومت اسلامی ایران در آستانه سال جدید ایرانی به جامعه مسیحیان فارسی زبان ایران یورش برد و عرصه را بر آنان و خانواده هایشان تنگ تر گردانید. ماموران وزارت اطلاعات ایران در شهر شوش دانیال در استان خوزستان در یورشی مسلحانه و در روزهای پایانی سال ۹۲ شمسی عده ای از هموطنان مسیحی فارسی زبان را در حالیکه در کنار رود کرخه به دور هم جمع شده بودند ، دستگیر کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده ، خانه هایشان را مورد بازرسی و تفتیش قرار دادند و پاره ای از لوزام شخصی آنان توقیف گردید و در حال حاضر ۲نفر از آنان به نامهای حسین بارونی و رحمان بهمن به صورت بلاتکلیف در سالن ۸ بند امنیتی زندان کارون اهواز بسر می برند و آقای امین خاکی که از خادمان کلیسای ایران است نیز در ساختمان وزارت اطلاعات شهر اهواز در بازداشت بوده و تحت فشاربازجویی های مکرر می باشد.

همسران این عزیزان در آستانه سال جدید جز دربدری در جاده ها و زندانها و ساختمانهای وزارت اطلاعات برای آگاهی یافتن از وضعیت همسرانشان هیچ نصیب دیگری نداشته اند و البته در چند روز اخیر دادگاه تجدید نظر استان فارس نیز حکم حبس ۲، ۵ سال برای ۵ نفر از خادمان مسیحی کلیسای شیراز را نیز تایید کرده است.

اینجانب کشیش بهنام ایرانی که در حال حاضر مدت ۳ سال است که در زندان مرکزی کرج تحمل حبس می کنم صریح و شفاف اعلام می نمایم که ما مسیحیان فارسی زبان ایران فاقد هر گونه حقوق مذهبی و اجتماعی در برگزاری آیین های مذهبی و نیایشهای کلیسایی هستیم. شرایط اجتماعی و زیستی برای ما مسیحیان فارسی زبان هر روز بحرانی تر ، امنیتی تر و همراه با فضای فشار و ظلم و ارعاب می باشد تا جاییکه حتی در فضای پیک نیک و گذران اوقات فراقت هم امنیت نداریم و مورد حمله و دستگیری قرار می گیریم.

وزارت اطلاعات در بازجویی ها و تحت فشارهای شدید روحی ـروانی به طور مرتب شرایطی را به ما تحمیل می کنند تا حتی برای عدم رفت و آمد به خانه های همدیگر نیز تعهد بدهیم. براستی این در کجای دنیا قابل پذیرش است .این نقض کامل و آشکار حقوق اولیه بشر و نادیده گرفتن و زیرپا گذاشتن حداقل حقوق شهروندی و اجتماعی است که برخورداری ازآن برای ما تبدیل به یک آرزو و رویا شده است. آنچه که در بسیاری از کشورها یک آزادی مسلم و غیر قابل انکار است برای ما همراه با ضرب و شتم ، دستگیری ، بازجویی ، ارعاب و زندان است.

من کشیش بهنام ایرانی از تمام کلیساهای جهان و مسیحیان مومن و همچنین از همه مجامع حقوق بشری استمداد می طلبم که نسبت به شرایط بغرنج همکیشان و هم نوعان خودتان و من در این کشور بی توجه نباشید .

به یاد آورید این کاسه رنج ما را که هر روزه به ما نوشانیده می شود .

با تشکر،

کشیش بهنام ایرانی

زندان مرکزی کرج

فروردین ۹۳ برابر با ۲ آوریل ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیکشف اقیانوسی در اعماق قمر کیوان
مقاله بعدیانتقال زندانی سیاسی دهه ۶۰ به ساختمان متروکه و کاملا ایزوله در زندان بندرعباس
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.