دو زندانی سیاسی زندان مرکزی زاهدان سال نو و عید نوروز را به عموم ملت ایران تبریک گفتند و خواستار خیزش مردم ایران برای پایان دادن به فضای وحشتناک حاکم بر جامعه شدند.

این بیانیه جهت انتشار و اطلاع عموم در اختیار رسانه ها قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن بیانیه به قرار زیر است:

با درود فراوان و عرض ادب و احترام،

اینجانبان ایرج محمدی و محمد امین آگوشی زندانیان سیاسی تبعید در زندان زاهدان آغاز سال ۱۳۹۴ خورشیدی و عید سعید باستانی نوروز را به محضر ملت شریف ایران تبریک عرض می نماییم.

ایرانیان عزیز سالی که گذشت سال خفقان و ترس عمومی برای مردم و سال اعدام های دسته جمعی و شکنجه برای زندانیان بود که در اثر آن چه زنهایی که بیوه نشده و چه بچه هایی که یتیم نشدند که امیدواریم با خیزش شما مردان و زنان غیور ایران این فضای آلوده و وحشتناک از جامعه ایران به زودی رخت برکند.

اینجانبان به عنوان زندانیان سیاسی و فرزندان ملت ایران از مجامع جهانی و سازمانهای حقوق بشری استدعا داریم که سال ۱۳۹۴ را به عنوان سال اتحاد مردم برای آزادی زندانیان سیاسی نامگذاری نمایند.

ایرج محمدی ، محمد امین آگوشی

اول فروردین ۱۳۹۴

مقاله قبلیتفتیش موسسه فرهنگی «نور حقیقت عرفان» و بازداشت موقتی دو درویش گنابادی توسط ماموران وزارت اطلاعات
مقاله بعدیدختر 15 ساله ایزدی: داعش مرا به سه مرد فروخت!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.