بگذارید صادقانه بگویم و قطعا خود پژمان هم این موله را خوب میداند که او در دوران فوتبالش بازیکن تاپ نبود، نه اینکه کیفیت فنی ضعیفی داشت بلکه به واسطه نسل فوتبالی آن دهه و ترافیک بازیکن خوب در پست بازی او، جنس بازی او به چشم مربیان (باشگاهی و ملی) آنچنان نیامد یا مانند همدورهایهایش یا رفقای نزدیکش در (پرسپولیس، سایپا، پاس تهران، فولاد خوزستان، استیل آذین و ابومسلم) هیچگاه نتوانست به باشگاه صدتاییها راه پیدا کند یا تعداد بازی ملیاش از ۵۰ بگذرد!؟
اما پسر متولد کرج که از خانواده فرهنگی (دبیر آموزش و پرورش) رشد کرد و بنا بر یک دیدار و پیشنهاد از سوی برادران قاسمخانی برای ساخت سریالی با مضمون دنیای بعد از دوران فوتبال (تفاوت دیدگاه هواداران فوتبال و اصحاب رسانه) را پذیرفت و همان یک سریال با همکاری سام درخشانی برای سرازیر شدن سیل عظیمی از پیشنهادات کافی بود!؟
پژمان جمشیدی بدون حتی ۱ ساعت فعالیت در حوزه تئاتر و سینما (قبل سریال پژمان) چنان رشد کرد که تعجب تمام اهالی حوزه (هنر و سینما) را برانگیخت!؟
چطور ممکن است ۱ فوتبالیست ۱ شبه ره صد ساله را در سینما طی کند؟
شرایط آنقدر برای بازیگر تازهکار عالی پیش میرفت که تلفن همراهش لحظهای ساکت نمیشد و تهیهکنندگان، دستیاران کارگردانها و دفاتر سینمایی با او تماس گرفته و او را برای حضور در پروژههای خود دعوت به همکاری میکردند!؟
کار به جایی رسید که پژمان همزمان پروژههای سینمایی که قرارداد بسته بود را به شکل عجیبی مدیریت میکرد، صبحگاه در اولین لوکیشن حضور پیدا میکرد و عصر به سرعت خود را به شهرک سینمایی میرساند تا پلانهای سریال در دست تولید را ضبط کنند!؟
کار به اینجا ختم نمیشد. در کنار پروژههای سینمایی، پیشنهادهای تئاتر هم برای کسب تجربه و درک بیشتر (آکادمیک و عملی) را میپذیرفت!؟
جالب است بدانید حضور در تبلیغات تجاری و حضور در استودیوهای عکاسی برای بیلوردهای بزرگراهی و مجتمعهای تجاری هم در برنامه روزانه خود گنجانده بود و این موضوع سبب شده بود به دلیل بعد مسافت، زمان بازگشت به خانه را نداشته باشد و شبها در ماشین یکی از دوستانش بخوابد تا صبح زود آفیش بزند!؟
این حجم کار و پیشنهادات که به سوی پژمان جمشیدی سرازیر شده بود، صدای بسیاری از اهالی سینما (کارشناس منتقد و برخی بازیگران) که جایگاه خود را در خطر میدیدند، هجمهها را شروع کردند!؟
در اولین اختتامیه جشنواره سینمایی زمانی که نام پژمان جمشیدی در لیست نفرات دریافت لوح یادبود و جایزه قرار داشت، به محض فراخواندن او به روی سن، بیش از نیمی از جمعیت سالن شروع به نق زدن و پچپچ کردند که چرا این باید جایزه بگیرد!؟
حالا بپردازیم به پرده دوم این حکایت. در اوج روزهایی که فیلم عروسی دختر علی شمخانی (نفر نزدیک به بیت پاستور) فردی که از مخالفان حجاب اختیاری و موافق حجاب اجباری، گشت بوده است به سرعت نور در فضای مجازی وایرال شد!؟
عروسی که در سالن مجلل با بریز و بپاش و همسر جوان با پوششی که هیچ نشانی از معیارهایی که شمخانی (حاج خانم) در برنامههای تلویزیونی روایت میکرد نداشت (چه به لحاظ پوشش و آرایش) و چه از لحاظ شیوه زندگی (سادهزیستی) که سران حکومت دائم برای مردم عام به دروغ روایت میکنند، اختلاف بسیاری داشته و دارد!؟
این افشاگری و عدم صداقت مهرههای نظام حاکم و سران قدرت در ایران به مانند یک رسوایی و انفجار بمب اتم بود و اعتماد قشر مذهبی و ذوب شده در حکومت ملاها را از بین میبرد!؟
حالا زمان این بود که مانند همیشه با یک سوژه انحرافی که تاثیر عمیق و طولانیمدت در ذهن جامعه و رسانهها بگذارد و حواسها کاملاً از مقوله عروسی تشریفاتی پرت شود!؟
البته این موضوع را نباید نادیده گرفت که افراد فرصتطلب به محض رشد یک چهره در هر حوزه، اختاپوسوار قلاب منفعت را به سوی آنها پرت میکنند تا اگر شکار به دست آمد، حسابی جیب خود را پر کرده و خود را بچسبانند!
از یاد نبریم که همه اهالی سینما و تئاتر هم همگی افراد سالم و باشرف نیستند. از وعدههای حضور دختران جوان مشتاق حضور در این عرصه و کشاندن آنها به استودیوهای خالی، آپارتمانهای شخصی دریغ نکردند و نقش فروشی، تیغ زدن هنرجوهای بازیگری را هم زیاد دیدیم!؟
نکته اینکه پژمان جمشیدی هم در فوتبال بخصوص در دوران پرسپولیس در کانون توجهات بود و اگر میخواست از شهرت و جایگاه خود بهره ببرد، فرصتهای زیادی از سینما برای او فراهم بود، اما هیچگاه موردی از او دیده نشد!؟
این گواه تمام همبازیان او در هشت تیم باشگاهی و حتی دوره کوتاهمدت او در تیم ملی است که یک بار هم رفتار غیر اخلاقی از او ندید!؟
هنرجوی بازیگر ۲۰ ساله، ملیکا شریفی که از بازیکن سابق پرسپولیس شکایت کرده هم به احتمال زیاد بازیگر یک نقش ساختگی است (منفعت شخصی یا پروژه). جالب است مادر او بعد از شکایت و چند مصاحبه اعلام کرده دخترش دچار افسردگی شده است، اما رفتارهای این بازیگرنما ۲۰ ساله به خصوص استوریهای فضای مجازیاش از تصاویر تفریحی هیچ نشانی از یک دختر افسرده ندارد و فرضیه ساختگی بودن این سناریو را قوت میبخشد!؟
جالب این است که به محض خروج پژمان از ایران و عزیمت به کانادا برای دیدار خانوادهاش (برخی رسانههای زرد) مدعی شدند زن دیگری مدعی شده به او هم تجاوز شده است!؟
مثل همیشه مردم موجسوار و همیشه در صفحه هم همگام با رسانههای زرد فرصتطلب هزاران تراژدی خودساخته را برای تفسیر و تحلیل در مجازی و سطح جامعه ارائه دادند!؟
به همه آن جماعت توصیه میشود صبور باشید تا حقیقت نمایان شود زیرا هیچ خورشیدی پشت ابر تا ابد نخواهد ماند!؟






