تیم فوتبال پرسپولیس با کسب پیروزی مقابل نفت مسجدسلیمان به سریعترین قهرمانی تاریخ فوتبال باشگاهی ایران رسید و برای اولین بار به چهار قهرمانی متوالی رسید.

با قهرمانی پرسپولیس در نوزدهمین دوره مسابقات لیگ برتر، تعداد قهرمانی‌های این تیم در لیگ برتر به عدد شش رسید. هم چنین بعد از سه سال این بار یک مربی ایرانی با پرسپولیس جام قهرمانی را در آغوش گرفت.

تکلیف قهرمان نوزدهمین دوره مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران شب گذشته مشخص شد و پرسپولیس توانست در فاصله چهار هفته مانده به اتمام فصل، جام قهرمانی را از آن خود کند و برای چهارمین بار متوالی جام طلایی را به نام خود سند بزند. پرسپولیس در مجموع ۶ بار در تاریخ لیگ برتر و ۱۳ بار در لیگ های سراسری به عنوان قهرمانی رسیده است.

بعد از سه سال که پرسپولیس با برانکو جام قهرمانی را برده بود، بالاخره این فصل یحیی گل محمدی که جانشین کالدرون شده، جام قهرمانی را بالای سر می برد.

مسابقات فوتبال ایران باعنوان “لیگ برتر” از سال ۱۳۸۰ و با قهرمانی پرسپولیس آغاز شد. پیش از آن، مسابقات تحت عنوان لیگ آزادگان برگزار می‌شد.

به گزارش ایسنا؛ اسامی تیم‌ها و مربیان قهرمان ۱۹ دوره مسابقات لیگ برتر به شرح زیر است:

دوره اول

پرسپولیس

سرمربی: علی پروین

رتبه در فصل بعد: سوم

دوره دوم

سپاهان

سرمربی: فرهاد کاظمی

رتبه در فصل بعد: ششم

دوره سوم

پاس تهران

سرمربی: مجید جلالی

رتبه در فصل بعد: ششم

دوره چهارم

فولاد خوزستان

سرمربی: ملادان فرانچیچ

رتبه در فصل بعد: هشتم

دوره پنجم

استقلال

سرمربی: امیر قلعه نویی

رتبه در فصل بعد: چهارم

دوره ششم

سایپا

سرمربی: علی دایی

رتبه در فصل بعد: یازدهم

دوره هفتم

پرسپولیس

سرمربی: افشین قطبی

رتبه در فصل بعد: پنجم

دوره هشتم

استقلال

سرمربی: امیر قلعه نویی

رتبه در فصل بعد: سوم

دوره نهم

سپاهان

سرمربی: امیر قلعه نویی

رتبه در فصل بعد: اول

دوره دهم

سپاهان

سرمربی: امیر قلعه نویی

رتبه در فصل بعد: اول

دوره یازدهم

سپاهان

سرمربی: زلاتکو کرانچار

رتبه در فصل بعد: سوم

دوره دوازدهم

استقلال

سرمربی: امیر قلعه نویی

رتبه در فصل بعد: پنجم

دوره سیزدهم

فولاد خوزستان

سرمربی: حسین فرکی

رتبه در فصل بعد: پنجم

دوره چهاردهم

سپاهان

سرمربی: حسین فرکی

رتبه در فصل بعد: یازدهم

دوره پانزدهم

استقلال خوزستان

سرمربی: عبدالله ویسی

رتبه در فصل بعد: هفتم

دوره شانزدهم

پرسپولیس

سرمربی: برانکو ایوانکوویچ

رتبه در فصل بعد: اول

دوره هفدهم

پرسپولیس

سرمربی: برانکو ایوانکوویچ

رتبه در فصل بعد: اول

دوره هجدهم

پرسپولیس

سرمربی: برانکو ایوانکوویچ

رتبه در فصل بعد: اول

دوره نوزدهم

پرسپولیس

سرمربی: یحیی گل محمدی

مقاله قبلیپاسخ سیاستمدارانه نخست‌وزیر عراق به خامنه‌ای! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مقاله بعدیاسرائیل در پاسخ به پرتاب خمپاره به مواضع ارتش سوریه حمله کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.