« پنج به علاوه یک » یا « چهار به علاوه یک » ؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
95

پنج به علاوه یک » در « چهار به علاوه یک » ، غافلگیر کردن دنیا توسط رژیم ملاهای حاکم بر ایران آسان تر خواهد بود. اما باید تا به دست آوردن یک نتیجه ثابت، از تصمیم رئبس جمهور آمریکا در این باره، منتظر تصمیم نهائی جو بایدن، رئیس جمهوری جدید در ایالات متحده آمریکا در انتظار ماند!

« پنج به علاوه یک » تا موقعی اعتبار داشت؛ که هنوز ایالات متحده آمریکا، از « برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) » خارج نشده بود. به این معنا، که از آن زمان تا کنون، یعنی از اوائل سال دوهزار و هژده میلادی، که دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا، مصمم به خروج ایالات متحده از برجام گردید؛ و آن ایده را جهت بی اعتنائی نمودن، به عدم حرف شنوی های رژیم اسلامی، نسبت به تعهداتی که متقبل شد و انجام نداد عملی نمود. تا اکنون که در سال جاری میلادی به سر می بریم. آیا می توان از این پس « پنج به علاوه یک » را « چهار به علاوه یک » بنامیم؟ یا با تغییراتی غیر منتظره، اتفاقات جدیدی که امکان رخ دادن شان بعید به نظر نمی رسد. « پنج به علاوه یک » از صحنه روزگار برچیده و محو خواهد شد؛ یا حتی به باقی ماندن « چهار به علاوه یک » نیز بی نیاز خواهیم بود؟!

مگر آن که باری دیگر، با تصمیمات جدیدی که احتمالا ، توسط ریاست جمهوری کنونی ایالات متحده جو بایدن، در ارتباط با این موضوع اتخاذ خواهد نمود؛ آمریکا در این خصوص، روش های تازه ای را به کار بگیرد. تا باری دیگر در مذاکرات احتمالی بعدی در آن شرکت نماید؛ و امکان احیاء شدن دوباره گروه « پنج به علاوه یک » را میسر ساخته و به وجود بی آورد؛ و یا با از سر گرفته شدن مذاکرات مربوط به فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی، « پنج به علاوه یک » همچنان فعال بماند؛ و از سر گیری گفتگوهای قبلی الزامی به نظر برسد؟!

ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اخیرا گفته است: « بایدن مسیر ترامپ را دنبال می کند نه اوباما. هیچ چیزی در سیاست های آمریکا تغییر نکرده، و بایدن فقط ادعا مطرح کرده است. آنها می خواهند، به مسیری فراتر از توافق هسته ای بروند. » !

البته در شرایط کنونی اگر واقع بین باشیم؟ مورد و اصطلاحی با عنوان « پنج به علاوه یک » ، بیش از این هم نمی تواند معنائی از اعراب، در ارتباط با مذاکرات هسته ای میان کشورهای اعضای این گروه بدون آمریکا، با نمایندگان مذاکره کننده از سوی جمهوری اسلامی را داشته باشد. بر این اساس منطقی تر به نظر می رسد؛ که از این به بعد، چنانچه مذاکرات مربوطه دوباره از سر گرفته بشود. از اصطلاح « چهار به علاوه یک » استفاده گشته، و این عنوان به جای « پنج به علاوه یک » مورد استفاده قرار بگیرد. ولی با بی ثباتی هائی که طرفین این مساله، در کنش های خویش در این ماجرا از خود نشان داده و می دهند. چه بسا به گونه کاملا غیر منتظره، مورد جدیدی از سوی یکی طرفین رخ بدهد؛ که در این رابطه، مطرح شدن نام خاصی برای این گروه، دیگر غیر ضروری و بی معنا به نظر برسد!

هنگامی که حکومت کره شمالی، با تمامی سخت گیری هائی که مخالفان بین المللی هسته ای شدن این کشور، و دسترسی یافتن سران این حکومت دیکتاتوری به موشک های حامل کلاهک های اتمی، با رهبر خودکامه کره شمالی داشتند. یکباره و بدون خبر، نخستین موشک حامل کلاهک اتمی خود را مورد آزمایش قرار داد؛ و آن را به فضای بی انتهای آسمان پرتاب نمودند. این امر نه فقط حیرت همگان را برانگیخت؛ بلکه درس منفی عملکرد خویش را، به دیگران و به ویژه به حاکمیت خودکامه ای مانند خودش هم آموخت؛ و ایشان(سران رژیم آخوندی) را نیز، جهت دستیابی به چنین امکاناتی تشویق و ترغیب نمود!

با پیش فرض هائی که از مناسبات میان آنها(کره شمالی و حاکمیت رژیم آخوندی) برقرار است؛ و نیز معاملاتی که اینها در خفا با همدیگر داشته و دارند؛ و این امر نیز در همه جا شایع گردیده، که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جمهوری آخوندها نیز، اهم تلاش خود را، در جهت هر چه زودتر آماده نمودن اینگونه موشک های دارای چنین خواصی به کار گرفته است. بعید به نظر نمی رسد؛ که سرانجام در آینده ای نه چندان دور، سران قدرت پرست جمهوری آخوندی در ایران نیز، با الگو گیری از « کیم جونگ اون » رهبر دیکتاتور و خودکامه کره شمالی، تمامی هم و غم خویش را، جهت گذاشتن پای شان در جای پای < کیم جونگ اون > به کار بگیرند؛ و اینها نیز به طور ناگهانی، با پرتاب نمودن نخستین موشک اتمی خودشان ( نخستین در ظاهر امر ) ، به سوی فضای بی انتها، یکباره جهانیان را در بهت و حیرت بسیار فرو ببرند؛ و همان سناریوی کره شمالی را، بر روی اکران هسته ای کامل شدن خودشان بی آورند و به نمایش بگذارند. سپس مانند الگوی خودکامه و دیکتاتور خویش « کیم جونگ اون » ، در انزوای مطلق، دنباله کارهای غیر منطقی و ضد بشری خود را بگیرند؛ و در یک مسیر بدون بازگشت، همه گام های اشتباه خود را بردارند؛ و در نتیجه چنین اقدامات خشم برانگیز کاری کنند؛ که نه فقط ملت ایران را به بدترین شرایط ممکن تنزل موجودیت بدهند؛ بلکه هستی گرانبهای سرزمین باستانی ایران را نیز، با خطرهای زیاد و غیر قابل پیش بینی و جبران نشدنی مواجه نمایند!

روزنامه « سیاست روز » ، نشریه نزدیک به جناح خامنه ای نوشته است: « جو بایدن سیاست خودش در قبال برجام و جمهوری اسلامی را اعلام کرده است ؛ و حرکت های نمایشی او نیز نمی تواند ایران را از تصمیم خود منصرف کند. لغو محدودیت های رفت و آمد دیپلمات های ایران در آمریکا، از ۳ مایل به ۲۵ مایل ، نه تنها بسته قابل توجهی نیست؛ بلکه نشان می دهد، آمریکائی ها از برجام، برداشت خاص خود را دارند. مسائل دیگری هم که آمریکا و اروپائی ها آن را مطرح می کنند( ساختن موشک ها و دخالت جمهوری اسلامی در دیگر کشورهای درون منطقه ) و می خواهند که آن را ذیل برجام هسته ای هم بگنجانند. هیچ ارتباطی به برجام ندارد. » !

در روز شنبه دوم اسفند ۱۳۹۹ خورشیدی، برابر با بیستم فوریه ۲۰۲۱ میلادی، رافائل گروسی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به ایران سفر نمود. تا در ارتباط با حل نمودن اختلاف میان ایران و آژانس، در زمینه کاهش تعهدات جمهوری آخوندی نسبت به آژانس، با ایشان گفتگو کند. اما درج یک مقاله در روزنامه کیهان خامنه ای به وی(رافائل گروسی) هشدار داده: « هیچ مذاکره ای با ایران در کار نخواهد بود. »!

بدیهی است که دست اندرکاران جمهوری ستمگر آخوندی در ایران کنونی، نه در این برهه زمانی، بلکه در هیچ موقعیت دیگری هم، نه به مسؤلان آژانس بین المللی انرژی اتمی پاسخ مثبت و صریحی خواهند داد؛ و نه هیچگاه از مواضع کنونی شان عقب نشینی خواهند نمود. اینها که پرونده شان کاملا سیاه و تاریک است؛ اما بیان یک نکته دارای اهمیت می باشد؛ که آنچه در این رابطه و سایر موضوعات مربوط به فعالیت های هسته ای رژیم ملاها، از طرف رهبر حکومت رو به زوال اسلامی آخوندی مطرح می گردد. دیدگاه ها و عقاید شخص او نیست. بلکه تلقیناتی از سیاست های رهبر پس از او در این رژیم ویرانگر( مجتبی خامنه ای ) آقازاده خودش است؛ که باید زمینه حاکمیت آینده خویش در جمهوری منفور ملاها را، از هم اکنون و در زمان حکومت پدرش ایجاد نماید؛ که صدالبته، با سقوط قریب الوقوع این حاکمیت رو به زوال، هرگز و هیچگاه جامه تحقق یافتن را در بر نخواهد نمود. چه سران سیه دل این جمهوری پلید را خوش آید و چه نه؟!

محترم مومنی

مطلب قبلیبندیکت کامبربچ دوباره در تلویزیون
مطلب بعدیعوارض خروج از کشور در سال ۱۴۰۰ تعیین شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید