انسولین قلمی(آنالوگ) در کشور نایاب شده و کمبود این داروی حیاتی برای بیماران مبتلا به دیابت مشکلات فراوانی ایجاد کرده است. بیمارانی که برخی از آن‌ها روزانه باید تا ۶ بار تزریق انسولین داشته باشند حالا به آن دسترسی ندارند.

در روز‌های اخیر کاربران زیادی از اینکه نمی‌توانند “انسولین قلمی” در بازار پیدا کنند حرف زده‌اند. آن‌ها با هشتگ “انسولین نیست” اعتراض خود در شبکه‌های اجتماعی مطرح کرده‌اند.

کمبود انسولین قلمی یا آنالوگ در کشور موضوع تازه‌ای نیست و از تابستان امسال این موضوع بار‌ها در رسانه‌ها و محافل پزشکی و دارویی کشور اعلام شده بود. اما وزارت بهداشت زیر بار ماجرا نمی‌رفت و تاکید می‌کرد که کمبودی در این رابطه وجود ندارد.

اما حالا دیگر حرف از کمبود نیست، حرف نبودن است، کلا انسولین قلمی در بازار پیدا نمی‌شود. انسولین قلمی دارویی وارداتی است و تولید داخلی آن بسیار اندک است و پاسخ گوی نیاز کشور نیست. در شرایط کنونی اقتصاد، تحریم‌های سخت واردات دارو نیز به مشکلات جدی برخورد کرده است. هر چند که دارو جزو لیست تحریم‌ها نیست، اما تحریم فلج کننده بانکی مانع از تبادل پول برای خرید دارو شده است.

در این بین بیماران دیابتی که دسترسی به انسولین قلمی ندارند ناچارند از انسولین انسانی استفاده کنند. این در حالی است تزریق انسولین انسانی دشوار است و انسولین قلمی مزایای زیادی دارد و زندگی را برای بیماران دیابتی و نیازمند به این دارو راحت‌تر می‌کند.

فرارو نوشت؛ کمیاب شدن انسولین قلمی در حالی است که از میان بیش از پنج میلیون بیمار دیابتی در ایران، دست‌کم ۶۰۰ هزار نفر نیازمند تزریق روزانه انسولین‌اند. 

مقاله قبلیماکرون : اسلامگرایان دیگر خواب راحت در کشور ما نخواهند داشت
مقاله بعدی۳۳۷ فوتی در شبانه روز ۲۸ مهر ۹۹
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.