مدیرکل اداره وصول حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی در نشستی خبری نسبت به تبعات مخرب ترویج شعار “به جای بیمه، طلا بخرید” هشدار داد و آن را تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی نسل‌های آینده دانست.

این مقام مسئول با ابراز نگرانی از روند فزاینده خروج شهروندان از چرخه بیمه اظهار داشت: “آمارها نشان می‌دهد حدود یک میلیون نفر به‌طور کامل از دایره بیمه اجباری خارج شده‌اند. این افراد یا سابقه بیمه نداشته‌اند یا کارفرمایان، حق بیمه را به‌جای واریز قانونی، به صورت نقدی تحویل آنها داده‌اند.”

وی افزود: “پیام‌های گمراه‌کننده‌ای مانند ‘به‌جای بیمه، طلا بخرید’ که ظاهری ساده و اقتصادی دارند، در واقع بخشی از یک جریان خطرناک هستند که امنیت اجتماعی و آینده میلیون‌ها ایرانی را به مخاطره می‌اندازند.”

کارشناسان معتقدند ترویج چنین دیدگاه‌هایی می‌تواند به فروپاشی نظام تأمین اجتماعی کشور منجر شود. این نظام بر اساس همبستگی بین‌نسلی طراحی شده و خروج بخشی از جمعیت شاغل از چرخه بیمه، توازن مالی صندوق‌های بازنشستگی را بر هم می‌زند.

مدیرکل اداره وصول حق بیمه سازمان تأمین اجتماعی هشدار داد: “اگر این روند ادامه یابد، در آینده‌ای نه‌چندان دور، میلیون‌ها نفر از مردم ایران بدون هرگونه پوشش بیمه‌ای، درمانی، بازنشستگی، ازکارافتادگی و حمایت‌های قانونی رها خواهند شد.”

تحلیلگران اجتماعی معتقدند این پدیده ریشه در بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای حاکمیتی و نگرانی از آینده صندوق‌های بازنشستگی دارد. با تورم افسارگسیخته و کاهش ارزش پول ملی، بسیاری از شهروندان به سرمایه‌گذاری در بازارهای موازی مانند طلا و ارز روی آورده‌اند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد عدم شفافیت در عملکرد صندوق‌های بازنشستگی، سوءمدیریت منابع و دخالت‌های سیاسی در این نهادها، اعتماد عمومی به نظام بیمه‌ای کشور را به شدت کاهش داده است.

کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که خروج نیروی کار از چرخه بیمه، علاوه بر تهدید امنیت اجتماعی، می‌تواند به افزایش هزینه‌های درمان، گسترش فقر در دوران سالمندی و تحمیل بار سنگین مالی به نسل‌های آینده منجر شود.

منابع آگاه می‌گویند برخی کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی با انگیزه‌های سودجویانه و با هدف جذب سرمایه‌های خرد مردم به بازارهای سفته‌بازی، به ترویج این دیدگاه‌های مخرب می‌پردازند.

تحلیلگران مستقل معتقدند سیاست‌های اقتصادی نادرست جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، مانند چاپ بی‌رویه پول، ناکارآمدی در مدیریت صندوق‌های بازنشستگی و عدم اصلاح ساختاری نظام بیمه‌ای، عامل اصلی بی‌اعتمادی مردم به این نهادهاست. به گفته این کارشناسان، دولت‌های مختلف با برداشت‌های غیرقانونی از منابع صندوق‌های بازنشستگی و تحمیل هزینه‌های غیرمرتبط به این نهادها، عملاً زمینه ورشکستگی آنها را فراهم کرده‌اند.

منابع:
-خبرگزاری ایسنا
-روزنامه دنیای اقتصاد
-خبرگزاری مهر
-سازمان تأمین اجتماعی

مقاله قبلیمرگ مشکوک فرزند کاظم صدیقی، امام‌جمعه سابق تهران؛ پرده‌ای دیگر از فساد عمیق و زمین‌خواری در نظام جمهوری اسلامی
مقاله بعدیبیتا، آغازِ دردِ نسلی که دیگر خاموش نمی‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.