سه درویش گنابادى محکوم به تبعید که هفته گذشته در پاسگاه ورودى شهرستان کوار بازداشت شده بودند، پس از سه روز بازداشت غیرقانونى در بازداشتگاه پلاک ١٠٠ اداره اطلاعات شهر شیراز، به شهرستان هاى محل تبعید خود منتقل شدند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، آقایان کاظم دهقان، حمید آرایش و محمدعلى دهقان، پس از بازداشت توسط پاسگاه انتظامى کوار، به دلیلى نامعلوم و بدون ارایه حکم قضایی، بازداشت شده و به روشی غیرقانونى به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بودند، پس از سه روز حبس در بازداشتگاه یک نهاد امنیتى که هنوز اطلاعى از نحوه برخورد با آنان منتشر نشده، تحت الحفظ به کلانترهاى شهرهاى محل تبعیدشان معرفى شدند.

از این سه درویش، آقایان کاظم دهقان و حمید آرایش مادام‌العمر به زاهدان و اهواز و آقاى محمدعلی دهقان برای هفت سال به شهرستان زابل تبعید شده‌اند.

بدین ترتیب هم اکنون احکام تبعید هفت درویش گنابادی که همگی با اتهام محاربه به این احکام محکوم شدند به اجرا درآمده است.

پس از وقوع حادثه کوار که آتش آن طبق مستندات محکم توسط قشریون به سردمدارى چهار آخوند جوان افروخته شده بود، بسیارى از دراویش گنابادى که هیچگاه دفاعیات آن‌ها توسط مقامات قضایی و امنیتى شنیده نشد، به سال‌ها حبس در زندان و محرومیت از شغل محکوم شده و هفت نفر از آنان به تبعید از زادگاه‌شان محکوم شدند.

مقاله قبلینشریه «تایم» اسامی ۱۰۰ چهره تاثیرگذار سال را انتخاب کرد
مقاله بعدیزندانبان ولی فقیه در حال زجرکش کردن یکی از زندانیان سیاسی در زندان زابل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.