بابک نمازی، پسر محمدباقر نمازی شهروند ایرانی آمریکایی که محکومیت خود را در ایران سپری می‌کند، خواستار خروج پدرش از ایران برای تکمیل درمان شد.

بابک نمازی که دوشنبه پنج آذر با رادیو سراسری آمریکا، ان پی آر گفت و گو می‌کرد، با اشاره به وخامت حال پدر ۸۲ ساله‌اش و ناراحتی قلبی او، از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست اجازه دهند پدرش برای مداوا از ایران خارج شود.

محمدباقر نمازی از مقام‌های سابق یونیسف در ایران و استاندار خوزستان پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ایران بود. او که برای پیگیری وضعیت پسر بزرگش، سیامک نمازی، به ایران سفر کرده بود در اسفند ۱۳۹۴ بازداشت شد.

آقای نمازی که مبتلا به بیماری قلبی است، اوایل امسال او به دلیل کاهش فشار خون، سرگیجه و ضربان نامنظم قلب در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. او اکنون در یک مرخصی استعلاجی بیرون زندان به سر می‌برد.

البته او پس از جراحی قلب ابتدا به زندان بازگردانده شده بود. وکیل او در آن هنگام گفته بود که بازگشت موکلش به زندان به مثابه «حکم مرگ سریع» است.

بابک نمازی به همراه وکیل خانواده نمازی حدود دو هفته پیش در مورد وضعیت سیامک و باقر نمازی با مقامهای کاخ سفید دیدار داشتند و در جمع خبرنگاران تاکید کردند که خواست آنها از حکومت ایران صرفا انسان‌دوستانه است و نه سیاسی.

او پس از دیدار با مقامات کاخ سفید در جمع خبرنگاران از مقامات جمهوری اسلامی خواست تا «رأفت» نشان داده و اجازه دهند پدرش برای درمان به بیمارستان منتقل شود.

«جرد گنسر» وکیل محمد‌باقر و سیامک نمازی نیز به خبرنگاران گفته بود: «ما امیدواریم یک اتفاق مثبت بیافتد و ما نیاز داریم فورا این اتفاق بیفتد.»

دادگاه انقلاب اسلامی ایران، باقر نمازی و پسرش سیامک نمازی را به اتهام «جاسوسی» و «همکاری با آمریکا» هریک به ۱۰ سال حبس محکوم کرده است.

صدای آمریکا گزارش داد؛ چند آمریکایی ایرانی تبار دیگر نیز در ایران زندانی هستند و دولت ترامپ می‌گوید همچنان پیگیر آزادی آنها هستند.

مقاله قبلیواکنش مایک پمپئو به اظهارات حسن روحانی درباره نابودی اسرائیل
مقاله بعدیاستیضاح «ظریف» تحویل هیات رئیسه مجلس شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.