فلور نظری که از درگذشت پروین میکده بی‌خبر بود،‌ با ابراز تاسف از فوت این بازیگر پیشکسوت تأکید کرد: این سکوت خبری حق پروین میکده به عنوان یک بازیگر قدیمی نبود.

فلور نظری بازیگر تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر زمانی که خبر درگذشت پروین میکده را شنید بسیار متاثر شد. او هم از این اتفاق خبر نداشت و مدام ابراز ناراحتی می‌کرد که چرا اینگونه بی سر و صدا پیکر این بانوی بازیگر دفن شده است.

وی اظهار کرد: ما مدام مشغول کار هستیم و اگر انجمن بازیگران پیامک بدهد می‌توانیم از چنین اتفاقاتی باخبر شویم. تعجب می‌کنم که چرا هیچ خبری از این اتفاق به گوش کسی نرسیده است.

نظری که در «خانه به دوش» با میکده همبازی بود، تصریح کرد: این حق پروین میکده به عنوان یک بازیگر پیشکسوت نبود. من در سریال «خانه به دوش» ارتباط نزدیکی با او داشتم و علاقه زیادی هم به او دارم. همیشه برایم جالب بود که این خانم با سن بالا همه دیالوگ‌هایش یادش می‌ماند و میزانسن‌هایی را که کارگردان می‌دهد از یاد نمی‌برد. 

IMG14572907وی تأکید کرد: یادم است سر صحنه سریال رضا عطاران به او یک روسری هدیه دادم و او همان موقع روسری را سر کرد و به کارگردان گفت می‌خواهد با همان روسری یک پلان را بازی کند تا یادگاری من ماندگار شود. میکده زن خوب و مظلومی بود که با وجود سن بالا هیچوقت بهانه نمی‌گرفت و کارش را انجام می‌داد. خیلی متاسف شدم. خدا رحمتش کند.

پروین میکده در سال ۱۳۱۴ متولد شد. پدرش سرهنگ ابوالقاسم میکده علاقه زیادی به موسیقی ایرانی داشت و به همین علت فرزندانش را با آن آشناکرد. پروین میکده سال دوم دبیرستان را پشت سر گذاشته بود که ازدواج او را از ادامه تحصیل بازداشت، اما در فعالیت‌های علمی و هنری شرکت می‌کرد. او همچنین در «انجمن ایران و فرانسه» در ارتباط با آموزش زبان فرانسه، «تئاتر نصر» در ایفای نقش‌های فولکلوریک (محلی شمالی) کار کرده است. او بعد از انقلاب، چند تشویق نامه از مراکز هنری دریافت کرد.

از میان آثار تلویزیونی او می‌توان به تله فیلم «آقای ناقابل»، سریال «پایتخت۲»، تله فیلم «به نام مادرم»، سریال‌های «راه شب»،‌ «پای پیاده»، «دوباره زندگی»، «خانه به دوش»،‌ «مزرعه آفتابگردان»،‌ «پشت کنکوریها»، «یادداشتهای کودکی»،‌ «شب آفتابی»،‌ «داستان یک شهر» و… اشاره کرد.

در کارنامه میکده فیلم‌های سینمایی چون گناهکاران (۱۳۹۰)،‌ یک خانواده محترم (۱۳۹۰)، پوپک و مش ماشاالله (۱۳۸۸)،‌ خاله سوسکه (۱۳۸۸)،‌ بیداری (۱۳۸۷)، پسر تهرونی (۱۳۸۷)،‌ دلداده (۱۳۸۷)،‌ توفیق اجباری (۱۳۸۶)، بی وفا (۱۳۸۵)،‌ خوابگاه دختران (۱۳۸۳)،‌ عروس فراری (۱۳۸۳)، بانوی من (۱۳۸۱)، شام آخر (۱۳۸۰)، مربای شیرین(۱۳۸۰)، من ترانه پانزده سال دارم (۱۳۸۰)،‌ همسر دلخواه من (۱۳۷۹)،‌ عشق شیشه ای(۱۳۷۸)، زخمی (۱۳۷۶)،‌ مرد عوضی (۱۳۷۶)، بالاتر از خطر (۱۳۷۵)،‌ روزی که خواستگار آمد (۱۳۷۵)، افسانه دو خواهر (۱۳۷۳) و عبور از تله (۱۳۷۲) اشاره کرد.

 

مقاله قبلیاجرای حکم حیرت آور شلاق برای پیمان نودینیان پیش از ابلاغ حکم تجدید نظر!
مقاله بعدیانتقاد شدید دبیرکل سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر ایران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.