دیوان عالی ایالات متحده موافقت خود را برای شنیدن اظهارات شاکیان پرونده فیلم سینمایی “گاو خشمگین” اعلام کرد.

 فیلم سینمایی “گاو خشمگین” به کارگردانی مارتین اسکورسیزی اقتباسی بود از کتاب “گاو خشمگین: داستان من” نوشته فرانک پترلا که او را بیشتر با نام هنری‌اش یعنی “پیتر سویج” می‌شناسند.

پائولا پترلا دختر فرانک پترلا، نویسنده کتاب “گاو خشمگین: داستان من” در سال 2009 از کمپانی مترو گلدن مه‌یر شکایت کرد. اتهام وارده از سوی وی، رعایت نکردن قانون حق نشر در ساخت و پخش فیلم سینمایی “گاو خشمگین” بود اما دادگاه با رد اتهام وارده اعلام کرد با توجه به گذشت زمان، پائولا پترلا نمی تواند در این‌باره اقامه دعوا کند. اما دو ماه پیش دادگاه تجدید نظر اعلام کرد با توجه به قوانین جدید حق نشر، حکم دادگاه نادرست است از اینرو، اکنون دیوان عالی ایالات متحده اعلام کرد اظهارات شاکیان پرونده را مورد بررسی قرار خواهد داد.

“گاو خشمگین” به کارگردانی مارتین اسکورسیزی فیلم درام ورزشی بر اساس زندگی جیک لاموتا مشت‌زن معروف آمریکایی است.

داستان فیلم “گاو خشمگین” درباره یک قهرمان سابق مشت زنی است که 30 سال پس از آخرین مسابقه اش، به بیان خاطرات خود می پردازد. رابرت دنیرو برای بازی بهتر در نقش لاموتا چند جلسه با او تمرین مشت‌زنی کرد و برای بهتر نشان دادن وضعیت بدنی لاموتا پس از دوران افول و قرار گرفتن در نقش، وزن خود را حدود ۳۰ کیلوگرم زیاد کرد.رابرت دنیرو برای بازی در این فیلم 30 کیلو به وزن خود افزود.

مارتین اسکورسیزی در سال 1980 فیلم سینمایی “گاو خشمگین” را ساخت و رابرت دنیرو برای بازی در این فیلم، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خود کرد.

فیلمنامه فیلم را پل شرادر و مادریک مارتین بر اساس کتاب “گاو خشمگین: داستان من” نوشته‌اند.

 scorsese-de-niro-raging-bull

این فیلم را چهارمین فیلم برتر و همچنین برترین فیلم ورزشی تاریخ سینما می دانند. رابرت دنیرو سفارش ساخت این فیلم را به مارتین اسکورسیزی که در آن زمان به دلیل عدم موفقیت فیلم قبلی‌اش مایوس بود، داد.

ماجرای شکایت دختر پترلا به سال 2009 برمی‌گردد. فرانک پترلا (پیتر سویج) در نگارش دو کتاب زندگینامه به جیک لاموتا کمک کرده بود و نامش روی جلد کتاب در کنار نام جیک لاموتا به عنوان نویسنده درج شده است. دختر وی در آن سال‌ها از کمپانی مترو گلدن مه‌یر شکایت کرد تا بتواند حق امتیاز دو کتاب زندگینامه جیک لاموتا را از این کمپانی بگیرد که شکست خورد.

به گزارش سینما خبر به نقل از ددلاین،چندی پیش یک فیلم کم‌هزینه از روی نسخه کلاسیک فیلم “گاو خشمگین” ساخته شد که همین مساله شکایت کمپانی گلدن مه‌یر را از تهیه‌کنندگان آن کار به دنبال داشت.

مقاله قبلیپرواز کرمانشاه – بوستون به زودی راه‌اندازی می‌شود
مقاله بعدیساندرا بولاک دیگر “گرما” را دوست ندارد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.