پرسپولیس با 15 قهرمانی در لیگ سراسری ایران، با اختلاف پرافتخارترین تیم فوتبال ایران است.

پیروزی چهار بر صفر مقابل نساجی، بهترین پایان‌بندی ممکن برای لیگ درخشان پرسپولیس بود. جایی که آنها در صدر جدول کار را آغاز کردند و بعد از دوری چند هفته‌ای، دوباره به جایی برگشتند که هواداران پرسپولیس کنایه‌آمیز آن را «خانه» تیمشان می‌دانند.

این پانزدهمین قهرمانی لیگ برای تیمی بود که اولین بار در  سال 1350 این جام را با آلن راجرز بالای سر برد. سپس در سال 1352 و در لیگ تخت جمشید موفق شد بار دیگر این جام را بالای سر ببرد. پرسپولیس بدشانس بود که در دوره جنگ ایران – عراق، لیگ سراسری جای خود را به جام باشگاه‌های تهران داد وگرنه پنج قهرمانی متوالی تیم علی پروین، می‌توانست تیم کنونی پرسپولیس را به 20 قهرمانی در لیگ برساند.

با این حال دهه 1370 نیز روزهای درخشان تیمی شد که با نسل جدید خود به یکه‌تاز فوتبال ایران تبدیل شده بود. آنها 4 دوره در لیگ آزادگان قهرمان لیگ شدند و شاید اگر انصراف اجباری در سال 1375 نبود، حالا تعداد قهرمانی بیشتری هم داشتند.

پرافتخارترین تیم لیگ ایران، دوره حرفه‌ای لیگ را هم با قهرمانی آغاز کرد. آخرین قهرمانی پروین مژده بالانشینی سرخ‌ها در لیگ برتر ایران را می‌داد. اگرچه تا جام بعدی 6 سال و سپس 9 سال صبر کردند اما روزهای خوب ناگهان با مرد کروات فرا رسید. لیگ شانزدهم با دست‌های کاپیتان پرسپولیس بالا رفت تا قرمزها فرصت‌طلبانه، فرمت لیگ‌های اروپایی را برگزینند و یک ستاره به روی لوگوی تیمشان الصاق کنند.

اما این پایان کار نبود. لیگ هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم نیز به پرسپولیس رسید. انگار قهرمانی با روحشان عجین شده بود، تفاوتی نداشت برانکو روی نیمکت باشد یا کالدرون و یا حتی یک گزینه داخلی به نام یحیی گل‌محمدی. اتفاقا یحیی که آمد پرسپولیس جان دوباره گرفت و به جام، چند باره رفت.

یک سال وقفه، خرق عادت برای تیمی بود که به سرعت فرم خود را باز یافت و این بار در رقابتی جانانه با دو رقیب قدرتمند، دستش را به جام طلایی رساند. حالا آنها 15 جام قهرمانی در کارنامه خود دارند. شش تا بیشتر از نزدیک‌ترین رقیبشان، استقلال. صدرنشینی پرسپولیس در جدول افتخارات لیگ ایران تا 7 سال دیگر ادامه خواهد داشت، به شرطی که تمام این 7 سال با قهرمانی استقلال به پایان برسد – اتفاقی که تاکنون هرگز در فوتبال ایران رخ نداده و بهترین رکورد نیز متعلق به پرسپولیس با پنج قهرمانی متوالی است.

پس شاید چندان هم بی‌راه نگویند قرمزهایی که خود را صدرنشین الی‌الابد جدول افتخارات در لیگ ایران می‌دانند. به نظر صبر بسیار بباید تا این جایگاه حتی به خطر بیفتد – شاید اینکه پرسپولیس به سمت جام بیستم و ستاره دوم پیش برود، به ذهن‌ها نزدیک‌تر باشد تا اینکه تیم دیگری زودتر از پرسپولیس شانزدهمین قهرمانی خود در لیگ را کسب کند.

منبع؛ خبرورزشی

مقاله قبلیرسایی: ترانه علیدوستی را اعدام کنید
مقاله بعدیابراز نگرانی گروه هفت از برنامه اتمی و نقض حقوق بشری پی در پی جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.