یک پرسش منتطقی از شورای نگهبان رژیم ملاها!!

0
94

گاهی اوقات آدمی در شرایطی واقع می شود؛ که با تمام تنفری که از یک فرد، یا موارد دیگری دارد؛ خود را ملزم می داند، از روی دادن یک واقعه در باره همان مواردی که مورد انزجار او می باشند ابراز نارضایتی کند. موجود کثیف و ابله و رند و دیوانه ای مانند محمود احمدی نژاد، به خاطر کارهای غیر منطقی و غیر عقلائی، که در دو دوره ی ریاست جمهوری اش انجام داده است؛ مورد نفرت بسیاری از مردم ایران می باشد. او در رابطه با مدیریت کشور که مهم ترین و اصلی ترین شرح وظایف وی در دولت های نهم و دهم جمهوری ننگین اسلامی بود؛ پیوسته با رمال ها و فالگیرها مشورت می نمود؛ و در نهایت بی خردی خودش را، مضحکه خودی و بیگانه کرده بود. همواره در انتظار امام زمان هم به سر می برد؛ و به لحاظ هر چه زودتر ظهور کردن حضرت! برای به فساد کشیده شدن جامعه در کشور، از هیچ کوششی مضایقه نمی نمود(شیعیان بر این باورند، که حضرت در موقعی ظهور می کند؛ که دنیا از ظلم و جور و فساد و تباهی آکنده باشد. به همین دلیل گروهی از پیروان این آئین خرافه پرور، برای زودتر ظهور کردن امام زمان شان، جهت هرچه بیشتر آلوده ساختن جامعه به انواع فساد و کنش های ضد اخلاقی درون اجتماع، به هر عنوانی که بتوانند دنیا را مملو از آلودگی های اخلاقی و رفتاری ساکنان آن می گردانند!

یکی از همین ” مفسدان فی الارض ” ، محمود احمدی نژاد است؛ که در طول دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری اش در حاکمیت رژیم آخوندی در ایران، تا توانست از انجام دادن هر نوع پلیدی و خباثت، فروگذاری ننمود. هر چه که خواست برای خود و فامیل و دوستان اش، از خزانه مملکت دزدید و به یغما برد. حتی از دزدیدن دکل نفت که برای منطقه پارس جنوبی سفارش داده بودند هم کوتاه نیآمد. هم پالکی ها و اعضای باند احمدی نژاد هم، دست کمی از رئیس شان نداشتند؛ و در هرکجا که این افراد حضور می داشتند؛ شتر با بارش گم می شد!

دیروز پنج شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶ خورشیدی، خبرگزاری های داخلی در ایران، نام نامزدهای انتخابات که از سوی شورای نگهبان تعیین صلاحیت شده اند را منتشر نمودند. که این افراد مجاز می باشند، تا برای شرکت در انتخابات پیش رو، برای خودشان به تبلیغات انتخاباتی بپردازند. از میان تعداد بیش از هزار و ششصد تن کاندیدای ریاست جمهوری دوره دوازدهم، فقط شش تن از آنان صلاحیت شان تعیین گشته است. و محمود احمدی نژاد و معاون وی در دوران ریاست جمهوری اش حمید بقائی نیز، از جمله کسانی هستند؛ که از نظر شورای نگهبان صلاحیت شرکت در انتخابات را ندارند!

مهم ترین دلیل رد صلاحیت شدن احمدی نژاد، عدم پایبندی و تمکین وی به ولایت فقیه، و پیروی کردن از دستورات مقام رهبری است. از اعضای شورای نگهبان می پرسم: چگونه است که این فرد، در دو دوره ریاست جمهوری نهم و دهم، دارای صلاحیت کامل بوده است؛ اما اکنون صلاحیت پیشین را ندارد؟ مگر یادتان رفته که با وجود مخالفت های رهبرتان با اسفندیار رحیم مشائی، احمدی نژاد به این امر کم ترین بهائی را نداد؛ حتی وی را به عنوان رئیس دفتر مخصوص ریاست جمهوری نیز منتصب نمود؟!

خیر آقایان، دهها کاسه زیر نیم کاسه این موضوع وجود دارد؛ که به زودی خودشان را نشان خواهند داد. در فاصله سه روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه، سه شخصیت مهم ایالات متحده آمریکا، پرزیدنت دونالد ترامپ، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه، و جیمز متیس وزیر دفاع کابینه ترامپ، در سه مکان مختلف نسبت به عدم پایبندی حکومت جمهوری اسلامی به مفاد مندرج در برجام، مطالبی را عنوان نموده و موجبات وحشت شما از سرنگونی جمهوری منحط تان گشته اند!

 شماها نیز به عنوان رهبر و سایر مسؤلان رژیم مفلوک تان، بهتر و بیشتر از همه به خطراتی که در آینده نزدیک حکومت ضد بشری شما را تهدید می کند واقف می باشید. بدیهی است که از میان چند کاندیدای تعیین صلاحیت شده توسط شورای نگهبان، هر کدام شان به دلائلی نتوانند به اکثریت آراء دست بیابند؛ اما جمهوری اسلامی جهت مواجهه با سایر سیاستمداران گیتی، و نیز مراوده های جهانی با دیگر دولت های سایر ممالک جهان، نیاز به رئیس جمهوری دارد؛ که بتواند وی را در مجامع بین المللی، به عنوان دومین شخصیت بارز حکومت خویش مطرح نماید!

از میان شش تن نامزد تعیین صلاحیت شده(مصطفی میرسلیم، اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف و مصطفی هاشمی طبا)، کدام شان دارای شناسه مثبت یک رئیس جمهور قابل تعریف در جامعه جهانی هستند؟ با آنکه ابراهیم رئیسی مورد تأئید همگی تان، از مقام رهبری گرفته تا سایر مقامات حکومت مزدور پرورتان می باشد؛ اما آیا می توانید روی دیدارهای آتی وی با مدیران سایر کشورها حساب باز کنید؛ که یک احمدی نژاد دیگر را، به نمایندگی از حکومت منفورتان به دیدار با کارکشتگان دنیای سیاست بفرستید؟!

 بعید به نظر می رسد، که پاسخ شما به این پرسش مثبت باشد. بقیه کاندیداهای تان نیز، هر کدام شان نقاط ضعف خاص خودشان را دارند. مصطفی میرسلیم معاون نخستین رئیس جمهور فراری تان سید ابوالحسن بنی صدر بوده است؛ که به همین خاطر زیاد نمی تواند مورد مثبتی در این زمینه باشد. اسحاق جهانگیری هم، که معاون رئیس جمهوری کنونی تان است؛ ناگفته پیداست که برای پشتیبانی از رئیس اش حسن روحانی به معرکه داخل شده است. ابراهیم رئیسی نیز، همانطوری که در بالا آمد؛  شایستگی های لازم برای چنین امری را ندارد. محمدباقر قالیباف نیز، چنانچه غیرتی در وجود اش باشد؛ بعد از فاجعه انهدام ” پلاسکو ” هنوز نمی بایست که سرش را جلوی مردم بالا بگیرد. مصطفی هاشمی طبا نیز، از دار و دسته پیشین باند احمدی نژاد است. بنابراین، هر کدام شان به نوبه خود دارای نقطه ضعف های مشخصی هستند. صد البته که حسن روحانی نیز ضعف های فراوانی را در دولت تدبیر و امید به نمایش گذاشته است. اما به یک دلیل بارز و آشکار، از آنجائی که وجهه بین المللی وی نسبت به بقیه افراد تعیین صلاحیت شده بالاتر از ایشان است. و همچنین به سبب آن که شیوه حکومت تان در انتخاب ریاست جمهوری، مبنی بر آن که تا کنون مشاهده گشته است؛ این می باشد که پشت سر هم آخوند یا سویل برای ریاست جمهوری در نظر گرفته نشود؛ در جمع نامزدهای تعیین شده از طرف شورای نگهبان، دو تن از ایشان آخوند تشریف دارند؛ و چهار تن بقیه سویل(شخصی) هستند. چون که رئیس جمهور پیشین، احمدی نژاد دو دوره ریاست قوه مجریه را بر عهده داشته است. فرصت دوباره ای به حسن روحانی خواهید داد؛ که هم موضع آخوند بودن او و برتری وی بر یک فرد سویل را حفظ نمائید؛ و هم از وجود روحانی و وزیر امور خارجه کابینه اش محمدجواد ظریف، به دلیل تجربه های شان در امر مذاکرات هسته ای، برای رفع مشکلات برآمده از موضوع برجام استفاده نمائید. و قاتلی مانند ابراهیم رئیسی را، جهت جایگزینی در مقام رهبری جمهوری رو به زوال تان، در همین پست و مقامی که هست نگه بدارید!

محترم مومنی

مطلب قبلیمحکومیت جدید آتنا دائمی و خواهرانش به سه ماه و یک روز حبس
مطلب بعدیآنانی که با بازی با کلمات، حقوق زنان ایرانی را پایمال می کنند!
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.