پرزیدنت ترامپ کدام سه هدف را در بمباران سوریه تعقیب می کند؟! محترم مومنی روحی

0
180

روزانه در هر ساعت در سراسر جهان، اتفاقات گوناگونی روی می دهند؛ که با توجه به پیشرفت های انواع تکنولوژی در دنیای کنونی، می توان به بخش زیادی از آنها دسترسی یافت. اما به راحتی نمی توان، چگونگی انگیزه های به وجود آورندگان تعداد بی شماری از رخدادهای مربوطه را گمانه زنی کرد. هر کاری توسط هر کسی که به انجام برسد؛ یک یا چند هدف بزرگ و کوچک در آن نهفته است. انگیزه های به انجام رسیدن برخی از کارهای مهم، که به دست بعضی از مردم عادی گیتی، یا شخصیت های بارز جهان، و یا سیاستمداران مشهور دنیا به وقوع می پیوندند؛ هر کدام در ارتباط با نگرش فرد مورد نظر، نسبت به آنچه که از دیدگاه وی خوب و درست، و یا بد و اشتباه است عملی و اجرا می شود. چنانچه انجام پذیرفتن یک کار، واکنشی باشد نسبت به کنش های دیگران، بستگی به نوع کنش و واکنش های انجام شده متقابل، می توان نتایج گوناگون و متعددی از آن رفتارها را به دست آورد. در مورد بمباران اخیر مراکز شیمیائی و تاسیسات هسته ای سوریه، که به وسیله آمریکا و انگلیس و فرانسه شکل گرفت نیز، می توان بدون تردید مطرح نمود؛ که اهداف دولتمردان این سه کشور، جهت به وجود آوردن این جریان، که بازتاب های زیادی را هم در پی داشته است. واکنش به عملکردهای کدامیک از نظامیان حاضر در سوریه بوده، و به چه دلیل و به کدام انگیزه ای عملی گشته است؟!

دولتمردان سرزمین های بریتانیا و فرانسه می توانسته اند؛ با دو دیدگاه مختلف، آمریکا را در این باره همراهی کنند. مدت های طولانی می گذرد؛ که انگلیسی ها در صحنه رویدادهای جهانی نقش چندانی نداشته اند. به همین خاطر هم، شرایط پیش آمده را، یک موقعیت مطلوب جهت دوباره نشان دادن خودشان به دیگران دانسته اند. امانوئل ماکرون رئیس جمهور جوان فرانسه هم، به خوبی به این حقیقت پی برده، که برای انجام دادن کارهای بزرگ، از آب گوارای سر چشمه بنوشد؛ نه از جریان نهرهایی که از چشمه سرازیر می شوند و آلوده هستند. به همین خاطر، جهت دست یافتن پیروزی های چشمگیر بعدی، خودش را با هدف های کشورهای بزرگ همسو می کند؛ تا با ایشان هم آوائی های منطقی داشته باشد. تا که از هم اکنون، راه رسیدن به دور دوم ریاست اش بر دولت بعدی فرانسه را برای خودش هموار سازد. اما آقای ترامپ که روشن کننده مشعل این حرکت تاریخی می باشد. دست کم سه هدف بزرگ و مهم را در این راستا دنبال می کند. چنانچه هفته گذشته، سخنگوی کاخ سفید اعلام نمود. پرزیدنت ترامپ انگیزه های متفاوت ولی مهم و کارسازی در این رابطه دارد!

خانم سارا هاگبی سندرز سخنگوی کاخ سفید، در روز یکشنبه پانزدهم آپریل ۲۰۱۸ برابر بیست و ششم فروردین ۱۳۹۷، در باره حمله آمریکا و دو کشور انگلیس و فرانسه به مراکز شیمیائی و هسته ای سوریه گفته است: « حمله به تاسیسات شیمیائی سوریه، حاوی پیام های روشن و قاطعی به روسیه و ایران نیز بود؛ که پرزیدنت ترامپ اجازه عبور از خط قرمزها را نمی دهد. وی همچنین تاکید کرد؛ ماموریت آرتش آمریکا و متحدانش، بریتانیا و فرانسه، برای نابود کردن زیرساخت های مورد استفاده سوریه در تولید سلاح های شیمیائی، با موفقیتی صد در صدی انجام شده است!

خانم سندرز در این مورد افزوده است: « ماموریت آرتش آمریکا، نابود کردن تاسیسات سلاح های شیمیائی در سوریه بود؛ و این ماموریت دقیقا انجام شد. همچنین با پیام روشنی به سوریه، روسیه و ایران همراه بود؛ که وقتی پرزیدنت ترامپ خط قرمزی را تعریف می کند. اجازه عبور از آن را نخواهد داد؛ و این پیام به روشنی در حملات جمعه فرستاده شد!
خانم سارا هاگبی سندرز همچنین اشاره نموده، پرزیدنت ترامپ سه هدف را در مورد سوریه تعریف کرده است: اول شکست دادن داعش، دوم مهار کردن رفتارهای تهاجمی ایران در منطقه، سوم هم جلوگیری از تکرار استفاده سلاح های شیمیائی!

بگذارید چند هدف دیگر را ما به آن اضافه نمائیم. گوشمالی دادن نظامیان روسیه در سوریه، تا که به پوتین این پیام را برساند؛ که بیش از این خودش را به بیراهه نزند. همانطوری که در حمله به کشور اوکراین و دست درازی به شبه جزیره « کریمه » نتوانست آنجا را به فدراسیون روسیه ملحق کند. هرگز نخواهد توانست، با فریب دادن بشار اسد قدرت پرست، قسمت هائی از این سرزمین را زیر مجموعه کشورش نماید. یا که با گذاشتن کلاهی بزرگ به اندازه کل ایران بر سر آخوندهای بی خرد و جنایتکار، دست کثیف اش را به استان های شمالی ایران برساند؛ و آنجا را در سیطره اهریمنی خویش قرار بدهد!

اگر در اوکراین و کریمه بعد از همه پرسی فورمالیته، نزدیک بود که کریمه ضمیمه فدراسیون روسیه تزاری بشود؛ ولی با مداخله اتحادیه اروپا و وتوی این موضوع در شورای امنیت سازمان ملل متحد، این مورد منتفی گردید. غربی ها به ویژه آمریکا اجازه نخواهند داد؛ که ماجرای حمله روسیه به کریمه در مارس ۲۰۱۴ میلادی، این سناریو در سوریه نیز تکرار گردد. همانطوری که در ایران نیز، دلاور مردان و زنان ایرانزمین، برای سرنگونی حکومت اهریمنی نوکر دست نشانده روسها خامنه ای جلاد قیام کرده اند. با براندازی این رژیم فاسد و سفاک از حاکمیت در ایران، دهها پوتین و مانند او را، به فضاحتی که تاریخ برای این شیادان رقم زده محکوم خواهند کرد!

دست یافتن به آب های گرم در ایران، سوء استفاده از امکانات کشور ما، برای مستقر کردن جنگنده های روسی در خاک پاک ایرانزمین، که تا هرگاه بخواهند به جایی حمله هوائی داشته باشند؛ این کار را از پایگاه محل استقرار جنگنده های شان در ایران به انجام برسانند. یا ددمنشانه ترین کارشان با ایرانی ها( دفن نمودن زباله های اتمی نیروگاه « چرنویل » در روسیه، که چندین سال پیش خود به خود منفجر و منهدم گردید. در زیر زمین های استان های جنوبی ایران) ، و برنامه های ضد بشری دیگری که شاید در آینده به آن بپردازند. اموری نیستند، که از چشمان دقیق و تیزبین مردم میهن پرست ایران پوشیده بمانند. البته اگر آینده ای هم برای نوکران نا انسان شان در ایران وجود داشته باشد؟ که بدون تردید چنین نخواهد بود. هر چند که پوتین موذی و رند و شیاد بتواند؛ به آخوندهای مکار و جانی و دزد و دغل یاری برساند. پوتین برود کلاه خودش را محکم نگه بدارد؛ که تا طوفان حملات بعدی آمریکا و متحدان اش، آن را به افق های ناکامی های سیاسی وی پرتاب نکند. در رؤیاهای شان خواب های طلایی دیده اند؛ در بیداری تعبیر دردناک آن را ملاحظه خواهند کرد!

« شتر در خواب بیند پنبه دانه *** گهی لب لپ خورد گه دانه دانه »!

محترم مومنی

مطلب قبلیماکرون: فرانسه از برجام خارج نمی‌شود و جمهوری اسلامی هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت
مطلب بعدیمحموله اخیر جمهوری اسلامی به سوریه مایه نگرانی نهادهای اطلاعاتی شده است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.