تقاضای اعاده آقای نصرت طبسی از دراویش گنابادی نسبت به حکم ۵ سال حبس وی در دیوان عالی کشور مورد پذیرش قرار گرفت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، نصرت طبسی از دراویش گنابادی که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زندن امنیت ملی به ۶ ماه حبس تعزیری و ۴.۵ سال حبس تعلیقی محکوم و در دادگاه تجدید نظر نیز این حکم عینا تایید شده بود، تقاضای اعاده دادرسی خود را به دیوان عالی کشور ارائه داد. بنا به حکم دیوان عالی کشور، دادگاه دیگری برای رسیدگی به پرونده این درویش گنابادی در مهرماه سال جاری تشکیل خواهد شد.

نصرت طبسی به همراه بیش از ۱۵ تن دیگر از دراویش گنابادی و وکلا و پرسنل سایت مجذوبان نور در شهریور سال ۹۰ در شهر تهران بازداشت و نزدیک به ۱ ماه را در سلول انفرادی بند امنیتی زندان اوین نگهداری و مورد بازجویی قرار گرفت.

لازم به ذکر است از میان افراد بازداشت شده در شهریور سال گذشته، وکلا، مدیران و پرسنل سایت مجذوبان نور، آقایان (حمید مرادی، فرشید یدالهی، امیر اسلامی، افشین کرمپور، رضا انتصاری، مصطفی دانشجو و امید بهروزی) بدون هیچ حکمی همچنان در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوسند.

مقاله قبلی۱۸ قطعه از آثار ابوالحسن صبا در کتاب «کاروان صبا» منتشر شد
مقاله بعدیانتقال اورژانسی مصطفی دانشجو «وکیل زندانی دراویش» به بیمارستان..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.