منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، جوان ۲۷ ساله ای که با شلیک مستقیم گلوله در روز شنبه، ۲۵ آبان ماه در مهرشهر کرج جان باخت گفت که خواستار معرفی قاتل فرزندش است اما نمی‌داند از دست چه کسی به کجا شکایت برد.

آقای بختیاری گفت که فرزندش معترض بوده و براثر اصابت گلوله مستقیم بر سر و در آغوش مادرش جان داده است.

پویا بختیاری، جوان ۲۷ ساله‌ای بود که در روز شنبه، ۲۵ آبان و در جریان اعتراضات مردمی که یک روز پیشتر و با افزایش ناگهانی قیمت بنزین شروع شده بود براثر اصابت مستقیم گلوله جان باخت. پدر او گفته است که خواسته فرزندش آرامش مردم و زندگی بهتر برای مردم بود و بر سر همین خواسته هم جان داد.

آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان اعتراضات هفته گذشته در ایران وجود ندارد. مقام‌های جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی کشته شدگان و بازداشت شدگان سرباز می‌زنند و قاسم میرزایی نیکو، نماینده دماوند در مجلس، گفته است که بیش از ۱۳۰ نفر در جریان اعتراضات کشته‌اند.

حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلسهم به نقل از نماینده وزارت اطلاعات گفته است که «اغلب دستگیرشده‌ها بیکار و یا دارای مشاغل کم‌درآمد بوده و از سواد کم برخوردار بودند.»

منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری گفت: «بچه من بیکار نبود. هم کار داشت و هم زندگی و درآمد خوب. مهندسی برق خوانده بود و هم ماشین داشت و هم خانه و زندگی عالی داشت. من کارگاه پودر و خلال پسته دارم که پسرم مدیرعامل کارگاه بود. او اما اعتراض داشت به وضعیت فعلی و برای مردم اش آرامش و زندگی بهتر می‌خواست. خواسته ما هم همین است. وقتی یک متجاوز بیرونی به کشور ما حمله کرد و خاک ما را اشغال کرد ما موظف بودیم که برویم جبهه و از خاک مملکت مان دفاع کنیم. رفتیم و دفاع کردیم و من ۵ سال در جبهه‌ها بودم و حالا امروز این مسولان هستند که باید برای مردم آرامش ایجاد کنند، کار ایجاد کنند و برای مردم زندگی درست و حسابی درست کنند. خواسته ما این است که در مملکت آرامش باشد مردم راحت بتوانند کار کنند زندگی‌شان را بچرخانند آزادی داشته باشند و همه اقوام از ترک و فارس و لر و عرب بتوانند همه با هم زندگی کنند.»

بی بی سی فارسی ویدئوهایی منتشر کرده با صدای پویا بختیاری و روایت او از اعتراضات روز ۲۵ آبان، تصاویری که او پیش از جان باختن گرفته. پویا بختیاری در این ویدئو از مردم می‌خواهد که این فرصت را از دست ندهند و همه برای اعتراض بیایند و آروزی «طلوعی بهتر برای مردم ایران» می‌کند. «توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه» شعاری است که در این تصاویر از سوی پویا بختیاری سر داده می‌شود. او می‌گوید که «من هم پسر کسی هستم آمدم اینجا جان خودم را به خطر انداختم، مادرها، پدرها شما هم بگویید بچه‌هایتان بیایند بیرون» و «دم همگی گرم» آخرین جمله ‌ی است که در این تصاویر از پویا بختیاری شنیده می‌شود.

منوچهر بختیاری گفته است: «پویا با مادرش رفته بودند اعتراضات. خانم‌ام به من زنگ زد. گفت پویا تیر خورده و خودت را برسان بیمارستان. من تا برسم بیمارستان قائم کرج، پسرم از این دنیا رخت بربسته بود.  پویا تنها پسر ما بود و در آغوش مادرش جان داد. مغزش کاملا متلاشی شده بود و حتی به بیمارستان هم نرسیده بود.»

آقای بختیاری از مشکلاتی که برای گرفتن پیکر فرزندش در روز اول پیش آمده بود گفت: «روز اول تحویل ندادند. من با دادستان کرج، آقای صمدی ملاقات کردم. گفت نمی‌شود و از وزارت کشور نامه زده‌اند که جنازه ها را بفرستید تهران. من اعتراض کردم که چرا باید بفرستید تهران؟ کرج یک استان دیگر است و تهران یک استان دیگر. گفتم شما باید تصمیم بگیرید شما وقتی مسول شده‌اید نمی توانید اجازه دهید یک استان دیگر دخالت کند در کار شما. گفت یک ساعت به من فرصت بده با مسئولان صحبت کنم و بعد از یک ساعت به من زنگ زدند و گفتند می‌توانید بروید تحویل بگیرید. ما هم تشییع کردیم و بهشت سکینه به خاک سپردیم. ما بختیاری هستیم و در تشییع جنازه‌های ما همه ایل ما می‌آیند بیش از ۲ هزار نفر هم آمدند و مشکلی پیش نیامد.»

به گفته آقای بختیاری در گواهی فوت پویا بختیاری، دلیل مرگ بر اثر «اصابت گلوله» ذکر شده است. او به کمپین گفت: «دادستان به من گفت بیایید شکایت کنید ما پی‌گیری می‌کنیم قاتل را پیدا می‌کنیم. من اقدام می‌کنم منتهی نمی‌دانم از دست چه کسی شکایت کنم چون نمی‌دانم چه کسی بچه مرا زده. نمی‌دانم کجا باید شکایت کنم؟ هنوز فرصت هم نکرده‌ام به خاطر اینکه این مدت کشته شدن پویا واقعا به هم ریخته‌ام. چند روز دیگر کمی حالم بهتر باشد یک دادخواستی می‌دهم بالاخره قاتل را پیدا کنند به من بگویند قاتل پسرم چه کسی است؟»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ پویا بختیاری آنطور که صفحه اینستاگرام اش از او معرفی می‌کند جوانی گیاهخوار، عاشق صلح و زندگی بود. به محیط زیست اهمیت می‌داد و به گفته پدرش «عاشق ایران و تاریخ ایران» بود.

مقاله قبلیپارلمان عراق استعفای نخست‌وزیر این کشور را پذیرفت
مقاله بعدیبرادر آمنه شهبازی: گلوله به گردن‌ خورده اما نوشتند شکستگی جمجمه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.