رضا شهابی روز پنجم مهر و پس از پنجاه روز، با پاسخ به درخواست خانواده و فعالان سیاسی و کارگری، به صورت مشروط از اعتصاب غذای خود دست کشید. سندیکای کارگران شرکت واحد با اعلام خبر گفت یک مقام ارشد امنیتی به خانواده این فعال کارگری قول داده به مطالباتش «در اسرع وقت» رسیدگی کند.

رضا شهابی روز هیجدهم شهریور ۱۳۹۶ در اعتراض به پرونده‌سازی وزارت اطلاعات و زندانی شدن دوباره، در زندان رجایی شهر (گوهردشت) کرج دست به اعتصاب غذا زد. او که به دلیل فعالیت‌هایش در قالب سندیکای کارگران شرکت واحد بارها بازداشت و زندانی شده، آخرین بار مهر ۱۳۹۳ با مرخصی پزشکی آزاد شد اما قوه قضاییه دوران مرخصی پزشکی این کارگر زندانی را به عنوان ایام محکومیت محسوب نکرد. اگر چه در گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده بود که او به صورت مشروط آزاد شده است.

رضا شهابی همچنین اعلام کرده اگر مسوولان قضایی و امنیتی در یک بازه زمانی معقول به مطالباتش رسیدگی نکنند، او بار دیگر دست به اعتصاب غذا خواهد زد. سندیکای کارگری شرکت واحد با اشاره  به وضعیت خطرناک سلامتی رضا شهابی پس از چند بازداشت و اعتصاب غذای طولانی نوشت: «وضع جسمی این کارگر زندانی بسیار خطرناک است، رضا به دلیل پنجاه روز اعتصاب غذا با وجود آسیب‌های شدید جسمی ناشی از زمان دستگیری و بازجویی که از طرف نیروهای امنیتی بر او وارد شده است، نیاز مبرم به درمان فوری و بستری شدن در بیمارستان دارد، اعلام کرده است چنانچه به دادخواهی اش در بازه زمانی معقول رسیدگی نشود مجددا اعتصاب غذا خواهد کرد.»

به گزارش کمپین حقوق بشر در ایران؛ زندانی شدن دوباره و اعتصاب غذای رضا شهابی اعتراض فعالان سیاسی و کارگری و حقوق بشر را نیز بر انگیخت. ده‌ها تن از فعالان سیاسی، کارگری و دانشجویان، روز سوم مهرماه در تجمعی که با فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد برای حمایت از رضاشهابی و در روبروی ساختمان وزارت کار در تهران برگزار شد، شرکت کنندگان خواستار آزادی این کارگر زندانی و سایر فعالان سیاسی در بند شدند.  پلیس ایران روز هفدهم شهریور ۱۳۹۶ نیز با حمله به یک تجمع مسالمت‌آمیز در حمایت از رضا شهابی در مقابل مجلس شورای اسلامی، معترضان را با اعمال خشونت پراکنده کرد.

مقاله قبلیکیت بلانشت و جک بلک در یک فیلم هم‌بازی شدند
مقاله بعدیپرتاب موشک خرمشهر، یک فریب رسانه ای دیگر جمهوری اسلامی؛ بقلم فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.