پاپ فرانسیس: ” به جای زاد و ولد مانند خرگوش، والدین مسؤلی باشید” !

0
53

همه می دانیم که در مذهب کاتولیک در آئین مسیحی، جلوگیری کردن از تولید مثل ممنوع می باشد؛ مگر آنکه کاتولیک ها از امکانات پزشکی برای این کار استفاده نکنند؛ و با به کار بردن روش های طبیعی، خودشان را از تولید فرزندان ناخواسته معاف نمایند!

پاپ فرانسیس در هنگام مراجعت از سفر چند روزه اش به آسیا، موقع بازگشت از مانیل پایتخت فیلیپین به رم، درون هواپیمائی که حامل وی و همراهان اش بود؛ مورد مصاحبه خبرنگاران قرار گرفت. وی به عنوان مقام نخست کاتولیک های جهان، و با توجه به مقرراتی که در رابطه با زاد و ولد در این کیش وجود دارد؛ با شجاعتی بی همتا به خبرنگارانی که با وی مصاحبه می کردند گفت: ” به مردم بگوئید، به جای زاد و ولد مانند خرگوش، والدین مسؤلی باشید. ” !

در مقام مقایسه، وقتی به یاد سخنان رهبر انقلاب اسلامی در ایران می افتم؛ که مردم کشورمان را تشویق به ازدیاد جمعیت در ایران می نمود. و چند تن از ” بادنجان دور قاب چین ” های مزور او هم، بعد از آقا، به مردم ایران گفته بودند؛ که به نیت پنج تن و دوازده امام و چهارده معصوم، دنبال تولید مثل بروند؛ تا جمعیت ایران را به حد دویست میلیون تن برسانند. در کمال عصبانیت از خالق آفرینش می پرسم: ” چه تفاوتی میان مخلوقات خود می بینی، که برای آنها چنین رهبر فهیمی را بر می گزینی؛ و برای ملت بدبخت میهن من، یک چنین رهبری؟ ” با آنکه همین جمعیت حدود هشتاد میلیونی ایران را، به هیچوجه نمی تواند اداره و سیر بکند؛ آنها را به داشتن فرزندان بیشتر نیز تشویق می نماید. ” جل الخالق !!

اگر فرض کنیم( فرض محال، محال نیست )، که آری این ادیان همگی شان از جانب آفریدگار هستی برای مردم این دنیا ساخته شده اند؛ چرا در یک دین اش مردم باید مثل موش بچه بزایند؛ و در آئین دیگری که او برای مردم در نظر گرفته، از سوی رهبر مذهبی آنها به ایشان یادآوری می گردد؛ که تولید مثل پشت سر هم را فراموش کنید؛ به جای آن پدران و مادران مسؤلی باشید؛ که بتوانید فرزندان خودتان را، چنان تربیت کرده و آموزش بدهید؛ که بتوانند خودشان را با هر امکانی که در زندگی دارند؛ برای مواجهه با همه ناملایمات گیتی آماده کنند !

مردم می پندارند، همین که بتوانند لقمه نانی به فرزندان خودشان بدهند؛ و تقریبا شکم آنها راسیر کنند. این برای آن موجودات بینوا کافی است. حال اگر این بچه های بی گناه، نتوانند در برابر سختی های زندگی اجتماعی مقاوم باشند؛ و برای فرار کردن از مشکلاتی که دارند؛ با وجود چنین والدین بی فکر و بی مسؤلیتی، اگر به سوی کارهای خلاف و بی قاعده و پوچی که در اطراف شان فراوانند نروند؛ باید گفت که اینها موجودات خودساخته ای هستند؛ که خوشبختانه ” از بد حادث ” جان سالم به در برده اند !

چون پدر و مادر که یا گرفتار مسائل گوناگون خودشان هستند؛ و مسؤلان کشور هم در فقط در فکر جنایت و دزدی و تروریست پروری، چه کسی کدام فرد مسؤلیت پذیری، به خودش اجازه می دهد، که موجود زنده ای را به این دنیای آشفته و مملو از نابسامانی بیاورد؛ اما او را به امان خدا رها بکند و کک اش هم نگزد؟ آنگاه وقتی این کودکان به مرز دوران پر مسأله نوجوانی برسند؛ از همان پایه در صدها چاهی که در اطراف شان باز است سقوط کنند؛ همین پدر و مادرها، همین مسؤلان بی فکر و بدون مصلحت اندیشی، در کمال وقاحت، وقتی که مورد پرسش دیگران قرار می گیرند، که چه شد که این بچه ها اینگونه به ورطه فنا و نابودی کشانده شده اند؟ می گویند: ” ما هر کاری از دست مان بر می آمد برای آنها انجام دادیم. اما اینها به حرفهای ما هیچ توجهی ندارند و بهائی به آنها نمی دهند. ” آیا واقعا قضیه همین است که این افراد مطرح می کنند؟!

محترم مومنی

مطلب قبلیاحتمال رویارویی سپاه و حزب‌الله با اسرائیل قوت گرفت
مطلب بعدیاوباما: فعلا وقت وضع تحریم جدید علیه ایران نیست
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.