بالاخره بعد از چند بار تعویق، پارلمان بلژیک نیمه شب – چهارشنبه ۲٠ ژوئیه – توافقنامۀ استرداد متقابل مجرمین با جمهوری اسلامی را در صحن علنی به رأی گذاشت و آن را به تصویب رساند (۷۹ رأی موافق، ۴۱ مخالف و ۱۱ رأی ممتنع). در نتیجه، بلژیک می‌تواند قانوناً اسدالله اسدی را به جمهوری اسلامی پس بدهد. روشن است که در این صورت، وی آزادی کامل خود را به دست خواهد آورد.

معلوم نیست که انگیزۀ اصلی بلژیکی‌ها در استرداد اسدالله اسدی چیست: معامله با جمهوری اسلامی و یا صرفاً تهدیدها و فشارهای جمهوری اسلامی؟ البته مقامات بلژیکی قبلاً گفته بودند که زیر فشارهای جمهوری اسلامی قرار دارند.

دو هفته قبل، کمیسیون روابط خارجی پارلمان بلژیک طرح مبادلۀ محکومان میان جمهوری اسلامی و بلژیک را تأیید کرده بود. این طرح برای اجرا شدن نیاز به رأی اکثریت نمایندگان پارلمان داشت.

اما از سه هفته قبل که محتوای طرح معلوم شد، بحث‌های تندی در پارلمان بلژیک به راه افتاد. به موازات آن، گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی به شدت از این طرح انتقاد کردند. به گفتۀ یکی از نمایندگان بلژیکی که به جناح مخالف دولت تعلق دارد، این طرح استرداد، “لباسی است که فقط برای اسدی دوخته شده”. نمایندگان مخالف می‌گفتند بلژیک نباید به‌هیچ وجه تسلیم اخاذی جمهوری اسلامی شود.

اما سرانجام تصوب طرح، آنهم در نیمه‌شب، حاکی از آنست که بحث‌های مخالف و موافق بسیار جدی و طولانی بوده است.

آزادی اسدی به ازای چه؟

مقامات بلژیکی، بر خلاف انگلیسی‌ها یا فرانسوی‌ها، به صراحت اعتراف کرده‌اند که گرفتار اخاذی جمهوری اسلامی شده‌اند و چاره‌ای جز راه آمدن با جمهوری اسلامی ندارند.

وزیر دادگستری بلژیک گفته بود که از وقتی “فرد به‌ظاهر دیپلمات” (اسدی) دستگیر شده است، منافع بلژیک در ایران و ۲٠٠ تبعۀ بلژیکی ساکن ایران به “اهداف بالقوه” تبدیل شده‌اند. وی گفت: “از همان روز اول، فشارها را از جانب جمهوری اسلامی احساس کردیم و فهمیدیم که امنیت و منافع ما به شکل سیستماتیک به خطر افتاده است”.

رادیوفرانسه نوشت؛ تهدیدهای جمهوری اسلامی حدود پنج ماه قبل با بازداشت یک فعال حقوق بشر بلژیکی در تهران شکل ملموس به خود گرفت. این فرد که الیویه وان‌دکاستیل نام دارد و ۴۱ ساله است، بدون هیچ دلیل روشنی بازداشت شد.

در پارلمان بلژیک، نمایندگان مخالف دولت از “باج‌گیری و اخاذی کثیف” جمهوری اسلامی سخن گفتند، اما آقای الکساندر دی‌کرو نخست‌وزیر بلژیک در پاسخ به آنان گفت: “شما جواب خانوادۀ زندانی بلژیکی را چه می‌دهید؟ آیا خواهید گفت ʻمی‌گذاریم در زندان بپوسدʻ؟”… آقای دی‌کرو تأکید کرد که “بلژیک هیچگاه اتباع خود را رها نمی‌کند”.

چند روز قبل، خانوادۀ الیویه وان‌دکاستیل با انتشار یک ویدئو، از مقامات کشورشان خواستند که برای آزادی او از هیچ اقدامی کوتاهی نکنند.

اما ایران علاوه بر شهروند بلژیکی، چند اروپایی دیگر را نیز در زندان‌های خود ذخیره دارد. سؤال اینست که جمهوری اسلامی در ازای آزادی اسدالله اسدی، چه امتیازی به بلژیکی‌ها (یا اروپاییان) خواهد داد؟

مقاله قبلیبی‌علاقگی جمهوری اسلامی به احیای برجام
مقاله بعدیارائه طرحی برای رصد فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی توسط دو سناتور آمریکایی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.