هر روز خبرهای تازه‌ای از موسسه ورشکسته ثامن‌الحجج به گوش می‌رسد. بیشتر خبرها درباره تسهیلات عجیب و غریبی است که صاحبان نام‌های اختصاری و البته چهره‌های آشنا دریافت کرده‌اند اما روز شنبه خبری منتشر شد که به شاکیان مربوط نبود بلکه خبر از وجود هزاران سپرده‌گذاری می‌داد که نه‌تنها شکایتی از موسسه مالی جنجالی ندارند بلکه اصلا برای دریافت پولشان هم به بانک‌های عامل مراجعه نکرده‌اند.

 ممکن است با خودتان بگویید شاید عطای دردسرهای دنبال پولشان رفتن را به لقایش بخشیده‌اند اما مبلغ سپرده‌گذاری آنها که بعضا تا ٢٠٠‌میلیون تومان هم می‌رسد، این گمانه‌زنی را بی‌اعتبار می‌کند.

مسعود پزشکیان نماینده مجلس،‌ خبر غیبت ١١‌هزار سپرده‌گذار موسسه ثامن را داده و گفته: «از ٢٥‌هزار و ٩٠٠ نفر سپرده‌گذار موسسات مالی که بیش از ٢٠٠‌میلیون تومان سپرده داشته‌اند، ١٥‌هزار نفر به بانک‌های عامل مراجعه کرده‌اند که از تعداد ١٥‌هزار نفر پرونده‌ها حدود ٨‌هزار ارایه شده و ٧‌هزار نفر سپرده خود را دریافت کرده‌اند. یک نکته قابل تأمل و تعجب‌برانگیز این است که ١١‌هزار سپرده‌گذار اصلا مراجعه‌ای به بانک‌های عامل نداشته‌اند و درخواستی برای دریافت سپرده خود ارایه نکرده‌اند.»

این حرف‌ها باعث می‌شود که همزمان چندین سوال به ذهن شنونده‌ها هجوم بیاورد، ‌سوالاتی مانند این‌که این افراد چه کسانی هستند؟ چرا پولشان را نمی‌خواهند و مهمتر از همه، این‌که اصلا وجود دارند یا صرفا اسامی صوری هستند که برایشان حساب سپرده باز شده و مبلغی هم در این حساب‌ها ریخته شده است.

یکی از کارشناسان مرتبط با بانک مرکزی که احاطه کاملی روی پرونده موسسه مالی و اعتباری ثامن‌الحجج دارد اما نمی‌خواهد نامی از او برده شود،‌ در جواب این سوالات می‌گوید: «این موضوع برای خودمان هم مبهم است، اساسا ما در بررسی پرونده این موسسه به دنبال جواب‌دادن به سوالاتی از همین دست هستیم تا ابعاد ماجرا روشن شود. در مورد این ١١‌هزار ذیحساب هم احتمالات مختلفی وجود دارد. هنوز به نتایج قطعی نرسیده‌ایم اما احتمالاتی در این مورد وجود دارد. یکی این‌که این ١١‌هزار نفر به نحوی وابستگی‌هایی با مدیران و عاملان موسسه داشته باشند و خودشان را کماکان متعهد به موسسه بدانند و از شکایت صرف‌نظر کرده باشند. دوم این‌که به نحو دیگری رضایت این افراد گرفته شده باشد و با آنها مذاکره شده باشد.»

او تعداد بالای افرادی را که اصلا برای دریافت پولشان مراجعه نکرده‌اند، دلیل محکم‌نبودن این حدسیات می‌داند و می‌گوید: «تعداد این افراد خیلی زیاد است. ١١‌هزار نفر یعنی نزدیک به ٤٠‌درصد کسانی که مراجعه کرده‌اند، عده‌ای وجود دارند که اصلا مراجعه نکرده‌اند. به همین دلیل هم احتمال سوم که در واقع به حساب‌سازی‌های صوری برمی‌گردد، قوت می‌گیرد.»

او در توضیح این احتمال می‌گوید: «به نظر می‌رسد که ١١‌هزار حساب بدون این‌که کسی صاحب آن باشد یا اصلا از وجود آن خبر داشته باشد، ساخته شده است. هدف از این کار هم می‌توانسته از اقدام به پولشویی گرفته تا حساب‌سازی برای روز مبادا را شامل شود.»

مدیرعامل دیپلمه

موضوع حساب‌های صوری تنها حاشیه‌ای نبود که روز شنبه درباره موسسه ثامن شنیده شد،‌ دهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده متهمان موسسه ثامن‌الحجج برگزار شد و طی آن قاضی از (الف. م) متهم ردیف اول پرسید: «در بند (د) اساسنامه تعاونی مالی- اعتباری ثامن‌الحجج یکی از شرایط دارابودن حداقل مدرک تحصیلی کاردانی یا معادل آن عنوان شده است. آیا شما این مدرک را داشتید؟»

به گزارش شهروند، متهم که موضوع مدرک تحصیلی‌اش چند روز است که در شبکه‌های مجازی سوژه شده، پاسخ داد: «خیر، من دیپلم بودم!»

مقاله قبلیحمله دوباره کیهان به عادل فردوسی‌پور
مقاله بعدیتیم ملی والیبال نشسته ایران برای هفتمین بار قهرمان جهان شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.