شان لوی و ویل اسمیت برای حضور در فیلم جدید کمپانی قرن بیستم فاکس یعنی “شهری که شناور شد” قرارداد امضا کردند.

 شان لوی فیلم را کارگردانی می‌کند و اسمیت همراه جیمز لاسیتر از طریق کمپانی اوربوک انترتینمنت کار تهیه کنندگی آن را بر عهده خواهند داشت.

آدری ولز فیلمنامه این فیلم را نوشته و داستان آن درباره پدر و دختری است که در حالی روی جزیره منهتن زندگی می کنند که این جزیره از جا کنده و در اقیانوس اطلس شناور می‌شود.

با این پروژه شان لوی و کمپانی فاکس دوباره یک همکاری مشترک را تجربه می کنند. او اخیرا در فیلم کمدی “دوره کارآموزی” با بازی اوون ویلسون و وینس وان که در ماه ژوئن اکران شد با فاکس همکاری کرده بود. وی در پروژه بعدی اش قسمت سوم مجموعه “شب در موزه” را کارگردانی می‌کند که در حال حاضر در حال انتخاب بازیگرانش است.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،نام ویل اسمیت چندین سال است که با پروژه “شهری که شناور شد” گره خورده است. آخرین فیلم او پروژه “بعد از زمین” کمپانی سونی بود و بعد از آن نیز در فیلم‌های بعدی مانند “داستان زمستان” و “تمرکز” نیز حضور خواهد داشت.

مقاله قبلینتانیاهو: به گزارش آژانس بین المللی در باره برنامه هسته ای ایران قانع نیستم
مقاله بعدیتداوم تحریم‌های ‘لغوشده’ اتحادیه اروپا علیه هفت بانک و شرکت ایرانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.