این روز‌ها همه جا صحبت از قرارداد فدراسیون فوتبال با مارک ویلموتس به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال است که در نهایت این همکاری مربی بلژیکی تنها به ۳۸ روز انجامید.

مارک ویلموتس بابت ۳۸ روز فعالیت در ایران ۲ میلیون یورو در ترکیه گرفت و ۶ میلیون یورو نیز با حکم فیفا باید فدراسیون به او پرداخت کند. در واقع ویلموتس بابت ۳۸ روز سرمربیگری ایران حدود ۸ میلیون یورو کاسب می‌شود! قراردادی که مشابه قرارداد ننگین ترکمانچای در زمان قاجار (۱۹۳ سال قبل) از آن نام می‌برند.

اما بد نیست نگاهی به مصاحبه و اظهار نظر آقایان مسئول بیندازیم.

ویلموتس چه نجابتی داشت؟!
مهدی تاج رئیس فدراسیون وقت بعد از قرارداد ویلموتس حرف‌های خود را این‌گونه بیان کرد:
* در قرارداد ویلموتس همه مسائل دیده و قرارداد درست و حسابی نوشته شده تا مشکلات قبلی نباشد.
* بند‌های قرارداد با این مربی دو یا سه برابر بند‌های قرارداد با کی‌روش است و از مشکلاتی که با کی‌روش داشتیم، درس گرفته شده است.
* بازی تیم ملی هجومی شده و بین مردم، ویلموتس و سبک بازی تیم ملی بسیار محبوب شده است. (بعد از برد مقابل کامبوج!)
* ویلموتس به هیچ عنوان مربی پروازی نیست!
* ویلموتس برخلاف کی‌روش ۱۰ تا ۱۲ دستیار ندارد، او فقط دو تا سه دستیار در تیم ملی دارد. (جالب است که این مربی بلژیکی بادیگارد هم داشت و فدراسیون هزینه زندگی او را پرداخت کرد.)
* گاهی از نجابت ویلموتس خجالت می‌کشم! (جمله تاریخی ۱۰/۶/۹۸)
* تجربه کی‌روش به ما آموخت چگونه با مربی جدید رفتار کنیم!

این‌ها نمونه‌هایی از تعریف و تمجید‌های آقای تاج از ویلموتس بود که اگر می‌خواستیم همه آن‌ها را یادآوری کنیم، قطعاً نیاز به یک روزنامه ۸۴ صفحه‌ای بود! ولی جمله تاریخی تاج همان بود که گفت: «ویلموتس نجابت دارد و از نجابت او خجالت می‌کشم!» معنی نجابت را با ۳۸ روز کار در تیم ملی و غرامت ۶ میلیون یورویی کاملاً متوجه شدیم!
البته تاج یک جمله دیگری هم به تازگی گفت: ویلموتس نفر هجدهم مربیان برتر دنیاست! اما وقتی جدول مربیان را در سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ زیر و رو کردیم نام این بلژیکی حتی در ۵۰ نفر اول هم دیده نمی‌شود!
جناب تاج، هر چی شما گفتید دقیقاً عکس آن اتفاق افتاده!
۱- گفتی در دادگاه جهانی CAS از عربستان سعودی بردیم، ولی میزبانی را به آن‌ها باختیم!
۲- گفتی سهمیه ایران ۱+۳ شده، ولی سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲+۲ شد!
۳- گفتی رأی ویلموتس را می‌بریم، ولی باختیم!
۴- گفتی ویلموتس با لیپی ۱۹ جهان هستند، اما کو؟! در هیچ سایتی این بلژیکی تا نفر ۵۰ هم نیست که نیست!

ویلموتس انگلیسی بلد نبود!
محمود اسلامیان (که هنگام مدیریت تاج فکر می‌کردیم نایب‌رئیس اول فدراسیون است، اما وقتی تاج رفت، مشخص شد انتصاب او جای کفاشیان قانونی نبوده و نتوانست سرپرست فدراسیون شود!) نفر بعدی است که جملات او را هم مرور می‌کنیم:
* ویلموتس انگلیسی بلد نبود و قرارداد را به درستی مطالعه نکرد!
* ویلموتس نمی‌تواند غرامت بگیرد!
*غرامت چند میلیاردی به ویلموتس صحت ندارد!
* ولی در نهایت کسی که به زبان انگلیسی مسلط نبود و تازه قرارداد را هم به درستی مطالعه نکرد و رفت و چند میلیارد غرامت هم حکم از فیفا گرفت، کسی نبود جز مارک ویلموتس!

دست فدراسیون و تاج کلی بالاست!
مازیار ناظمی، رئیس سابق مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ورزش و جوانان که بعداً نیز سرپرست اداره کل بین‌المللی همین وزارتخانه بود، خیلی از قرارداد با ویلموتس ذوق‌زده شده بود و همه جا از این قرارداد با مربی بلژیکی حرف می‌زد. اوج کار او توئیت زیر بود:
* برای ثبت در تاریخ در قرارداد ویلموتس بندی قرار داده‌ایم که در صورت فسخ از هر طرف، تنها سه ماه جریمه پرداخت شود، بزرگترین نقطه قوتی که در قرارداد کی‌روش و حتی برانکو (در تیم ملی) هم وجود نداشت و دست فدراسیون و تاج الان کلی بالاست!
جناب مازیار ناظمی، خواهشاً همان بندی که در این قرارداد به گفته خودتان قرار داده‌اید! را شفاف‌سازی کنید تا مردم متوجه نحوه قرارداد شوند! ضمن اینکه درست می‌گویید و حق با شماست! چرا که دست فدراسیون و تاج به عنوان یک بازنده تمام‌عیار کلی بالاست!

ساکت خیلی ساکت نیست؟!
اما حالا که صدای نهاد‌های نظارتی بابت قرارداد ویلموتس بلند شده و عزم خود را جزم کرده‌اند تا ابعاد مهم این پرونده را روشن کنند، بد نیست یادی کنیم از محمدرضا ساکت که به دست راست مهدی تاج معروف بود. او حکم مشاور تاج را داشت و زمانی دبیرکل فدراسیون فوتبال بود و بعد از آمدن ویلموتس، همیشه کنار این مرد بلژیکی دیده شده؛ بنابراین غیرممکن است که ساکت اطلاعی از بند‌های قرارداد فدراسیون با این مرد بلژیکی نداشته باشد. او آنقدر در مورد این پرونده اطلاع داشت که در بدو ورود ویلموتس به فرودگاه، دست خبرنگاران را پس زد تا مبادا سؤالی پرسیده شود که مورد پسند اهالی ساختمان سئول نباشد. ساکت در تور‌های گردشی ویلموتس روی پل طبیعت کنار او بود و در تمام جلسات ویلموتس با فدراسیون حضور داشت. او حتی در کاشت درخت در کمپ تیم‌های ملی با پُز عالی کنار ویلموتس بود!

خبرورزشی نوشت؛ قطعاً ابعاد این قرارداد آنقدر فاجعه‌بار است که همه نهاد‌های نظارتی ورود کرده‌اند. کاش آقایان حداقل از مردم عذرخواهی کنند، گرچه عذرخواهی تنها کافی نیست و مردم از نهاد‌های نظارتی انتظار تحقیق و بررسی این پرونده را دارند تا عوامل آن حتماً محاکمه شوند. راستی آن چند نفر وکیل فدراسیون دقیقاً در آن ساختمان سئول چه کار می‌کردند و برای چه چیزی حقوق می‌گرفتند؟! مگر نه اینکه قرارداد‌ها را باید تأیید کنند؟ به هر حال باید منتظر ماند و دید طی روز‌های آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

مقاله قبلیمایک پمپئو: تمامی تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی از ۳۰ شهریور بازمی‌گردد
مقاله بعدیبا فشار اسرائیل و آمریکا، اروپا هم به‌تدریج نگران می‌شود؛ از نگاه فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعات و امنیت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.