آرش کیخسروی، وکیل خانواده محمد راجی، یکی از دراویش گنابادی که بامداد اول اسفند ماه ۱۳۹۶ بازداشت و نیمه شب سه‌شنبه ۱۵ اسفند ماه به خاک سپرده شد، گفت دفن شبانه محمد راجی و نقض حقوق شهروندی خانواده او، از طریق قانونی قابل پیگرد است و او پس از صحبت با خانواده آقای راجی در این زمینه اقدام خواهد کرد. او همچنین گفت که جنازه محمد راجی کالبدشکافی شده و او پس از اعلام نتیجه کالبدشکافی می‌تواند درباره علت مرگ حرف بزند.

پیکر محمد راجی، ساعت ۲ نیمه شب سه شنبه ۱۵ اسفند ماه در شهر الیگودرز به خاک سپرده شد. یک روز قبل طیبه راجی، دختر محمد راجی به کمپین گفته بود که از خانواده او خواسته‌اند روز سه‌شنبه به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند. کمپین اطلاع پیدا کرده است که جنازه محمد راجی توسط ماموران امنیتی با آمبولانس به الیگودرز منتقل و علیرغم مخالفت خانواده او شبانه دفن شده است. ماموران نیروی انتظامی خانواده محمد راجی را تهدید کرده بودند که در صورت عدم موافقت با دفن شبانه او، جنازه را تحویل نخواهند داد.

آرش کیخسروی، وکیل دادگستری گفت: «خانواده آقای راجی از من خواسته‌اند که در این پرونده اعلام وکالت و شکایت کنم و من هم قطعا پیگیری خواهم کرد. تاکنون که تقاضای کالبدشکافی از سوی خانواده انجام شده و به ما گفته‌‌اند کالبدشکافی انجام شده است. اما معمولا پاسخ کالبدشکافی بین یک تا دو ماه طول می‌کشد و باید اجازه دهیم روند قضایی پرونده طی شود.»

اقای کیخسروی درباره روایت های متناقض محمد راجی پس از ضرب و شتم در خیابان گلستان هفتم در اول اسفند ماه ۱۳۹۶ گفت: «هیچ کدام معلوم نیست و ما نمی دانیم چه اتفاقی افتاده. باید پرونده خوانده شود. ما پر از ابهام هستیم و تا زمانی که حقیقتی برایمان کشف نشده نمی‌توانیم حرف بزنیم. نمی دانیم براثر ضرب و شتم در هنگام بازداشت در اول اسفند اتفاقی افتاده یا در بازداشت و می‌خواهیم این ابهامات برطرف شود.»

آرش کیخسروی درباره دفن شبانه محمد راجی گفت: «خانواده داغدار است و من منتظر هستم یک مقداری از سوگ عظیم شان کاسته شود که ببینیم چه کاری باید انجام دهیم و در چارچوب وظایف حرفه‌ای که برای من تعریف شده حتما عمل می‌کنم و پاسخگوی خانواده هستم. من مقامات کشورمان را واقعا درک نمی‌کنم چرا با شهروندان این طور رفتار می‌کنند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهند. درقبال نقض حقوق شهرندی مطمئنا وظایف خودمان را در قبال موکل‌مان انجام خواهیم داد و باید مقامات توضیح دهند که چرا اینکار را می‌کنند؟»

به گفته او، محمدعلی راجی، فرزند محمد راجی که اول اسفند ۱۳۹۶ در درگیری‌های گلستان هفتم بازداشت شده همچنان در زندان به سر می برد و علیرغم تودیع وثیقه، اجازه حضور در مراسم تدفین پدرش هم به او داده نشده است.

طیبه راجی، دختر محمد راجی گفته است که خانواده او هیچ اطلاعی از وضعیت برادرش در زندان فشافویه ندارند.

زندان فشافویه یا «ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ» در حدود ۳۲ کیلومتری جنوب تهران قرار دارد.

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده محمد راجی در شب دستگیری در خیابان پاسداران مجروح شده و به بیمارستان بقیه‌الله منتقل شده و در آنجا فوت کرده است. در این خبر دلیل تاخیر اعلام مرگ او به خانواده‌اش «نامشخص بودن هویت» محمد راجی عنوان شده است. این خبرگزاری اضافه کرده است: «جسد متوفی به پزشکی قانونی منتقل شد و کالبد شکافی هم صورت گرفته است. این در حالی است که طیبه راجی. دختر محمد راجی به کمپین گفته است: «بامداد اول اسفند ماه پدر مرا بازداشت کردند. من خودم آنجا بودم  مرا جلوتر از بابا بردند اما من دیدم که بابا زخمی و با صورتی خونی روی زمین افتاده. ولی دیدم که دست‌اش را تکان داد و فهمیدم که زنده است. از آن موقع به بعد هیچ اطلاعی از پدرم نداشتم و فکر می‌کردم ایشان را می‌برند بیمارستان و مراقبت و مداوا می‌کنند حداقل به حرمت سال‌هایی که از این مملکت دفاع کرده. اما شنبه شب، ۱۲ اسفند از آگاهی با ما تماس گرفتند که عکس و مدارک آقای راجی را بیاورید برای تطبیق دادن عکس‌شان با زندانیان که بتوانیم او را شناسایی کنیم. امروز (یک‌شنبه) که داماد ما مراجعه کرده گفته‌اند که ایشان بر اثر صدمات وارده ابتدا به کما رفته و بعد فوت کرده است.»

اما طیبه راجی گفته است که «نزدیک دو هفته ما هیچ خبری از پدرم نداشتیم و بعد از این مدت خبر فوت او را به ما می‌دهند و این اصلا برای ما قابل قبول نیست. امروز که بعد از پی‌گیری دامادمان با ما از آگاهی تماس گرفتند گفتیم تقاضای کالبدشکافی داریم و هیچ چیزی را قبول نمی‌کنیم. گفتند فردا صبح بروید پزشکی قانونی کهریزک. ما هیچ خبری نداریم که دقیقا چه اتفاقی افتاده چه بلایی سر پدر من آمده. در این مدت حتی نگذاشتند ملاقات کنیم اگر هم کما بوده و وضعیت‌اش خوب نبوده حداقل حقوق شهروندی ما این بود که اطلاع داشته باشیم و بتوانیم او را ببینیم.»

مرگ محمدراجی، درویش گنابادی چهارمین مرگ بازداشت‌شدگان در طی دو ماه گذشته است. مشخص نیست که محمدراجی پس از ضرب و شتم توسط ماموران، مستقیم به بیمارستان منتقل شده است یا به بازداشتگاه و اینکه زمان مرگ او چه تاریخی بوده است.

به گزارش خبرمامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ طبق نوشته سایت مجذوبان نور، محمد راجی از فرماندهان سابق سپاه بود که در طول ۸ سال جنگ تحمیلی فرماندهی چند گردان سپاه در منطقه‌ کردستان را به عهده داشته و از جانبازان جنگ بوده است. آقای راجی در سال ۱۳۸۳ با جدا شدن از سپاه به کشاورزی در منطقه روستای مزرعه‌آباد الیگودرز مشغول بود.

مقاله قبلیروحانی ابتکار را برکنار کرد تا مناطق حفاظت‌شده را کاهش دهد
مقاله بعدیپلیس فتا به دنبال تعیین تکلیف پول‌های دیجیتالی است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.