ويل اسميت كه در چند فيلم اخيرش با موفقيت فاصله زيادي گرفته بود، با فيلم‌ «فوكوس» روز جمعه، فيلم اول باكس آفيس شد.

وي در فيلم رمانتيك «فوكوس» با مارگوت رابي همبازي شده و اين فيلم در اولين روز اكرانش موفق شد تا ۲۲ ميليون دلار بفروشد و فيلم اول باكس آفيس جمعه در آمريكاي شمالي شود.

به اين ترتيب ويل اسميت موفق شد تا به سادگي آن هم تنها پس از دو هفته از اكران فيلم «۵۰ طيف خاکستری»، آن را از مكان اول خارج كند.

فيلم جديد ويل اسميت از كمپاني برادران وارنر اولين فيلم اسميت پس از بازي ناموفقش در فيلم «پس از زمين» محصول سوني بود؛ فيلمي پرهزينه كه تابستان ۲۰۱۳ اكران شد. «فوكوس» فيلمي خيلي كوچك‌تر و جمع و جورتر است كه با بودجه ۵۰ ميليون دلاري ساخته شده است.  

اين فيلم به كارگرداني گلن فيكارا و جان ركوا همزمان با آمريكا در شماري از كشورهاي ديگر نيز اكران شده است. داستان اين فيلم درباره مردي است كه كارش كلاهبرداري است و مي‌خواهد ميلياردري اسپانيايي را فريب بدهد. اما او در اين مسير با زني كلاهبردار روبه رو مي شود كه نقشش را مارگوت رابي بازي كرده كه اولين بار در فيلم «گرگ وال استريت» جلوي دوربين رفت.

اين فيلم كه با درجهR  مجوز نمايش دارد، در ۳۳۲۳ سالن سينما اكران شده و انتظار مي‌رود بتواند موفقيتش را ادامه بدهد.

از هم اكنون اعتراض‌هايي نژادي پيرامون اين فيلم شروع شده و آن مبني بر اين است كه هاليوود تاكنون تلاش كرده از ايجاد ارتباط بين سفید و سياه خودداري كند و گرچه فيلم «باديگارد» با بازي ويتني هيوستون و كوين كاستنر نمونه‌اي محدود از چنين فيلمي بود، اما رابطه مردي سياه با زني سفيد تاكنون تقريبا ناممكن و حتي ممنوع بوده است.

ويل اسميت گفته است از فيلم «پس از زمين» درس گرفته و فهميده كه نبايد تنها به شادي در فيلم توجه كرد. در آن فيلم او با پسرش جيدن همبازي شد و تنها در آمريكاي شمالي ۶۰.۵ ميليون دلار فروش كرد. در حالي كه فيلم با هزينه ۱۳۰ ميليون دلاري ساخته شده بود. فروش خارجي فيلم كه ۱۸۳ ميليون دلار بود، به سازندگانش كمك كرد.

به گزارش مهر به نقل از هاليوود ريپورتر، ويل اسميت با ۲۱ فيلمي كه بازي كرده فروشي ۲.۷ ميليارد دلاري را تجربه كرده است.

ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور (به انگلیسی: Willard Christopher “Will” Smith, Jr) ‏ (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸) که با نام ویل اسمیت شناخته می‌شود، بازیگر، خواننده هیپ هاپ، دوبلور و همچنین تهیه کنندهٔ آمریکایی است. او آثار قدرتمندی نیز در تلویزیون داشته است. در ماه آوریل ۲۰۰۷ هفته نامه نیوزویک از او به عنوان قدرتمندترین بازیگر هالیوود یاد کرد. وی چهار بار نامزد جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اسکار و یک بار نیز برنده جایزه گرمی شده است.

مقاله قبلیزخمی شدن پنج دانش‌آموز بر اثر انفجار خمپاره در ایلام
مقاله بعدیجيمز فرانكو: چرا او؟
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.