بنابه گزارشات رسیده یک زندانی در اعتراض به شرایط غیر انسانی و توجه نکردن به مسائل حقوقی اش اقدام به اعتصاب غذای خشک نمود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ روز چهارشنبه ۲ مرداد ماه زندانی ارسلان باقر زاده شغل کشاورز که ۷ سال است در زندان بسر می برد به دلیل عدم رسیگی حقوقی به شرایطش و شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی در زندان بندر عباس اقدام به اعتصاب غذای خشک نمود. او به اتهام قتل زندانی می باشد اما خانواده شاکی ۴ سال است که حاضر به رضایت دادن و آزاد شدن این زندانی هستند ولی ارگان سرکوبگری تحت عنوان شورای حل اختلاف حاضر به احضار شاکی و رسیدگی به این پرونده نمی باشد. روز جمعه ۴ مرداد ماه در گرمای شدید ، هوای دم کرده و نفس گیر در زندان بندرعباس ، تعرق زیاد بدن وی و عدم نوشیدن آب باعث تسریع یافتن وخامت جسمی این زندانی شد.این زندانی به سختی قادربه صحبت کردن می باشد.

این زندانی پیش از این در سال ۹۰ به دلیل عدم رسیدگی به وضعیت حقوقی اش اقدام به خودزنی نموده بود ولی به طرز معجزه آسایی نجات یافت

زندانبانبان ولی فقیه در طی این مدت حتی حاضر به دیدن و شنیدن حرفهای این زندانی نشده اند و تمامی دلایل حاکی از آن است که قصد قتل این زندانی را دارند.زندانبانان ولی فقیه به دلیل شکنجه و جنایت علیه زندانیان از هرگونه انسانیت و عطوفت انسانی تهی شده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان این زندانی بی دفاع اظهار نگرانی می نماید و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ار جاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی و آخوند مصلحی که هردو از جنایتکاران علیه بشریت و در لیست ناقضین بین المللی حقوق بشر می باشند به دادگاه های بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۵ مرداد ۱۳۹۲ برابر با ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیقطع داروهای اعصاب و روان زنان زندانی در زندان قرچک ورامین..
مقاله بعدیسه بازيگر فيلم «دراكولا» معرفي شدند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.