یک منبع مطلع گفت دو تن از دراویش گنابادی زندانی در فشافویه به نام‌های حسن شاهرضا و وحید خموشی به دلیل خارج نشدن گلوله‌های ساچمه‌ای که در زمان بازداشت شلیک و وارد بدن آنها شده، با عفونت در بخش‌های مختلفی از بدن دچار شده‌اند و مقامات امنیتی-قضایی علیرغم توصیه پزشکان از اعزام آنان به بیمارستان خودداری می‌کنند.

یک منبع نزدیک به دراویش گنابادی روز ۲۸ دی ماه گفت حسن شاهرضا در اثر گلوله‌های ساچمه‌ای در قسمت ریه دچار عفونت شده و به رسیدگی پزشکی فوری نیاز دارد: «ایشان در سی‌ام بهمن از ناحیه ریه و شکم و و سینه و پا هدف گلوله ساچمه‌ای قرار گرفتند و الان حدود دویست ساچمه در بدن ایشان هست، به همین دلیل ریه‌هاش عفونی شده، ایشان را به بیمارستان بردند و  گفتند نیاز به عمل جراحی دارد اما عمل نکردند و همان روز ایشان را به زندان برگردانده‌اند.»

حسن شاهرضا، کشاورز و راننده تریلی ۵۵ ساله از دراویش گنابادی است که سی ام بهمن ۱۳۹۶ با خشونت و ضرب و شتم بازداشت شدند. منبع مطلع  گفت سجاد شاهرضا در تماس تلفنی از زندان تهران بزرگ (فشافویه) گفت بعضی شب‌ها از شدت درد نمی‌تواند بخوابد: «تلفنی گفت درد امانم را بریده و بعضی شب‌ها نمی‌توانم از شدت درد بخوابم، ریه‌هایش به دلیل وجود ساچمه‌ها عفونی شده و وضعیتش روز به روز بدتر می‌شود، یکی از ماموران در جواب ایشان برای نیاز به عمل جراحی و بیمارستان گفته شما را زدیم که بمیرید نه این که ببریم درمان کنیم.»

به گفته این منبع، آقای شاهرضا ناچار شده بخشی از ساچمه‌های سطحی را خود به سختی از بدنش خارج کند و پزشکان زندان تهران بزرگ گفته‌اند خارج کردن تعدادی از ساچمه‌ها به دلیل عمق و احاطه شدن توسط بافت‌ گوشت و چربی، تنها با عمل جراحی در بیمارستان امکان‌پذیر است: «دور بعضی از ساچمه‌ها را گوشت گرفته و تعدادی هم به ریه‌هایش اصابت کرده که خطرناک است، دکترهای زندان گفتند نمی‌توانند این ساچمه‌ها را خارج کنند و به بیمارستان زندان هم نمی‌برند. بعضی از ساچمه‌ها که زیر پوست بوده خودش ناچارا با در کنسرو و تیزی‌های مشابه و درد زیاد پوست را شکافته که بتواند ساچمه را درآورد.»

شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای از سوی پلیس ایران برای سرکوب تجمعات استفاده می‌شود. این اسلحه در هر بار شلیک صدها ساچمه سربی را پخش می‌کند. این گلوله‌ها معمولا با وارد شدن در سطح پوست و با نوعی مسمومیت، قربانی را برای لحظاتی از پا می‌اندازد اما شلیک این گلوله از فاصله نزدیک باعث اصابت عمیق‌تر تعداد زیادی از گلوله‌ها به بدن قربانی می‌شود و خارج نشدن به موقع آن می‌تواند موجب عفونت شود.

منبع مطلع گفت پدر و مادر حسن شاهرضا از زندانی شدن او مطلع نیستند و دیگر اعضای خانواده‌اش نیز به دلیل دوری راه قادر به ملاقات نیستند و این زندانی در طول یازده ماه بازداشت با خانواده اش ملاقات نکرده است: «دو تا فرزند دارند، پدر و مادر پیری دارند که هنوز اطلاع ندارند که حسن در زندان است به دلیل نگران نشدن و مریضی پدر و مادرش به آنها نگفته‌اند، در این یازده ماه به دلیل دوری راه ملاقات نداشته‌اند و فقط با تماس تلفنی با خواهرشان در ارتباط هستند.»

حسن شاهرضا سی ام بهمن ۱۳۹۶ به همراه ده‌ها درویش در تهران بازداشت و پس از دوران بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد. شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی اوایل تیر ماه ۹۷ این زندانی را به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال محرومیت از فعالیت و عضویت در احزاب، گروه‌ها و رسانه‌ها و مطبوعات و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد، این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد.

به گفته منبع نزدیک به دراویش گنابادی، وحید خموشی یکی دیگر از دراویشی است که زمان بازداشت علاوه بر اصابت گلوله ساچمه‌ای، مچ پایش شکسته و علیرغم نیاز به رسیدگی پزشکی تا کنون به بیمارستان اعزام نشده است. این منبع به کمپین گفت یکی از گلوله‌های ساچمه‌ای به بیضه وحید خموشی اصابت کرده و موجب عفونت شده است: «یکی از ساچمه‌ها به بیضه‌هایش خورده و این باعث تورم و عفونت شده و چون به بیمارستان منتقل نکردند، خودش مجبور شده قسمت عفونت بیضه را شکافته تا چرک و عفونت خارج شود، اما ساچمه هنوز خارج نشده و ممکن است دوباره موجب عفونت شود، در قسمت های دیگر بدنش هم ساچمه وجود دارد که به اندازه بیضه خطرناک نیستند، اما این یکی خطرناک و غیرقابل تحمل است.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ وحید خموشی مهندس نقشه بردار ۳۸ ساله و ساکن قوچان نیز از دراویش گنابادی است که سی‌ام بهمن ۱۳۹۶ بازداشت شد و در دادگاه به ۱۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به راین محکوم شده است. در جریان تحصن دراویش گنابادی در اواخر بهمن ۹۶ حدود چهارصد تن بازداشت شدند که اغلب با احکام سنگین قضایی در زندان تهران بزرگ (فشافویه) نگهداری می‌شوند.

مقاله قبلیکارشناسان سازمان ملل: ‘جمهوری اسلامی به شکل غیرقانونی به حوثی‌های یمن کمک کرده است’
مقاله بعدیمدت زمان دقیق روز در زحل مشخص شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.