بنابه گزارشات رسیده صبح امروز معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی پس از چند روز بیماری حاد و عدم درمان عمدی وی ،او به کما فرو رفت و به بهداری زندان منتقل گردید.

روز شنبه ۱۹ بهمن ماه معلم بازشنسته زندانی که در حالت تبعید در زندان زاهدان بسر می برد از چند روز پیش از بیماری حادی رنج می برد و چندین بار به بهداری زندان مراجعه نمود اما یوسفی رئیس بهداری زندان از درمان وی خوداری می کرد تا اینکه صبح امروز به حالت کما فرو رفت و با اعتراض شدید زندانیان سیاسی و سایر زندانی او را به بهداری زندان منتقل کردند ولی وضعیت وی به حدی وخیم شده بود که در مراحل اولیه تمامی اقدامات برای به هوش آوردن وی ناکام ماند.

پس از چند ساعت تعلل عمدی بهداری زندان، او را به بیمارستان امام علی زاهدان منتقل کردند.

بنابه گفته شاهدان عینی در بیمارستان امام علی شهر زاهدان وضعیت جسمی او بسیار وخیم گزارش شده است و خطر جدی جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند.عدم درمان وی منجر به این حادثه دردناک شده است

لازم به یادآوری همسر معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی مدتی پیش به کومای شدید دچار فرو رفته است و پس از ۱ ماه بستری شدن در یکی از بیمارستانهای پیرانشهر او را با این حالت مرخص نمودند و معلم بازنشسته زندانی و خانواده اش مدتها در تلاش هستند که او بتواند مرخصی بگیرد تا بتواند کنار همسرش برای مراقبت و درمان وی اقدام نماید .

اما بازجویان وزارت اطلاعات، محمد مرزیه دادستان زاهدان ، بابایی رئیس سازمان زندانهای استان و خسروی رئیس زندان که از سرکوبگران مردم در استان سیستان و بلوچستان هستند از دادن مرخصی به وی خوداری کردند و با وعده و وعید او را مورد اذیت و آزار روحی خود قرار دادند.

بازجویان وزارت اطلاعات ولی فقیه که تحت امر محمود علوی وزیر اطلاعات ولی فقیه مشغول شکنجه جسمی و روحی زندانیان سیاسی و خانواده های آنها هستند و مانع درمان زندانیان سیاسی است پس از روی دادن هر حادثه ناگوار برای فرار از جنایتهای خود اقدام به پخش شایعاتی مانند خودکشی و غیره علیه زندانیان سیاسی می نمایند

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری جدی که جان این معلم بازنشسته را تهدید می کند شدیدا هشدار می دهد و از وارونه جلوه دادن جنایت بازجویان وزارت اطلاعات تحت عنوان خودکشی و غیره را پیشا پیش محکوم می کند و مسئولیت جان این زندانی سیاسی را به عهده شخص آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم می داند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای نجات جان این زندانی سیاسی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۹بهمن ۹۲ برابر با ۸ فوریه ۲۰۱۴

مقاله قبلیاولین عکس از آل پاچینو در نقش یک کلیدساز رونمایی شد
مقاله بعدیژان رنو «سبک عقاب» را تجربه می‌کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.