به گزارشات رسیده وضعیت حاد جسمی کشیش زندانی بهنام ایرانی و ممانعت بازجویان وزارت اطلاعات با درمان وی.

کشیش بهنام ایرانی که از بیماری زخم روده بزرگ شدیدا رنج می برد. او دچار خونریزی روده و از دردهای طاقت فرسایی رنج می برد. عدم رسیدگی و درمان به موقع این بیماری می تواند به سرطان روده منجر شود. اوهمچنین از بیماری هموروئید رنج می برد.

بهداری زندان به کشیش زندانی گفته است که امکان درمان وی در بهداری زندان وجود ندارد و او باید در یکی از بیمارستهای خارج از زندان تحت درمان قرار گیرد .بهداری زندان در تاریخ ۳۰ دی ماه ۱۳۹۱ طی نامه کتبی به رئیس زندان و دادستانی تهرانی عباس جعفری دولت آبادی نوشته است که زندانی بهنام ایرانی نیاز به درمان طولانی مدت دارد و هزینه درمان او بسیار بالا می باشد و زندان حاضر به پرداخت آن نیست. نهایتا باید به وی مرخصی استعلاجی داده شود تا خود اقدام به درمان نماید .

اما علیرغم نامه کتبی بهداری زندان و گذشت نزدیگ به ۱ سال هنوز عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران اقدامی برای درمان وی انجام نداده است.

خانواده کشیش زندانی بارها به دادستانی مراجعه نموده اند و خواستار درمان ایشان شدند اما هر بار که مراجعه می کنند به آنها گفته می شود که هفته آینده مراجعه کنید و حاضر به دادن پاسخ مشخصی به خانواده وی نیستند .

کشیش زندانی بهنام ایرانی اوایل بازداشتش دچار این بیماری گردید و از آن زمان تاکنون بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان وی هستند.

کشیش بهنام ایرانی متولد ۱۳۴۷ می باشد و ازاعضای هئیت رهبری کلیساهای ایران است او از سال ۱۳۸۵ به بعد بارها دستگیر و به سلولهای انفرادی بازداشتگاه های وزارت اطلاعات منتقل شد و مورد شکنجه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت و هر بار با فشارهای بین المللی و وثیقه های سنگین آزاد شد. او آخرین بار در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ به ۸ ماه زندان محکوم شد و به زندان ندامتگاه کرج که محل نگهداری مجرمین عادی است تبعید شد.

وی در حال گذراندن حکم غیر قانونی و غیر انسانی خود بود که حکم قبلی او را که به مدت ۵ سال محکومیت تعلیقی بود و توسط عاصف حسینی صادر شده بود به حکم تعزیری تبدیل نمودند. او نزدیگ به ۳ سال است که در زندان بسر می برد و در حال حاضر در زندان ندامتگاه کرج زندانی است.

بهگزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم درمان کشیش زندانی بهنام ایرانی که در شرایط حاد جسمی است و همچنین ندادن مرخصی استعلاجی به وی برای درمان خویش را محکوم می کند و از کمیسرعالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای وسایر آخوندهای همدست وی به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۹ آذر۱۳۹۲ برابر با ۱۰ دسامبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیحاجی جنایت ، حاجی خیانت !!
مقاله بعدییک کشتی دیگر حامل پناهجویان ایرانی به استرالیا غرق شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.