بنابه گزارشات ارسالی روز چهارشنبه مورخه 15 مرداد، ساعت 8 صبح آقای کاظمینی بروجردی هنگام راه رفتن بیهوش شد و بعد از 45 دقیقه، در بهداری زندان اوین به هوش آمد، وخامت وضعیت جسمی ایشان منجر به حضور کادر پزشکی گردید که در میان آنها، رئیس بهداری اوین و دکتر داخلی بهداری زندان اوین بوده است.
هنگامی که آقای بروجردی نتیجه وضعیت خود را جویا می شود،آنها در پاسخ تنها اظهار داشتند که باید توسط دکتر متخصص ویزیت شود و با حال وخیمی که داشتند بدون هیچ درمانی ایشان را به سلولشان برگرداندند.
آقای کاظمینی بروجردی در آستانه نهمین سال محکومیت به سر می برد ، تا کنون یک ساعت هم مرخصی درمانی نداشته و به صورت ممتد در زندان بوده است. مسئولین دادگاه ویژه روحانیت استفاده از دارو و درمان را برایشان منوط به کوتاه آمدن از مواضع این زندانی مخالف ولی فقیه گذاشته اند.
متاسفانه با وجود بیماری هایی که در این سالها ایشان در زندان مبتلا شده اند، تاکنون اقدام موثری برای درمان شان صورت نداده اند، به همین علت خانواده این زندانی دگر اندیش ضمن ابراز نگرانی از وضعیت ایشان خواهان حضور یک دکتر مستقل زیر نظر سازمانهای بین المللی برای درمان آقای بروجردی هستند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به جان روحانی زندانی که در شرایط حاد جسمی است هشدار می دهد و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار انجام اقدامات عاجل برای پایان دادن به اذیت و آزارو عدم درمان زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۷ مرداد ۹۳ برابر با ۸ اوت ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه ادیان و مذاهب سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلییورشهای مامورین وزارت اطلاعات به منازل هموطنان اهل سنت در تهران
مقاله بعدیاهدای جایزه نوآوری جشنواره فیلم ونیز به جیمز فرانکو
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.