وزیر خارجه ایران خواستار تجدید نظر دولت امارات متحده عربی در مورد تصمیم به اخراج شهروندان ایرانی از آن کشور شده است.

روز جمعه، ٢١ تیر (١٢ ژوئیه)، وزارت امور خارجه ایران گزارش کرد که علی اکبر صالحی، وزیر خارجه، در تماس تلفنی با شیخ عبدالله بن زاید، همتای اماراتی خود، نسبت به اخراج جمعی از شهروندان ایرانی از امارات ابراز نگرانی کرده است.

به گزارش خبرنامه از بی بی سی فارسی؛ در این تماس تلفنی، که شامگاه گذشته صورت گرفت، آقای صالحی از دولت امارات درخواست کرد در تصمیم خود برای اخراج ایرانیان “تجدید نظر” کند.

روز یکشنبه این هفته گزارش شد که امارات متحده عربی چند صد ایرانی مقیم آن کشور را بدون هیچ توضیحی اخراج کرده است.

براساس این گزارش، برخی از اخراج‌شدگان برای چند دهه در امارات سکونت داشتند و در آن سرزمین سرمایه‌گذاری سنگینی کرده بودند.

دولت امارات در مورد تصمیم به اخراج ایرانیان توضیحی نداده، اما روز سه شنبه، عباس عراقچی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفت که دلیل اقدام دولت امارات، برنامه تغییر ترکیب جمعیتی آن کشور بوده است.

مقاله قبلیصید پرندگان نادر برای قوش بازی عربها..!
مقاله بعدینامه یک هم وطن کلیمی به اکبر عبدی: جناب عبدی، یک عمر هنرمندانه بازی کردید، دمی هم هنرمندانه زندگی کنید..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.