وزیر اطلاعات یک درخواست مهم از دادستان کل کشور دارد. او گفت: دادستان محترم کل کشور تصریح کرده بودند که برخی از این مسوولان دوتابعیتی که در راس امور هستند با دشمن همکاری می‌کنند. استدعای اینجانب به عنوان برادر کوچک ایشان این است که چند نفر از این «برخی دوتابعیتی‌ها» را به وزارت اطلاعات معرفی کنند تا به جرم همکاری با دشمن، با آنها برخورد کنیم.
به گزارش ایرنا، سید محمود علوی افزود: تا این لحظه هیچ کس مصداقی از مسوولان دوتابعیتی را ذکر نکرده و در این باره تنها کلی‌گویی شده است که این کلی‌گویی‌ها خدایی ناکرده شایبه بهره‌برداری سیاسی از این موضوع را در اذهان عمومی شکل می‌دهد.

وی در ادامه گفت: من قبلا هم توضیح داده بودم که دوتابعیتی به کسی گفته می‌شود که گذرنامه کشور دیگری را مانند امریکا، کانادا، آلمان و غیره داشته باشد. لذا فردی که اقامت موقت یا چند ساله که به آن در امریکا گرین کارت گفته می‌شود و حتی اقامت دایم در کشوری داشته باشد ولی با گذرنامه جمهوری اسلامی ایران به آن کشور تردد کند دوتابعیتی تلقی نمی‌شود.

وزیر اطلاعات تاکید کرد: قبلا هم توضیحات لازم را در این باره دادم و اعلام کردم که ما در بین مسوولان کشور شخصی را که دارای دوتابعیت باشد نمی‌شناسیم. همانجا هم بیان کردم که اگر کسی چنین شخص یا اشخاصی را می‌شناسد به ما معرفی کند تا وزارت اطلاعات به دستگاه‌هایی که این فرد یا افراد در آن شاغل هستند، اعلام کند تا آنها را از مسوولیت کنار بگذارند. همان‌طور که مدیرکلی در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دارای دوتابعیت بود و با هماهنگی‌ای که صورت گرفت خود ایشان استعفا کرد.

وی ادامه داد: استدعای من هم از برادر عزیز و بزرگوارم حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای منتظری، دادستان محترم کل کشور که از شخصیت‌های ارزنده کشور هستند این است که چنانچه مصادیقی برای وجود این مدیران دوتابعیتی دارند محبت کرده آن را به ما اعلام کنند تا دولت با آنها برخورد کند چرا که با توجه به شناختی که از ایشان دارم مطمئن هستم ایشان بدون مبنا صحبت نمی‌کنند و قطعا مصادیقی را سراغ دارند. همینجا از ایشان استدعا دارم که ان‌شاءالله تا پایان وقت اداری این هفته یعنی چهارشنبه بزرگواری کنند و اسم پنج نفر از مدیران دوتابعیتی را به ما اعلام کنند تا وزارت اطلاعات مطابق قانون دستور برکناری آنها را بدهد.

مقاله قبلیدو سفر کوتاه، با عواقبی بلند و خطرآفرین!
مقاله بعدینامه مطهری به دادستان درباره حصر رهبران جنبش سبز: به جای توجیه٬ عدالت را اجرا کنید
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.