محسن کائیدی ملی‌پوش سابق پارادوومیدانی ایران و دارنده سه مدال طلا، نقره و برنز در پارالمپیک‌های ۲۰۱۲ لندن و ۲۰۱۶ ریو تبعه ترکیه شد.

محسن بعد از صحبت با مسئولان ترکیه‌ای برای حضور در تیم ملی این کشور مدارک هویتی اش را کامل کرده و حالا از این به بعد با پرچم ترکیه در رقابت‌های مختلف شرکت می‌کند. او همچنین اذعان داشت که تابعیت ایرانی را رها نکرده و حالا فقط یک ورزشکار دو تابعیتی است که از این به بعد قرار است برای ترکیه مسابقه دهد.

کائیدی در شرایطی به عضویت تیم ملی ترکیه درآمده که از آخرین حضورش در تیم ملی ایران سه سال می‌گذرد و مطابق با قانون، مشکلی برای حضور در کشور دیگر و بازی کردن برای تیم ملی اش ندارد. او آخرین بار در رقابت‌های آسیایی جاکارتا در ترکیب تیم ملی ایران به میدان رفت و دیگر خبری از حضورش در ترکیب ایران نبود.

البته به غیر از او محمد خالوندی، دیگر ورزشکار پارالمپیکی ایران هم تبعه ترکیه شده تا این کشور دوتا از پرافتخارترین‌های ورزش ایران را از این به بعد در ترکیب تیم ملی اش داشته باشد.

محسن کائیدی که ۳۲ مدال رنگارنگ در کارنامه با پرچم ایران دارد در شرایطی از کشور رفته که می‌گوید همه انگیزه اش مالی نبوده و احترام هم می‌خواسته است. کائیدی در حالی تبعه ترکیه شده که بعد از ۳۲ مدال، ادعا می‌کند دستمزدش فقط ۹۵۰ هزار تومان بوده است. او که روز گذشته با خبرگزاری تسنیم صحبت کرده رقم دریافتی اش در ترکیه را معادل دستمزد وزیر ورزش توصیف کرده است. بخشی از صحبت‌های او را در زیر می‌خوانید.

تبعه ترکیه شدن

به عنوان کسی که ۲۰ سال در تیم ملی ایران حضور داشتم و ۳۲ مدال جهانی، آسیایی و بین‌المللی کسب کرده‌ام، واقعاً برایم سخت بود که به کشور دیگری بروم، اما به دلیل مسائلی که پیش آوردند و بلای روحی و روانی که سرمان آمده بود، باید خداحافظی می‌کردم و تغییر فضا می‌دادم.

امکانات تمرینی

باورتان نمی‌شود، من برای پارالمپیک ۲۰۱۲ لندن حتی یک نیزه برای پرتاب نداشتم و یک بطری آب معدنی را از ماسه پر می‌کردم و بدین شکل به تمریناتم ادامه می‌دادم. البته که توقعی نداشتم و همیشه تلاش کردم بهترین عملکرد را نشان بدهم. برخی فکر می‌کنند پول همه چیز است، اما بیشتر مواقع اهدای یک لوح تقدیر ارزش بیشتری دارد. در واقع ارزش قائل شدن به قهرمانان مهم و ارزشمند است. این در حالی است که از زمان حضور در ترکیه هر بار شرایط تمرینی مورد نیاز به مسئولان مربوط می‌گویم، هیچ مخالفتی نمی‌کنند، چون به من به عنوان یک قهرمان پارالمپیک اعتماد دارند. یادم می‌آید چند سال قبل گفتند که نیزه جدید خریداری شده و زمانی که برای دریافت یک نیزه به منظور انجام تمرینات مراجعه کردم، مسئول مربوط با لحن بدی یک نیزه بسیار قدیمی را داد و گفت تنها نیزه‌ای که می‌تواند بدهد، همین است.

دستمزد و پاداش

با ۳۲ مدال رنگارنگ از مسابقات مختلف حتی ۲۰ میلیون هم در خرم‌آباد جایزه نگرفتم، اما با کمک دوستان توانستیم در استان‌مان یک پایگاه خوب قهرمان‌پروری ایجاد کنیم. من بار‌ها از مسئولان فدراسیون و کمیته پارالمپیک خواهش کردم که اگر می‌خواهند پارادوومیدانی نابود نشود، باید روند تصمیم‌گیری اصلاح شود، اما متاسفانه حرف ورزشکار گوش نمی‌دهند. بابت ۳۲ مدالی که در مسابقات جهانی، پاراآسیایی و پارالمپیک گرفته‌ام، فقط ۹۵۰ هزار تومان حقوق ماهیانه می‌گیرم. این در حالی است که حقوق یک قهرمان پارالمپیک در ترکیه به اندازه وزیر ورزش این کشور است. زمانی که به من در ترکیه گفتند چقدر حقوق می‌گیرم، خجالت کشیدم که مبلغ را بگویم.

مقاله قبلیخسرو آواز ایران درگذشت
مقاله بعدیآمریکا 18 بانک دولت جمهوری اسلامی را تحریم کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.