رضا انتصاری از دراویش زندانی که در بند ۸ عمومی اوین موسوم به تبعیدگاه زندانیان سیاسی و عقیدتی نگهداری می‌شود، طی روزهای گذشته در پی حملات مکرر و شدید قلبی چند بار به بهداری اوین منتقل و به دستور پزشکان معالج قرار بود صبح روز چهارشنبه جهت معاینات تخصصی قلبی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شود اما خدابخشی معاون دادستان تهران و قاضی ناظر زندانیان سیاسی با اعلام اجبار این درویش زندانی به استفاده از لباس فرم و دستبند، از اعزام وی جلوگیری کرد.

بر اساس گزارش‌های رسیده؛ رضا انتصاری در حال حاضر وضعیت جسمی نامناسبی دارد و عدم رسیدگی و اعزام وی به مراکز درمانی تخصصی می‌تواند عوارض احتمالی جانی برای وی در پی داشته باشد.

به گزارش مجذوبان نور؛ این درویش زندانی به دلیل ابتلا به بیماری قلبی عروقی و نوسان مکرر فشارخون، چندین بار تاکنون به دستور پزشکان معالج ضرورت پیگیری درمانش در مراکز تخصصی خارج از زندان مطرح بوده اما هر بار با بهانه‌های الزام به استفاده از لباس فرم و دستبند از اعزام وی جلوگیری شده است.

مخالفت با انتقال این درویش زندانی به بیمارستان علیرغم وخامت حال و تشدید علایم بیماری قلبی در این روزها، نگرانی‌ها دربارهٔ خطرات احتمالی جانی برای وی را افزایش داده است.

مقاله قبلیروایت‌ ابوالحسن بنی صدر از ماجرای لو رفتن قیام پایگاه شاهرخی (نوژه)؛ بخش دوّم
مقاله بعدیساخت دو نیروگاه اتمی در جنوب ایران توسط چین
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.