وجه اشتراک بازی فوتبال با سیاست !

2
138

احتمالا از عنوان بالا متعجب شده اید. امام جمعه موقت تهران، احمد خاتمی که خودش هم در کرمان برای انتخابات اخیر مجلس خبرگان رهبری منتخب رأی دهندگان این شهر بود. در نماز جمعه امروز ۱۲ اسپند ۱۳۹۴ خورشیدی، با تشبیه کردن سیاست به بازی فوتبال گفته است: ” استراتژی کل نظام اسلامی، با تغییر افراد تغییر نخواهد کرد. ” وی می گوید سیاست هم شبیه بازی فوتبال است؛ هنگامی که گل می زنی نباید مغرور شوی. وقتی هم که گل می خوری، نباید مأیوس شد!

وی که از روحانیون اصولگرا است، و چهره های همسو با او محمد تقی مصباح و محمد یزدی هستند؛ که هر دو در انتخابات اخیر در تهران رأی نیاورده و موفق نبوده اند؛ و بیشترین کرسی ها سهم فهرست منتسب به علی اکبر هاشمی رفسنجانی شد. احمد خاتمی با این هشدار، که نباید شیرینی جشن انتخابات را، با کدورت ها تلخ کرد. احمد خاتمی برخی از کدورت ها را جزئی دانست و توصیه کرد: ” شتر دیدی، ندیدی ” !!

این روحانی اصولگرا، حضور مردم ایران در انتخابات را، ” آری مجدد به نظام جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت: ” کسی نباید شورای نگهبان، وزارت کشور و نهادهای اجرائی انتخاباتی را زیر سؤآل ببرد. ” تعداد ۱۶۱ کاندید جهت دستیابی به ۸۸ کرسی مجلس خبرگان رهبری در این انتخابات، با همدیگر رقابت کردند. به گفته صاحبنظران، مجلس خبرگان رهبری این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است. کارشناسان احتمال می دهند، که کار تعیین رهبری آینده حکومت آخوندی، به این مجلس محول بشود!

انتخاب جانشین خامنه ای، که در مسند رهبری سیاسی – مذهبی جمهوری اسلامی قرار بگیرد؛ آنقدر واضح است که نیاز به این تفسیرهای آخوند احمد خاتمی و دیگر اصولگرایان تندرو را ندارد. توضیح واضحات است، که اکبر هاشمی رفسنجانی، با آنکه چند سالی هم از سید علی خامنه ای بزرگ تر است؛ بیشتر از بقیه روحانیون شناخته شده و معروف رژیم آخوندی، شانس رسیدن به رهبری حکومت اسلامی را دارد. چون در سال ۶۸ خورشیدی که خمینی به درک واصل شده و شرش را از سر مردم ایران کند و مرد؛ حیله های همین آخوند کوسه(هاشمی رفسنجانی) موجب شد؛ که خامنه ای به جای خمینی رهبر انقلاب اسلامی گردد!

تا اینجا خامنه ای یکی به رفسنجانی بدهکار است؛ با توجه به این که رهبر کنونی ” بوی الرحمان ” گرفته و مرگش نزدیک است؛ چون که مسلمانی و دینداری و خداترسی از همه وجود و کردار و گفتارش آشکار است. نمی خواهد وامدار از این جهان برود. می خواهد با قرار دادن رفسنجانی بر مسند رهبری انقلاب سیاه اسلامی، قبل از مرگ اش بدهی خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی بپردازد!

این نکته را فقط ما نمی گوئیم، بسیاری از خودی های شان نیز بر این امر وقوف کامل دارند. یکی از همین خودی های سودجوی رژیم، شیخ واعظ طبسی که در سال ۵۹ خورشیدی، دو سال پس از شکل گرفتن حکومت منحوس جانیان انقلاب اسلامی، با حکم روح الله خمینی تولیت آستان قدس رضوی را عهده دار شده بود. او در طول اینهمه سال، چنان از درآمدهای بسیار گزاف محل آن کار که به وی واگذار شده بود؛ تا توانست دزدید و بر ثروت خودش انباشت. در دو سه روزی که انتخابات و شمارش آراء به انجام می رسید. با شنیدن خبر دو میلیون و اندی رأی آوردن هاشمی رفسنجانی، قادر به تحمل آن خبر نگشت و به ” کما ” رفت. دیروز هم پس از دو سه روز مبارزه با مرگ، در همان حالت ” کما ” با یک دنیا امید برای رسیدن به پایگاه رهبری انقلاب منفور اسلامی، در کمال ناامید از این جهان رفت !

امید که به زودی زود، همه این اشغالگران اهریمن صفت و تازی تبار، یکی یکی از همه چیز ناامید شوند و سرزمین اهورائی ما را به خودمان واگذارند. تحقق یافتن این آرمان ملی، به دو عامل مهم بستگی دارد. ابتدا باید با ایجاد حرص و آز هر چه بیشتر در سیستم فکری خودمان، و اضافه نمودن امید به تحقق یافتن این امر در وجودمان، یک انرژی مثبت و همه جانبه در خویش، سرنگونی هرچه زودتر رژیم منحط آخوندی را به ثمر برسانیم!

محترم  مومنی

مطلب قبلیانصراف رنو از خرید پارس‌خودرو
مطلب بعدیمحمدتقی مصباح یزدی: روحانیت باید در عمل به مردم نشان دهد که بدنبال کسب مال نیست
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

2 دیدگاه‌ها

  1. ایران هیچوقت جای شیاطینی مثل شما نخواهد بود. رهبر ما همیشه زنده است حتی اگر به ظاهر ازدنیا برود برای همین است که دنیا هنوز از امام خمینی (ره) استفاده می کند و کینه ی صهیونیسم کودک کش در دل جهانیان روزبه روز بیشتر می شود. عمرکوتاه شمانزدیک است و به زودی به جهنم واصل می شوید و دنیا نفس راحتی خواهند کشید.

  2. آقا یا خانم ” فدائی امام” همانطوری که شما مرگ مرا پیش بینی نموده اید که : ” به زودی به درک واصل خواهید شد. ” من هم به شما با این پرسش پاسخ می دهم، اولا چرا موقعی که امام تان زنده بود فدائی وی نشدید؟ دوم ، هر کسی عقاید و ایده های خودش را دارد. شما بت پرست اید و بنده های خدا را به جای او می پرستید؛ ولی من به شما نمی گویم که شما چه را باید بپرستید. فقط از کتاب آسمانی تان (قرآن ) به شما پاسخ می دهم: ” سوره انّا الامساجد لله، ولا یدعوا مع الله احدا ” به درستی که هر کجائی را که سجده می کنید؛ متعلق به خدا است؛ پس نام احدی را با خدا نخوانید! اما شماها حتی در نمازتان هم نام انسان هائی را می برید که خودشان هم مخلوق هستند. سوم، یک خدا برای یک همه جهان ها کافی است؛ بنابراین هیچ نیازی به پیامبر و رسول و امام و نایب و ….. نیست. آنهائی که شماها را با این حیله ها می فریبند، ایادی اهریمن هستند که شما را به وادی شرک و بت پرستی رهنمون باشند. چهار، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر جمهوری اسلامی، همگی شان خودخواه و ضد بشریت و ضد خدا هستند. اما اسرائیل اگر می کشد؟ در حالت جنگ است. اما آخوندهای رذل و ایران برباد ده، اگر می کشند؟ به فرمان شیطان است که آنها را به سوی خودکامی و فریفتن آدم های نادان سوق می دهد. یادم نرود که بگویم به زودی شما هم به همان بهشتی وارد خواهید شد، که بقیه شهدای انقلاب تان بدان نائل شدند!!

Comments are closed.