واکنش های متناقض مسؤلان، در مورد پرونده سعید طوسی!

0
251

در زبان و ادبیات شیرین و کهن پارسی مان، ضرب المثل های گوناگونی داریم؛ که در موقعیت های مختلف می توانیم، به نسبت تناسب شان با موضوعی خاص، از یکی از آنها استفاده کنیم. اما گاهی نیز پیش می آید، که یک مورد از برخی رویدادهای اجتماعی، مشمول دو یا چند از این تمثیل ها می گردد. از همین دسته اخیر، ماجرای برملا شدن کارهای منافی عفت سعید طوسی، قاری مخصوص و بنام بیت رهبری است. که در دو هفته جاری، کوس رسوائی های جمهوری جور و جهل و جنون را، بیش از پیش به صدا درآورده است. که مشمول این تمثیل می گردد: ” هر چه بگندد نمک اش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک ” یا ” آنچه را که به خود روا نمی داری، به دیگران هم روا مدار”!

پس از شکایت های پیگیرانه چند تن از جوانانی، که توسط شخص شخیص سعید طوسی، قاری حرفه ای و برتر رژیم آخوندی، که مورد توجه زیاد بیت رهبری نیز هست؛ که در دوران کودکی و نوجوانی این شاکیان، آنان را مورد تعرض جنسی و تجاوز خویش قرار داده بوده است؛ چون که هنوز شکایت آنها و خانواده های شان از طوسی به جائی نرسیده است؛ و در این رابطه به هر مسؤل معتبری هم که مراجعه می کنند؛ ایشان را امر به گذشت داشتن و سکوت کردن می نمایند. مصمم گردیدند، تا چنین حقارت آشکاری برای سران رسوای جمهوری اهریمن تبار اسلامی جنایت پیشه را، بر روی بیشتر رسانه های گروهی، به ویژه در رسانه های اینترنتی قرار بدهند. که سرانجام چنین نیز نمودند!

چند تن از جوانان آسیب دیده ای، که چند سال پیش مورد تعرض جنسی قاری سعید طوسی واقع گشته اند؛ در روز ۲۳ مهرماه سال جاری، به وسیله یکی از برنامه های صدای آمریکا، فریاد دادخواهی خویش را رساتر کردند؛ تا خبر شرم آور تجاوز جنسی یکی از یاران مقام رهبری، و کردار شنیع و منافی عفت یک قاری قرآن را، به گوش همگان برسانند. رفتار غیر انسانی کسی را، که خودش باید مبلغ اخلاق نیک بشری در جهان باشد؛ و برای اجرای همه آداب صحیح اجتماعی، کوشاتر از دیگران به نظر برسد؛ و به آن عمل هم بکند. را نزد هم میهنان شان مطرح نمودند!

 از میان مردم ایران، که در نقش های مختلف اجتماعی فعالیت دارند، واکنش های زیادی نسبت به این مورد ابراز گشته است. اما واکنش های منفی و محتاطانه برخی از مسؤلان، یا مدیران بعضی از ادارات دولتی و وزارتخانه های رژیم آخوندی، که نسبت به این موضوع اظهار نظر کرده اند؛ به آسانی می توان درک نمود، که این واکنش های فرمایشی، کوچک ترین جائی در بیان حقیقت امر ندارند؛ و دیدگاه های آنها، بیش از آنکه واقع گرایانه باشند سیاستمدارانه اند!

از آنجائی که آنها خودشان را، بیشتر از ما که آنان را بشناسیم می شناسند؛ و نیز از باب آنکه به خوبی و بهتر از ما می دانند؛ هر کسی که بخواهد، می تواند در باره این مورد خاص آخوندهای معمم یا مکلاّ بگوید و بنویسد. ترجیح می دهند با بیان یک مشت اراجیف بی سر و ته، به ادامه این موضوع خاتمه بدهند. تا بیش از این مورد لعن و نفرین ایرانیان، بخصوص خانواده های این جوانان مورد تعرض واقع شده قرار نگیرند!

به قول چند صاحبنظر مورد مصاحبه قرار گرفته شده، امکان دارد که این امر(مردود دانسته شدن تجاوزهای سعید طوسی به نوجوانان قاری قرآن به وسیله بعضی از مسؤلان رژیم)، حتی یک بازی سیاسی هم باشد. ولی با توجه به یک رویداد مشابه در سن نوجوانی سعید طوسی، نمی توان فقط به جنبه ساسی آن اهمیت داد. بلکه مسأله بازتاب روانی یک فرد، که خودش هم در سنین کودکی و نوجوانی اش، مورد چنین ستمی قرار گرفته باشد نیز، حائز اهمیت زیادی است!

سعید طوسی درهنگام نوجوانی خویش، در قرائت کردن قرآن تسلط زیادی داشته است. تا جائی که وقتی سید علی خامنه ای برای زیارت به مشهد رفته بوده(احتمالا در دورانی که در مقام ریاست جمهوری رژیم قرار داشته است)؛ مسؤلان حرم امام هشتم، سعید طوسی را که در مرز کودکی و نوجوانی خویش به سر می برده، را مآمور قرائت کردن قرآن نزد خامنه ای نموده اند؛ خامنه ای هم وی را مورد تفقد بسیار خویش قرار داده بوده است. چه بسا این فرد(سعید طوسی) در همان دوران کودکی و نوجوانی خویش، مورد سودجوئی های متعرضانه بعضی از حرامزادگان اسلام پناه قرار گرفته، که اکنون بازتاب روانی ستم های آن دوران را، که بر او روا داشته اند؛ بر این نوجوانان تابانیده باشد!

اما این فقط شیخ های اسلامی نیستند که چنین فجایعی را به بار می آورند. بارها در مورد تعرضات جنسی برخی از کشیش های مسیحی، بخصوص کاتولیک ها و ترساهائی که در دیرهای مخصوص ” ترک دنیاها ” زندگی می کنند. اخبار تجاوزات آنان به کودکان را شنیده ایم. ولی چگونه است که چنین رفتارهای مستهجنی، بیش از سایر مردم جهان، در میان این قشر از جوامع بشری به انجام می رسند؟!

این نیز از دیدگاه روانشناسی و اجتماعی، دارای پاسخ است. از بس در بین قوانین دینی ایشان، به هر فرقه و آئین و مسلکی هم که باشند؛ در مورد مسائل جنسی و چگونگی های مربوط به این جریانات و نظافت های ویژه چنین اعمالی پرداخته شده است. در بینش این حضرات، آنچه که در بالاترین نقطه اهمیت در میان مردم جامعه می باشد؛ پردازش به مسائل جنسی به هر شکل و با هر روشی است!

روزی یکی از زن هائی که پای موعظه های ملا نصرالدین نشسته بود. از ملا شنید: ” هرگاه شوهرتان از شما طلب آمیزش جنسی کند؛ اگر که از وی تمکین نکنید، و به او پاسخ مثبت ندهید؛ از منظر قرآن، از جفاکاران قلمداد می شوید؛ و در دوزخ خواهید سوخت. ” زن بعد از تمام شدن سخنان ملا نصرالدین نزد وی رفت و دو پرسش خودش را به او گفت. که همسرش همواره از وی طلب امر غیر معقول را می نماید. و زن از این کار اکراه دارد؛ آیا از دیدگاه اسلام، این کار گناه محسوب می شود؟ و آیا در صورت تمکین نکردن وی از شوهرش به دوزخ خواهد رفت؟!

ملا به زن گفت: ” شما مانند یک سیب زیبا و خوش طعم و حاوی خاصیت های بسیار برای همسرتان هستید. او از هر طرف سیب اش که بخواهد، می تواند آن را گاز بزند و بخورد. ” !

از چنین تعبیری که اسلام عزیز!!! به پیروان خویش می نماید؛ بیش از پیش به ماهیت دنیائی و شهوت پرستی این ایادی اهریمن پی می بریم. پس چه تفاوتی دارد که سعید طوسی به این کار دست بزند یا خامنه ای و دیگر آخوندهای لواط کار و بی حیثیت؟!

ابلهانه می پندارند، اگر که سر و ته این موضوع را هم بیاورند؛ و اگر مسآله را زیاد ک……ش ندهند. و اگر در باب این رویداد به تناقض گوئی های ” صد من یک قاز ” بپردازند؟ هم خامنه ای از خطر بدنامی مصون خواهد ماند؛ و هم بیت رهبری اش از آفت این رسوائی در امان می مانند. ولی هرگز در آتش دوزخ سوزانده نمی شوند. چون از هر کجای سیب شان که بخواهند گاز می زنند!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیکدخدایی: نگفتیم شورای نگهبان بر مجلس نظارت کند!
مطلب بعدیسیدمصطفی تاج‌زاده: دانشجویان پیگیری رفع حصر را از سران اصلاح‌طلب، فراکسیون امید و دولت بخواهند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.