به دنبال حوادث پیش آمده مقابل دادستانی تهران در اجتماع دور روزه دراویش گنابادی، محسن کدیور در وبسایت خود نامه ای خطاب به قطب مکرم این طریقت عرفانی نوشت.

به گزارش مجذوبان نور: دکتر محسن کدیور در بخشی از این نامه درباره دراویش گنابادی نوشته است: “من از نزدیک شاهد صلح، صفا، سلوک اخلاقی، قانون‌مداری، تدین و پای بندی دراویش نعمت اللهی گنابادی به موازین شرعی بوده ام. وقتی با این سلسله‌ی نجیب فقرای الی الله اینگونه سبعانه برخورد می‌شود با دیگران چه می‌کنند؟ امروز همه‌ی ایرانیان عدالت جو، آزادی خواه و حق طلب از دیندار و بی‌دین، شیعه و سنی، اقلیتهای دینی رسمی و غیر رسمی، درویش و غیر درویش تحت ستم نظام جمهوری اسلامی هستند. “

متن نامه دکتر محسن کدیور به نقل سایت شخصی ایشان به شرح زیر است :

هوالحق
حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده (مجذوب‌علی شاه) قطب مکرم سلسله‌ی دراویش نعمت اللهی گنابادی زیدت توفیقاته
سلام علیکم

یورش وحشیانه‌ی مأموران جمهوری اسلامی به اجتماع مسالمت آمیز دراویش نعمت اللهی گنابادی در مقابل دادستانی تهران و ضرب و شتم خانواده‌ی بی پناه زندانیان سیاسی به ویژه بانوان در اعتراض به ظلم مضاعف، تبعید (زندانیان آزاده آقایان رضا انتصاری و فرشید یداللهی و نیز سعید مدنی به زندان رجایی شهر) و محرومیت دراویش زندانی از امکانات اولیه‌ی پزشکی و فشار طاقت‌فرسا بر وکلایشان باعث تاسف شدید شد.

سوگوارانه نظام جمهوری اسلامی با تقدیس بی وجه مقامات و تصمیمات نابخردانه‌ی خود منتقدان و معترضان مسالمت جو را با حربه‌ی زندان و سخت‌گیریهای غیرقانونی سرکوب می کند. استبداد دینی اعتراض و انتقاد که حق اولیه‌ی قانونی و طبیعی هر انسانی است جرم و گناه نابخشودنی اعلام کرده است. دراویش که به تأسی به سرور آزادگان امیرمؤمنان علی افتخار می کنند اینک به سبک و سیاق معاویه سرکوب می شوند تا مضایق و شدائدی که بر یاران باوفای امام علی از قبیل حجر بن عدی و عمار یاسر از سوی جائران اموی رفت از خاطره ها نرود.
من از نزدیک شاهد صلح، صفا، سلوک اخلاقی، قانون‌مداری، تدین و پای بندی دراویش نعمت اللهی گنابادی به موازین شرعی بوده ام. وقتی با این سلسله‌ی نجیب فقرای الی الله اینگونه سبعانه برخورد می شود با دیگران چه می کنند؟ امروز همه‌ی ایرانیان عدالت جو، آزادی خواه و حق طلب از دیندار و بی‌دین، شیعه و سنی، اقلیتهای دینی رسمی و غیر رسمی، درویش و غیر درویش تحت ستم نظام جمهوری اسلامی هستند.
جمهوری اسلامی در ظلم علی السویه به کلیه‌ی منتقدان و مخالفان قانونی خود موفق بوده است! قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی هیچ تناسبی با عدالت، انصاف، قانون، اجرای آئین دادرسی و رعایت حقوق زندانی ندارد و ترازوی آن با فرامین سیاسی تنظیم می شود. از بخش انتخابی نظام از قبیل ریاست محترم جمهور و معدود نمایندگان مستقل مجلس انتظار می رود برای کاهش بیدادگری های بخش انتصابی نظام و قوه‌ی قضائیه تحت فرمانش فکری کنند.
توفیق جنابعالی را در دعوت مؤمنان به حق و صبر از خدای بزرگ خواستارم.
با احترام و دعای خیر
محسن کدیور
۱۹ اسفند ۱۳۹۲

مقاله قبلینامه زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان خطاب به کاترین آشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
مقاله بعدیکمپین‌ جهانی برای آزادی سربازان ربوده شده در 90
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.