علی زمانی عصمتی؛ کارگردان فیلم‌های سینمایی شیفتگی و اورویون؛ هم با پیوستن به جمع حمایت‌کنندگان از فاطمه معتمدآریا؛ با انتشار یادداشتی به رفتاری که برخی تندروها با این هنرمند در شهر کاشان داشته‌اند؛ واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ متن یادداشت علی زمانی عصمتی بدین شرح است:

مادرم دیروز به من زنگ زد. ناراحت و متعجب بود. پرسید این قضیه‌ای که همه شبکه‌های ماهواره می‌گویند چیه؟ می‌گویم کدوم قضیه؟ می‌گوید همین چیز‌ها درباره خانم معتمدآریا. می‌گویم چیز خاصی نیست.

می‌گوید مگه معتمدآریا همون دختر شمالیه نیست؟ منظورش نقش خانم معتمدآریا در گل پامچال است و از آنجا آنقدر از او خوشش آمده که همیشه فیلم‌های او را دنبال کرده. می‌گویم چرا خودش است. می‌پرسد پس چرا بهش اعتراض کردند؟ اونکه خیلی خانم خوب و متینی هست. همیشه نقش‌های خوب بازی می‌کنه. می‌گویم خب یه عده آدم که نمی‌دونن چی به چیه اعتراض کردن بهش. می‌گوید نه پس تو خبر نداری. امام جمعه کاشان هم گفته ایشون نباید می‌یومده کاشان.

این یعنی چی؟ می‌گویم راستش نمی‌دونم. خیلی عجیبه. می‌گوید تازه یه آقایی که می‌خواد نماینده مجلس کاشان هم بشه همینو گفته. مکثی می‌کند. گیج شده است. می‌گوید من واقعا نمی‌فهمم. شاید هم من دارم اشتباه می‌کنم. این قرص‌هایی که دکتر برای پیشگیری از آلزایمر داده را می‌خورم. فکر کنم کم ‌م مغزم داره از کار می‌فته.

می‌پرسد مگه خانم معتمدآریا همون خانم باحیا و متین فیلم‌ها نیست؟ همون که تازگی با تو توی یه کشوری همسفر بود؟ می‌گویم چرا. می‌گوید من نمی‌فهمم چرا اینجوری شده. همه چیز در مغزم قاطی شده. فکر کنم دارم اشتباه می‌کنم. راستی هنوز عکسشو توی سفر داری؟ می‌گویم بله. می‌گوید بفرست به موبایل خواهرت که ببینم خودشه یا نه. می‌گویم باشه. تماس قطع می‌شود و من چند دقیقه گوشی در دست در جای خود می‌مانم.

مقاله قبلینامه سرگشاده شصت و یک نماینده پارلمان فرانسه در باره سفر شیخ حسن روحانی به پاریس
مقاله بعدیپژو به ایران بازگشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.