الیور هیرشبیگل سازنده «سقوط» و «13 دقیقه» اعلام کرد که این دو فیلم، دو بخش از تریلوژی او درباره آلمان هیتلری هستند و برای سومین فیلم دیدگاه متفاوتی را اتخاذ خواهد کرد.

 الیور هیرشبیگل کارگردان آلمانی که با فیلم نامزد جایزه اسکار «سقوط» درباره آخرین روزهای آدولف هیتلر به شهرت رسیده و اکنون «13 دقیقه» را درباره ماجرای واقعی سوء قصدی به جان پیشوای آلمان نازی در سال 1939 آماده نمایش دارد، در جریان جشنواره برلین اعلام کرد که فیلم سوم او از این سه‌گانه به زودی جلوی دوربین خواهد رفت.

این فیلم‌ساز 58 ساله متولد هامبورگ : «می‌خواهم سه‌گانه تاریخ ناسیونال سوسیالیسم (ایدئولوژی آلمان نازی) را تکمیل کنم. «سقوط» پایان آن را نشان داد و «13 دقیقه» آغاز آن را. آخرین فیلم نگاهی خواهد داشت به قربانیان، چه در دوران هیتلر و چه پس از آن تا تأثیر نازی ها را به نمایش بگذارد.» هیرشبیگل به جزئیات کار خود اشاره نکرد و در مورد تاریخ شروع پروژه فیلم سوم خود نیز سخنی به میان نیاورد.

فیلم «13 دقیقه» که برای اولین بار روز پنجشنبه در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمده، بسیار مورد استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفته است.

«13 دقیقه» به زندگی گئورگ الزر، یکی از مبارزان مقاومت آلمان می‌پردازد که در سال 1939 برای به قتل رساندن هیتلر تلاش کرد و چیزی نمانده بود که مسیر تاریخ آلمان و جهان را تغییر دهد.

گئورگ الزر مرد نجاری بود که در تاریخ 8 نوامبر 1939 بمبی دست‌ساز را در سالنی در مونیخ که آدولف هیتلر به مناسبت سالگردیکی از رویدادهای تاریخی مورد علاقه نازی‌ها در آن سخنرانی می‌کرد، کار گذاشت. هیتلر کمی زودتر از موعد آن سالن را ترک کرد و 13 دقیقه بعد از خروج وی، بمب منفجر شد و هشت نفر در این حادثه کشته شدند. الزر در مرز سوییس دستگیر شد و به داخائو، یکی از اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها فرستاده شد و در سال 1945، درست چند روز پیش از پایان جنگ، به‌دستور مستقیم هیتلر به‌قتل رسید.کریستین فریدل که پیش از این در فیلم «روبان سفید» میشائیل هانکه نیز بازی کرده، در «13 دقیقه» نقش الزر را بازی کرده است.

الیور هیرشبیگل در هالیوود نیز فیلم‌هایی مانند «هجوم» -بازسازی فیلم علمی-تخیلی کلاسیک «هجوم ربایندگان جسد»- و «دایانا» در باره زندگی عروس خانواده سلطنتی انگلستان را ساخته اما با این فیلم‌ها موفقیتی کسب نکرده است. استقبال از «13 دقیقه» در برلین که شرکت سونی پیکچرز کلاسیکز حقوق پخش آن در آمریکا را خریداری کرده است، شرایط را به نفع این فیلم‌ساز تغییر می‌دهد.

مقاله قبلیمت دیمون و ویلم دافو به «دیوار بزرگ» خوردند
مقاله بعدیاعتراضات گسترده زندانیان سیاسی و عادی بند ۳ زندان مرکزی زاهدان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.